بغاوت در فقه اسلامی به ظلم و تعدّی بدون حق، خروج از جماعت مسلمین و شورش عليه نظام اسلامی گفته میشود؛ این تعریف بهطور دقیق به گروهک موسوم به جبهه مقاومت که خود را در افغانستان فعال میداند، صدق میکند.
تعدادی که امروزه خود را به جبهه بغاوت منسوب میدانند همان اوباشان و راه زنان سابق هستند؛ همانهایی که مال و جان مسافرین از دستشان امان نداشت.
افراد این جبهه همان غاصبان گذشته است که با زور و دروغ مال دولت و بیت المال را غصب میکردند، همانهایی که با پول دولت و بیت المال برای خودشان زرق و برق بنا میکردند، در همه ولایات بهخصوص در کابل اکثر زمینهای دولتی و تپهها را به نام خود کرده بودند؛ مردم همه میدانند که اینها چقدر زمینهای دولتی را حصار کشیده بودند.
اعضای این جبهه بدتر از بیت المال، مال مردم رعیت را غصب میکردند؛ هر چیزی که خوششان میآمد با زور قنداق میگرفتند، پروندههایی که در محاکم قضایی وجود دارد شاهد این مدعاست؛ الحمدالله امارت اسلامی بسیاری از این مالهای غصب شده را به صاحبان اصلیشان برگردانده است.
چرا بغاوت میکنند؟ دلیل اینکه اینها عليه نظام اسلامی افغانستان به بغاوت برخاستهاند اینست که زمینه زورگویی و غصب و چپاول را از دست دادهاند؛ برای اینکه مالهای غصب کردهشان به صاحبان اصلیاش برگردانده شده است، دیگر دلیلی ندارند؛ اگر میگویند ما برای دفع ظلم قیام کردهايم که ادعای بیاساس است، چون در سایه امارت اسلامی دیگر بر کسی ظلم نمیشود، و اگر بشود هم بیجواب نمیماند.
این گروهک باغی از نعمت امنیت و آرامی که الله در سایه امارت اسلامی به مردم افغانستان عنایت کرده استفاده نمیکنند، بلکه تعدادی از انها وطن و کاشانه را رها کرده در آغوش باداران غربی پناه بردهاند؛ تعدادی باقی مانده هم به کوه و مغارهها آواره و سرگشته شیاطین شدهاند، از جمع مسلمانان خود را کشیدهاند، از مسجد و نماز با جماعت دور هستند، در خیر و آبادانی سهیم نیستند و هیچ نقشی در پروژههای عمرانی ندارند.
از همه بدتر از نظام اسلامی حاکم در افغانستان بغاوت کردهاند، اسلام به مسلمانان تاکید میکند که از امیر وقت اطاعت کنید، حتی اگر از لحاظ جسم و عقل از شما کوچکتر باشد؛ اگر حاکم مسلمان و در تلاش بهبود جامعه، پس اطاعت او از اوجب الواجبات میباشد، و خروج از اطاعت او بغاوت حساب میشود، کاری که جبهه موسوم به مقاومت میکند.
الله تعالی در آیه 9 سوره حجرات در رابطه به اینچنین جماعت باغی میفرماید:«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ». ترجمه: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهید و اگر یکى از آن دو، بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد.
بله، آیه فوق لفظ بغی و بغاوت را به کار میبرد و میگوید اهل بغاوت را نصیحت و توجیه کنید که دست از بغاوت بکشند، اما اگر اصلاح نشدند با آنها بجنگید تا تسلیم شوند یا نابود شوند.
الله تعالی همچنان در آیه 12 سوره توبه در رابطه به جزای اهل بغاوت میفرماید:«وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ». ترجمه: و اگر آنها (کفار و منافقین و همدستانشان) سوگند خود را بعد از عهدی که بستهاند بشکنند و در دین شما (حکومت اسلامی شما را) تمسخر و طعن زنند، در این صورت با آن پیشوایان کفر و ضلالت(و اهل بغاوت) کارزار کنید (زیرا) آنها را عهد و سوگند استواری نیست، باشد که بسکنند.
آیه فوق نیز ترغیب میدهد که با رهبران جبهه بغاوت پیکار کنید و با هر گروهی که مثل اینها از نظام اسلامی خروج کند و بغاوت پیشه گیرد.
الله تعالی همچنان در آیه 73 سوره توبه میفرماید:«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ۚ» ای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن و بر آنها بسیار سختگیر.
مفسرین کرام از آیات فوق احکام بغاوت و بغات را استنباط کردهاند، برای دانستن و فهم بیشتر در این مورد به تفسیر آیات فوق مراجعه کنید.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.