در جریان جنگهای سخت ماه گذشته میان پاکستان و افغانستان و متعاقباً سه دور مذاکرات، اعضا و مسئولین «جبهههای خیالی» و گروههای تشریفاتی مانند «آزادی»، «مقاومت» و غیره، مستقیماً از پاکستان در شبکههای اجتماعی حمایت کردند، حملات این کشور بر افغانستان را توجیه کرده و دلایل مختلفی برای مشروعیت بخشیدن به آن تراشیدند.
اخیراً، با بنبست رسیدن دور سوم مذاکرات به دلیل خواستهای غیرمنطقی طرف پاکستانی، مسئولین و اعضای گروههای مخالف حکومت افغانستان در اکانتهای اصلی و ناشناس خود به پاکستان پیشنهاد کردهاند که مأموریت نیابتی یک جنگ دیگر به این گروههای تشریفاتی سپرده شود و از آنها حمایت صورت گیرد.
همهٔ اینها در مقطعی زمانی انجام میشود که خود پاکستان با یک بحران شدید داخلی روبهرو است؛ تهدیدات امنیتی، بیثباتی سیاسی، رکود اقتصادی، فشارهای اجتماعی و روابط خراب با کشورهای منطقه، مسائلی هستند که پاکستان را به سمت لبهٔ پرتگاه سوق داده است.
چگونه پاکستان میتواند در چنین وضعیت وخیمی بر گروههایی سرمایهگذاری کند که با وجود ۲۰ سال حضور و حمایت امریکا و ناتو، نتوانستند رژیم جمهوریت را در افغانستان حفظ کنند؟ همچنین، چگونه بر گروههایی سرمایهگذاری کند که در میان ملت افغانستان حضور و مشروعیت ندارند، اما از «مقاومت خیالی» حمایت میکنند؟ دلایل متعددی برای عدم حمایت از این گروههای خیالی وجود دارد، اما نتیجه این است که معاملهٔ «وطنفروشی» این گروهها با پاکستان، یک اشتباه تاریخی است.
تاریخ در صفحات خود و ملت افغانستان در حافظهٔ خویش ثبت خواهند کرد که شماری از گروههای خیالی، در طمع منافع شخصی و گروهی خود، سر افغانستان را به هرگونه معاملهای گذاشتند و برای اینکه علیه نظام اسلامی ساخته شده توسط افغانها و ملت مسلمان افغان بجنگند، آمادهٔ معامله با کسی شدند که نزدیک به دو دهه، موقف خود را با شعارهای فریبندهٔ دشمنی با این کشور تضمین میکردند.