مقامات فاسد جمهوریت سرنگونشده بارها و بارها شعار ترامپ را تکرار میکنند که گویا افغانستان در حال حاضر جهنم روی زمین است. ترامپ این اظهارات را از آن رو بیان میکند که زمانی میخواست افغانستان را با زور تسلیم کند یا آنچه را او و دولتش میخواستند بر آنها بقبولاند. او در دوره گذشته خود برای این کار تلاشهای زیادی کرد و آخرین قدرت نظامی خود را نیز به کار برد، اما زمانی که دید این سرسختی نتایج معکوس دارد و تلاشهایش بیفایده است، نظرش در مورد افغانستان تغییر کرد. گاهی آن را گورستان امپراتوریها میخواند، گاهی داستان شکست ابرقدرتهای پیشین را تعریف میکرد، گاهی از تلفات نیروهایش نگران میشد و گاهی چیز دیگری میگفت.
ترامپ شکست خود را در افغانستان با چشمان خود میدید، از این رو مذاکره را در اولویت قرار داد، تا اینکه با امضای توافقنامه دوحه شکست خود را پذیرفت و خروج نیروها را آغاز کرد. پس از ترامپ، بایدن بسیار نگران بود و داستانی را که ترامپ آغاز کرده بود به پایان رساند. اکنون که ترامپ میبیند تلاشهای بیست سالهاش در افغانستان بینتیجه مانده است، هزاران سربازش را از دست داده و تریلیونها دالر او به هدر رفته است، به همین دلیل او آشفته است. گاهی افغانستان را جهنم میخواند، گاهی موقعیتش او را متحیر میکند، گاهی بگرام را میخواهد و گاهی چیز دیگری.
سخن تعجبآور این است که مقامات سابق جمهوریت سرنگونشده نیز این سخنان ترامپ را تکرار میکنند. آنها فکر میکنند که در طول بیست سال اشغال، افغانستان گل و گلزار و جنت بود. آنها با کمال گستاخی جنایات و قساوتهای متجاوزان و سربازان داخلی را فراموش میکنند، آنها بر روی حملات وحشیانه شبانه، توپهای دیسی، بمبارانهای کورکورانه و وحشیانه، قتلهای خودسرانه، صدها و هزاران وحشت و جنایت دیگر سرپوش میگذارند. جنایات سربازان وحشی حدود پنجاه کشور در افغانستان برای آنها بهشت به نظر میرسد، بمباران عروسیها، تشییع جنازهها و اجتماعات برای آنها بهشت به نظر میرسد، شلیک توپهای دیسی به زنان، کودکان و ریشسفیدان برای آنها جنت به نظر میرسد، دریدن انسانها توسط سگها در زندانها، بیرون کشیدن ناخنهای دست و پا و انواع شکنجهها برای آنها جنت به نظر میرسد.
اما آزادی، آرامش، رفاه و شادی فعلی مردم برای آنها جهنم به نظر میرسد. اگر مردم از مشکلات اقتصادی رنج میبرند، این نتیجه همان فسادها و سرقتهایی است که این مقامات ثروت ملی مردم را غارت کردند، با سر، مال و ارزشهای مردم بازی کردند. با خون مردم تجارت کردند، چند دزد و مفسد چند ملیتی را از غرب آوردند و مردم فقیر و بیکس کشور را با آنها سرکوب کردند و لقمه نانشان را دزدیدند. بله! حافظه آنها مثل مرغ است، همه چیز را به سرعت فراموش میکنند، خود را کبوتران سفید و حکومت بدنام و بیگانه خود را مملو از کمال میبینند.
اما نه مردم بیحافظه هستند و نه تاریخ؛ هم مردم و هم تاریخ تمام جنایات، فسادها، خیانتها و وحشتهای آنها را در حافظه خود نگه داشتهاند. مردم کسانی را هم به یاد دارند که برای وضعیت فعلی، رفاه، امنیت و آرامش سر به دست گرفته و به هر قربانی و مبارزهای ایستادند و هنوز هم ایستادهاند. مردم کسانی را هم به یاد دارند که در هر سرما و گرمایی با آنها همراهی کردند. مردم این را هم به یاد دارند که با وجود چالشها، توطئهها و شرارتهای خارجی، چه کسانی شب و روز برای آبادانی، امنیت و رفاه تلاش میکنند؛ در نهایت مردم ایثارگران واقعی و جعلی خود را به خوبی میشناسند و مخالفان هرگز نمیتوانند چهره جعلی خود را به عنوان چهره اصلی بر مردم بقبولانند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.