اخیراً با ترور اکرامالدین سریع، فرد مهم گروه مقاومت در ایران، درز و اختلافات فزاینده در میان گروههای مخالف، بیباوریها را میان این گروهها بیشتر ساخته است و این امر اکنون به یک هراس بزرگ برای آنها مبدل شده است. هرچند تا هنوز مسئولیت ترور سریع را کسی به عهده نگرفته است، اما با توجه به باور عامه و کشمکشهای جاری و توطئههای متقابل میان گروههای مخالف، چنین به نظر میرسد که وی قربانی همین نوع رقابتها و بازیها شده است.
این مسئله زمانی به باور بدل شد که همزمان با ترور وی، حامیان و اعضای جبهههای آزادی و متحد، واکنشهای مختلفی را در مورد او در شبکههای اجتماعی نشان دادند. در این واکنشها ظاهراً چنین به نظر میرسید که آنها از این موضوع خوشحال بودند و حتی پیش از این برای محو فیزیکی او برنامهریزی کرده بودند. ترور اکرامالدین سریع نشان داد که این گروهها برای رسیدن به اهداف شوم خود و برای پیشی گرفتن از یکدیگر در این رقابت منفی، به هر بازی و حتی از بین بردن یکدیگر نیز آمادهاند. پیش از این، این نوع مخالفتها تنها به شبکههای اجتماعی محدود بود، اما اکنون این سلسله به کشتار و ترور یکدیگر نیز رسیده است.
این امر یک پیام خطرناک دیگر را نیز با خود دارد، و آن اینکه اگر احیاناً این گروهها موفق شوند به اهداف شوم خود در افغانستان برسند، افغانستان بار دیگر به یک جنگ داخلی خطرناک و ویرانگر مانند دهه نود میلادی کشانده خواهد شد که در آن هر کوچه، هر قریه، هر شهر و هر دره و ولایت به خون مردم بیگناه رنگین خواهد شد، خانه به خانه، قریه به قریه، دره به دره، ولسوالی به ولسوالی و ولایت به ولایت دشمنیهای سخت را به پیش خواهند برد، بیگانگان بر این آتش جنگ تیل خواهند ریخت و با این کار، افغانستان را به سوی تجزیه و پارچهپارچه شدن خواهند کشاند و تنها منافع شخصی چند نفر در آن محفوظ خواهد ماند.
اینها همه خوابهایی است که همین اکنون مخالفین مقیم خارج میبینند و برای تحقق آن تلاش میکنند. اما در اینجا سؤال اصلی این است که آیا مردم افغانستان دوباره میخواهند به چنان وضعیتی برگردند؟ آیا آن وضعیت را بر خود و وطن خود میپسندند؟ و در کل، رفتن به آن وضعیت چقدر ممکن است؟ پاسخ همه این سؤالات منفی است. مردم افغانستان از جنگهای طولانی، جنگ داخلی و خیانتهای رهبران غدار چنان خسته شدهاند که حتی از چهرهها و نامهای آنها نفرت دارند. آنها که در چند سال اخیر نفس راحتی کشیدهاند، پس از تقریباً ۴۰ سال ناملایمات، احساس امنیت کردهاند، به هیچ صورت تمایل به بازگشت به آن وضعیت ندارند. مردم افغانستان اکنون در چارچوب یک نظام قوی و مرکزی، گامهای خود را به سوی پیشرفت، آبادانی، سعادت و آرامش برمیدارند.
مسئله دیگر این است که مخالفین مقیم خارج نیز میدانند آنچه در ذهن دارند، صرفاً خواب و خیال است و فرضیههای بسیار دور از واقعیت است. از این رو، این وضعیت آنها را خسته کرده است و اکنون سلسله مخالفتهایشان به جای افغانستان، به داخل جبهههای خودشان کشیده شده است و در آنجا به از بین بردن، ترور و بدنام کردن یکدیگر مشغولند. آنها از میدانهای دیگر بازماندهاند و بدبختیها، جنگها و ناملایماتی که برای افغانها طراحی کرده بودند، اکنون به احزاب، گروهها، جبههها و دستهجات خودشان سرایت کرده است و این سلسله هر روز بیشتر و گستردهتر میشود.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.