پس از سقوط جمهوریت و روی کار آمدن حکومت سرپرست در افغانستان، برخی از چهرههای سیاسی جمهوریت که به دلیل ترس از اعمال گذشته خود، از کشور گریختند، همواره در کشورهای خارجی گرد هم میآیند، تحت عناوین مختلف نشستهایی برگزار میکنند، نقشههایی طرح مینمایند و در تلاشاند تا راهی برای بازگشت دوباره به قدرت بیابند. برای تحقق این رؤیاهای خام، تعبیرهای فریبنده را جستجو میکنند.
چشم امید این افراد به کشورهای غربی، بهویژه آمریکا، دوخته شده است. آنها تمام تمرکز خود را بر این دارند که تصویر نادرست از اوضاع کنونی افغانستان ارائه دهند، طوری وانمود کنند که مردم از شرایط موجود ناراضیهستند، شایعاتی در مورد اختلافات عمیق میان مقامات ارشد حکومت سرپرست منتشر میسازند و از این راه، برای خود نوعی آرامش کاذب ایجاد میکنند.
چنین نشستهای مخالفان در خارج از کشور، هرچند همواره به دلیل اختلافات درونی آنها با شکست مواجه شده، اما پرسش اساسی این است که آیا این نشستها و برنامهریزیها به نتیجهای خواهند رسید؟ برای پاسخ به این پرسش، باید چند نکته زیر را بررسی کرد.
موضعگیری آمریکا: مخالفانی که در خارج از کشور به سر میبرند، به دونالد ترامپ، رئیسجمهور کنونی آمریکا، دل بسته بودند و انتظار داشتند که سیاستهای واشنگتن را در قبال افغانستان تغییر دهد و مستقیماً از آنها حمایت کند. اما ترامپ تمامی این امیدها را بر باد داد. حتی در پاسخ به پرسش یک یوتیوبر درباره افغانستان، با لحنی تمسخرآمیز از موضوع گذشت و بهوضوح نشان داد که این مسئله برایش اهمیتی ندارد.
تغییر سیاستهای جهانی: تصور اینکه سیاستهای جهانی بهزودی دستخوش تغییر خواهد شد و توجه کشورهای بزرگ از بحرانهای اوکراین و خاورمیانه دوباره به افغانستان معطوف میگردد، چیزی جز یک خیال خام نیست. هیچ نشانهای وجود ندارد که نشان دهد تحولی در سیاستهای بینالمللی در راه است یا اینکه شرایط جهان به شکلی تغییر خواهد کرد که میدان عملی آن نیز تغییر کند.
حمایت داخلی: اگر کشوری پیدا شود که حاضر باشد از این افراد بگیل برای بازگشت به قدرت حمایت کند، این چهرههای تکراری و آزمودهشده دیگر در میان مردم افغانستان هیچ جایگاهی ندارند. در دوران جمهوریت سرنگون، فساد، خیانت و چهرههای اصلی آنها زیر پوشش شعارهایی چون دموکراسی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر و حکومت فراگیر پنهان شده بود، اما مردم حقیقت را با چشمان خود دیدند و نیازی به توضیح بیشتر نیست.
قوت سیاسی: اگر تمام تلاشهای مخالفان صرفاً در حد فعالیتهای سیاسی باقی بماند، از یک طرف حکومت سرپرست توانسته است اقتدار و ثبات خود را حفظ کند و از سوی دیگر، مخالفان دچار نوعی سردرگمی و ترس شدهاند. اینکه چه زمانی و چگونه میتوانند قدرتی در برابر حکومت سرپرست کسب کنند و جایگاهی برای خود بیابند، مسئلهای است که همچنان در حالت ابهام قرار دارد.
با در نظر گرفتن این واقعیتها و نکاتی قبلی، بهوضوح میتوان گفت که هرچند مخالفان حکومت سرپرست افغانستان تلاشهای مختلفی انجام دهند، برنامههای متعددی طراحی کنند و نشستهای بسیاری در کشورهای خارجی برگزار نمایند، تمامی راههای ممکنه بازگشت آنها به قدرت مسدود شده است، این تلاشها و التماس به جهانیان، دستاوردی جز ناکامی و ناامیدی نصیبشان نخواهد کرد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.