افغانستان در سطح جهان از نیروی کاری بالقوه و استعدادهای درخشان در عرصه‌های مختلف برخوردار بوده است؛ نیروهایی که هرگاه زمینهٔ مناسب برای تحصیل و شکوفایی‌شان فراهم شده، توانایی‌های خود را به‌خوبی نشان داده‌اند، نام نیک کشور عزیزشان را بلند کرده و بیرق آن را به اهتزاز درآورده‌اند. چنین نیروهای مستعد و توانمند، کلید رشد و ترقی هر جامعه به‌شمار می‌روند و با حضور و دانش‌شان، پهنای وطن رنگ آبادی به خود می‌گیرد و رونق می‌یابد.

اما زمانی می‌توان خوش‌بینانه به این مسئله نگریست که در چنین نسلی، سه معیار اساسی فراهم باشد: تدیّن، تعهّد و تخصّص. بدون شک، تا زمانی که این معیارها به‌درستی شکل نگیرد، به‌گونهٔ درست آموزش داده نشود و در نفوس نسل‌های دانش‌پژوه نهادینه نگردد، تلاش‌های فردی و جمعی به نتیجهٔ مطلوب نخواهد رسید؛ زیرا دستاورد این تلاش‌ها، منحرفانه و به‌دور از اهداف متعالی رقم خواهد خورد.

تخصصِ محض نیز در بسیاری از موارد کفایت نمی‌کند و به‌جای آبادانی و یاری، ویرانی و بازی با جان ملت را در پی دارد؛ چنان‌که عملاً در دوران جمهوریت، افغانستان به میدان چور و چپاول مبدل شده بود و جدا از سیاست‌مداران مزدور و دست‌نشاندگان غرب، به‌اصطلاح متخصصان و مسلک‌پیشگان نیز این سرزمین را فرصتی برای زراندوزی و یغماگری تلقی می‌کردند.

آنچه در این میان حایز اهمیت است، این‌که بسیاری از کادرهای مسلکی و افراد مستعدی که در بیرون از کشور تحصیل کرده و به وطن بازگشته بودند، نه نیت خالصانه داشتند و نه در اندیشهٔ خدمت به ملت بودند؛ بلکه بیش‌تر در پی آن بودند تا از این ویران‌کدهٔ آشوب‌زده، جیب‌های خود را پر کنند. آنان برای روز مبادا نیز تابعیت کشورهای دیگر را در اختیار داشتند تا در صورت لزوم، فرار کنند و بیاسایند.

از همین‌رو، با وجود تخصص‌شان، نه دردی را درمان کردند و نه مرهمی بر چهره‌های سیلی‌خورده نهادند؛ بلکه دست در دست دزدانِ صاحب منصب دادند و اندوختهٔ علمی خود را در مسیر یغما و چپاول به‌کار گرفتند.

همین واقعیت سبب شد که با تغییر نظامِ جور و ظلم و برپایی نظام عدل و داد، تمام این به‌اصطلاح متخصصان و مسلک‌داران، لحظه‌ای درنگ نکنند و در کنار ملت دندان صبر به لب نگیرند، بلکه راه فرار را در پیش گیرند. این رفتار، به‌روشنی از وابستگی آنان به کشورهای غربی و پستی‌شان در ارائهٔ خدماتِ دانشِ مغرضانه پرده برمی‌دارد؛ دانشی که در ذهن‌های ناسالم‌شان ریشه دوانده و نیت‌های‌شان را آلوده ساخته بود.

اگر جز این می‌بود، هیچ متخصص و اهل علم و دانشی هرگز صحنهٔ وطن را ترک نمی‌کرد، تصمیم به گریز نمی‌گرفت و به‌جای آن، در کنار مردمش و در خاک سرزمینش باقی می‌ماند؛ از ویرانه‌ها آبادانی می‌ساخت و رنج و زحمت را از دوش هم‌وطنانش برمی‌داشت.

از همین‌رو، سخنانی که از این و آن شنیده می‌شود و افغانستان را خالی از متخصص و مسلک‌دار معرفی می‌کند، در حقیقت شیونی است بر مزار هم‌کیشان فرصت‌طلب‌شان؛ کسانی که روزگاری دوشادوش هم دارایی‌های این وطن را به یغما می‌بردند و اکنون می‌کوشند با فریب و تزویری آشکار، آینه‌ای شکسته را شفاف جلوه دهند و شکافی عمیق را پنهان سازند.

در نتیجه، به همان اندازه که متخصص‌نمایان روانهٔ دیار غربت شدند ــ کسانی که اغلب از پیش تابعیت آن کشورها را داشتند ــ متخصصان واقعی و وطن‌دوستان حقیقی در کنار مردم خود باقی ماندند، به بازسازی و آبادانی دوبارهٔ کشورشان پرداختند و عزیز ملت شدند و هستند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version