در تاریخ ۲۴ اسد سال ۱۴۰۰ هجری شمسی، افغانستان شاهد تحولی تاریخی بود. در این روز ارکان اصلی جمهوریت سقوط کردند و حکومت کنونی کابل به طور کامل کنترل کشور را در دست گرفت. در نتیجه این تحول، مقامات سابق جمهوریت، چهرههای سیاسی و قوماندانان نظامی، هرکدام به طریقی از کشور فرار کنند. این فرارها که در ۲۴ اسد آغاز شد، در نهم سنبله به پایان یافت. مقامات جمهوریت فرار خود را به بهانه حفظ جانشان توجیه کردند، اما در تاریخ این فرارها به عنوان خیانت به وطن و فرار از پاسخگویی نسبت به جنایاتشان ثبت خواهند شد.
پس از عقب نشینی تاکتیکی در برخی مناطق، فرار اشرف غنی، نقطه آغازین سقوط جمهوریت بود. او در ۲۴ اسد با تعدادی از نزدیکانش از کشور فرار کرد و زمینهساز خلا قدرت شد. گزارشها حاکی از آن است که او ابتدا با هلیکوپتر به تاجیکستان رفت و سپس به امارات متحده عربی پناه برد. علاوه بر فرار غنی، اتهاماتی جدی در مورد انتقال میلیونها دالر به او وارد شده است. فرار غنی، به عنوان انگیزه مستقیم فرار به رهبری جمهوریت، موجب تسریع سقوط رژیم جمهوریت شد.
پیلوتها و متخصصان فنی نیروهای هوایی، که از مهمترین ابزارهای دفاعی جمهوریت بودند، پس از سقوط نظام، فرار کردند. گزارشها نشان میدهند که بیش از ۴۰ هلیکوپتر و هواپیما به ازبکستان منتقل شدند و با خود تعداد زیادی از نظامیان را نیز انتقال کردند. این هواپیماها بعدأً به دست آمریکا و ازبکستان افتاد. به این اندازه فرارهای هلیکوپترها که به تاراج رفتن منابع ملی شمرده میشود، یکی از بزرگترین خیانتهای تاریخ افغانستان محسوب میشود و هرگز از یاد مردم نخواهد رفت.
در ادامه روند فرار مقامات جمهوریت از تاریخ ۲۴ اسد ، چندین چهره سیاسی و رهبر خودخوانده به فرار از کشور روی آورد. آنهایی که در طول جنگ شعار میدادند و مردم را به جای صلح به جنگ بیشتر تشویق میکردند، در نهایت خودشان از کشور گریختند. افرادی مانند عبدالرشید دوستم و عطا محمد نور، که خود را قدرتمندترین افراد کشور میدانستند، تانکهای چالان را رها و از ترس به ازبکستان فرار کردند. این مقامات در طول دو دهه خود را در جایگاههای عالی معرفی کرده و القاب مختلف داده بودند، اما در میدان عمل، توان مقابله را نداشتند و در نهایت ولایتهای شمالی را به مخالفان خود(طالبان) واگذار کردند.
علاوه بر مسؤولان نظامی، بسیاری از سیاستمداران دیگر، همچون صلاحالدین ربانی، محمد محقق، یونس قانونی، محمد کریم خلیلی و ضیا مسعود، نیز چند روز پیش از سقوط جمهوریت، با درک وضعیت بحرانی، کشور را ترک کردند و به اسلامآباد پناه بردند. برخی از این مقامات که در سمتهای عالی دولتی چون وزیر، رئیس و والی قرار داشتند، پس از سقوط جمهوریت، تا ۹ سنبله سعی کردند خود را به میدان هوایی کابل رساندند تا در پروازهای آمریکایی از افغانستان فرار کنند. در این میان، افرادی مانند امرالله صالح و احمد مسعود نیز به بهانه «مقاومت» به پنجشیر گریختند، اما پس از مدت کوتاهی، به تاجیکستان فرار کردند. آنها خود را نماد مقاومت میدانستند، اما در عمل هیچ اقدامی برای مقابله با طالبان انجام ندادند. این فرارهای پیدرپی سوالات جدی را درباره این رهبران و مقامات جمهوریت مطرح کرد که خود را نمایندگان ملت میخواندند.
اینکه چرا این مقامات به سرعت از کشور فرار کردند، تنها یک دلیل دارد، ترس از پاسخگویی به ملت و نگرانی از محاکمه بهخاطر فساد، جنایات و خیانتهایی که مرتکب شده بودند. بسیاری از آنها درگیر فساد، تفرقه قومی، سرقت، قتل و شکنجه بودند. فرار این مقامات نه تنها یک فرار فزیکی از کشور بود، بلکه فرار از تاریخ، مسئولیت، عدالت و قضاوت بود. اما خیانتهای این افراد، چهرههای سیاه و اعمال منفورشان هیچگاه از حافظه تاریخ و ملت افغانستان پاک نخواهد شد.
اگرچه دلایل مختلفی در پشت سقوط جمهوریت وجود داشت، اما فرار مقامات و رهبران عامل اصلی سقوط این رژیم پنداشته میتوانیم. این افراد که خود را رهبران کشور، اصلاحطلبان و تکنوکراتها معرفی میکردند، در لحظات حساس و بحرانی کشور را تنها گذاشتند. آنها به ملت، نظام و مسئولیتهایشان خیانت کردند. هرچند امروز آنها در خارج از کشور در آرامش زندگی میکنند، اما تاریخ هرگز از جنایات آنها چشمپوشی نخواهد کرد. از این فرارها به مردم افغانستان پیام روشنی به جایماند که وفاداری واقعی نیازمند عمل است، نه فقط شعار.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.