افغانستان در مسیر تاریخ شاهد وقایع مهم سیاسی و انقلابی بوده که مشابه آن در دنیا کمنظیر است.
اگر تنها حوادث یک قرن اخیر کشور را مرور کنیم، درمییابیم که اشغال، مبارزه در برابر اشغالگران، جنگهای داخلی، بغاوت و انقلاب، از جمله وقایع مهم تاریخی معاصر افغانستان به شمار میروند.
افغانستان سه بار مورد تجاوز قدرتهای جهانی قرار گرفته، خسارات هنگفت مالی و جانی را متحمل شده، بهترین فرزندان خود را از دست داده، اما سر تسلیم در برابر دشمن خم نکرده است.
مبارزه و جهاد ملت افغان در برابر اشغالگران همواره ادامه داشته و متجاوزان را شکست داده است.
قهرمانی افغانان در جهان زبانزد عام و خاص است، حتی رهبران جهان افغانستان را به نام “قبرستان متجاوزان” نامیدهاند.
اما افغانستان پس از هر پیروزی بر اشغالگران، همواره با اختلافات داخلی، ناهنجاریها و کشمکشهای برخی رهبران سیاسی روبهرو بوده است و نتوانسته است از بنبست سیاسی خارج شود.
سوالی که مطرح است این است که چرا افغانستان در برابر سختترین دشمنان خارجی پیروز شده، اما در برابر مشکلات داخلی ناکام مانده است؟
با اندکی تأمل میتوان گفت که ملت افغانستان همواره قربانی برخی از رهبران فاسد، خواهشپرست و متعصب شدهاند که ارزشهای بزرگ ملی و دینی را در برابر خواستههای شخصی خود فدای منافع کوتاهمدت کردهاند.
این رهبران فاسد را میتوان در تاریخ معاصر افغانستان شناسایی کرد و میتوان مفکورهها، باورها و عملکرد آنها را درک نمود.
به عنوان نمونه، میتوان به اختلافات داخلی رهبران جهاد علیه قشون سرخ اتحاد جماهیر شوروی، بغاوت احمد شاه مسعود در برابر حزب جمعیت، و همچنین تشکیل “شورای نظار” جهت تضعیف حزب جمعیت مربوط به ربانی اشاره کرد.
علاوه بر این، بغاوت فرماندهان مختلف احزاب در برابر حکومت ائتلافی مجاهدین و جنگهای خانمانسوز رهبران گروه فساد و شر نیز نمونهای دیگر از بغاوت است.
سرانجام، بغاوت جبهههای مختلف از فتنهگران و فسادپیشگان در برابر امارت اسلامی افغانستان تحت رهبری ملا محمد عمر رحمهالله در سال 1370 هجری شمسی، تاریخ بغاوت در افغانستان را به شیوهای جدید رقم زد.
اما قبل از اینکه ریشههای بغاوت خشکانده شود، آمریکا به همراه متحدین خود به افغانستان حمله کرده و کشور را اشغال کردند.
در این زمان، رهبران فاسد دوباره به قدرت رسیدند و فساد، خیانت و جنایتهای بیشتری مرتکب شدند.
با فضل خداوند متعال، پس از بیست سال جهاد و مبارزه مجاهدین، امارت اسلامی و ملت افغانستان توانستند اشغالگران را بیرون کرده و بار دیگر نظام اسلامی را در کشور حاکم کنند.
این بار نیز یک گروه خاص و مشخص دست به بغاوت زد و به زعم خود مقاومت در برابر نظام اسلامی کشور را اعلان کردند که خوشبختانه این پدیده شوم در نطفه خنثی گردید.
سوالی که همیشه ذهن انسان را مشغول میکند این است که چرا یک گروه خاص همواره پرچم مخالفت را بلند میکند و وحدت مردم افغانستان را خدشهدار میسازد؟ چرا این گروه همیشه بغاوت میکند و از اطاعت امیر مسلمانان سر باز میزند؟ حتی در گذشته نیز در برابر حزب مورد علاقه خود مخالفت کرده و دست به بغاوت حزبی زده است.
پس از بررسی و تحقیق در تاریخ، میتوان گفت که تمامی مخالفتها و بغاوتها و شرارتهای این گروه به خاطر خواهشات غیرمشروع بوده که هیچ مجوز شرعی و عرفی ندارند.
متأسفانه، در طول تاریخ، این گروه ملت افغانستان را به عنوان گروگان برای برآوردن خواستههای خود گرفته و با دشمنان افغانستان همپیمان شده است.
اما اکنون ملت افغانستان به خوبی این گروه فتنهگر و فاسد را شناخته است و به دعوتهای کاذب آنها پاسخ منفی خواهد داد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.