پس از سقوط نظام جمهوریت در افغانستان، سیاستمدارانی که به دزدی، قتل، فساد، فحشا و وابستگی به بیگانگان شهرت داشتند و دستانشانبرای در راستای تأمین منافع خارجیها به خون ملت خود آلوده بود، پیش از اشغالگران، از افغانستان فرار کردند. اندکی بعد، عطش قدرت و زورگویی بار دیگر در وجود آنان شعلهور شد؛ از راه آنلاین و زیر نامهای گوناگون گروهها و جبهات اعلام کردند و یکبار دیگر بهای فروش خود را در بازار جهان عرضه نمودند. اکنون نزدیک به پنج سال میگذرد که هیچکس حاضر نشده آنان را بخرد و برای بازگرداندن اعتماد از دسترفته آنان تلاش نمیکنند.
شماری از مقامات پیشین نظام جمهوریت گفتهاند که نشستهای برخی اشخاص و جبهات در پاکستان، اسرائیل و شماری از کشورهای اروپایی، از جمله نشستهای ظریفه غفاری در اسرائیل و گردهماییهای جبهههای مختلف مخالف در اروپا و پاکستان، در اصل با رابطان استخباراتی برگزار میشود و «حقوق زنان» تنها بهانهای برای پیشبرد این فعالیتها است. در این زمینه باید بحثها نه بر پایه احساسات، بلکه به گونه دقیق و تحلیلی باشد؛ با این حال، ماهیت نشستهای مخالفان به روشنی رنگ و بوی استخباراتی دارد. مکان، زمان و روابط اشتراککنندگان نشان میدهد که موضوع تنها یک بحث مدنی یا اجتماعی نیست، بلکه در پسِ پرده مسایل دیگری نیز وجود دارد. عنوانهایی مانند حقوق زنان، وحدت و موارد مشابه، بیشتر به عنوان ابزاری برای کسب مشروعیت مورد استفاده قرار میگیرد تا اهداف اصلی پنهان نگه داشته شود.
خواستهای مردم بسیار روشن و ساده است؛ ارزشهای اسلامی و ملی، تأمین امنیت، برقراری عدالت، فراهمشدن زمینه کار و حفظ استقلال کشور از جمله مطالبات اساسی این ملت بهشمار میرود. مردم در انتظار بازیهای قدرت چند مقام فراری پیشین نیستند، بلکه تغییرات عملی را تجربه میکنند و دیگر با وعدهها و شعارهای توخالی فریب نمیخورند. هر فرد یا جریانی که از نیازهای اساسی مردم چشمپوشی کند و تنها سیاست حفظ کرسی و منافع شخصی را دنبال نماید، نمیتواند نماینده مردم باشد. به همین دلیل، فاصله میان مردم و گروههای مخالف حکومت افغانستان روزبهروز بیشتر شده است.
آجندای اصلی نشستهای گروههای مخالف، خواستهای مردم نیست. این نشستها بیشتر برای نمایش فعال بودن سیاستمداران و گروههای مخالف برگزار میشود، در عین حال آنان تلاش میکنند دوباره به قدرت گذشته بازگردند، حمایت کشورهای خارجی را جلب کنند و خود را به عنوان بدیل مطرح سازند. همچنان تلاش میکنند چنین ذهنیتی در سطح جهان ایجاد شود که گویا آنان نمایندگان واقعی مردم هستند، در حالیکه در میان مردم افغانستان منفور شدهاند و هرگز نمیتوانند نمایندگی از آنان را بر عهده بگیرند.
اهداف گروههای مخالف کاملاً روشن است؛ آنان تلاش میکنند که بر بهای خون مردم به کرسی، نفوذ و امتیازات دست یابند. آرزویشان همان زندگی و موقعیتی است که با سقوط نظام جمهوریت از دست دادند. از همین رو، هرگاه در برابر کشور فشار، تجاوز یا مسایل مهم ملی مطرح میشود، یا سکوت اختیار میکنند و یا موضعی میگیرند که آشکارا با احساسات و خواستهای مردم در تضاد قرار دارد. نشستهای آنان نیز نه برای حل مشکلات مردم، بلکه برای ادامه سیاستهای شخصی و گروهی برگزار میشود؛ با این حال میکوشند این نشستها را با چهرهای تازه و در زیر سایه شعارهای نوین به نمایش بگذارند.
نشستهای مخالفان که با حلقات استخباراتی پیوند دارد، در این حالت ادعای نمایندگی از مردم هیچ معنا ندارد. چنین فعالیتهایی به جای تأمین منافع ملی، به بخشی از محاسبات و برنامههای خارجی تبدیل میشود. بر همین اساس، جریانهای مخالف بیانگر خواستهای مردم نیستند، بلکه ابزار اجرای طرحهای خارجی بهشمار میروند. آنان تلاش دارند خود را مطرح سازند و حمایت خارجی را بهدست آورند. از همین رو، هر بار موضوعاتی انتخاب میشود که حساسیت جهانی را برانگیزد، نه اینکه مشکلات واقعی مردم افغانستان را حل کند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.