در تاریخ معاصر افغانستان، هویت ملی و تمامیت ارضی همواره به‌ مثابه خطوط سرخی بوده‌اند که هرگونه معامله بر سر آن‌ها با واکنش شدید ملت مواجه گردیده است. اظهارات اخیر محمد محقق، رهبر حزب به اصطلاح وحدت و عضو شورای خیالی مقاومت، که در آن خط فرضی دیورند را به‌ عنوان مرز رسمی پذیرفته است، از دید منافع ملی کشور، انحرافی خطرناک و بی‌انصافی آشکار در قبال حقایق تاریخی به‌شمار می‌رود. این موضع، که به‌ جای استدلال‌های منطقی بر پایه چاپلوسی سیاسی استوار است، پیام‌های نگران‌کننده‌ای در مورد نفوذ پاکستان در میان مخالفان حکومت افغانستان باخود دارد.

محقق اظهار داشته است که با درنظرگرفتن قدرت پاکستان، افغان‌ها باید از دعوای تاریخی خود صرف‌نظر نمایند. این سخنان با موازین حقوقی بین‌المللی در تضاد قرار دارد. در دیپلوماسی معاصر، مرزهای میان کشورها بر مبنای میزان قدرت نه، بلکه بر اساس اسناد تاریخی، معاهدات حقوقی و اراده ملت‌ها تعریف می‌گردند. پذیرش معیار قدرت و زور در تعیین مرزها، در حقیقت مشروعیت‌بخشی به «قانون جنگل» است؛ قانونی که بر بنیاد آن هر کشور نیرومند می‌تواند جغرافیای همسایه ضعیف خود را اشغال کند. چنین رویکرد تسلیمی، به معنای از دست‌دادن استقلال فکری یک چهره به‌ اصطلاح سیاسی نیز می‌باشد.

از دیدگاه حقوقی، اتخاذ تصمیم در مورد سرنوشت یک سرزمین، در صلاحیت کسانی است که با هویت و مالکیت آن جغرافیا پیوند دارند. در این‌جا یک تناقض جدی وجود دارد؛ حلقات سیاسی‌ای که خود محقق نیز بخشی از آن محسوب می‌شود، طی سالیان متمادی هویت ملی «افغان» را انکار نموده و شعار «من افغان نیستم» را محور فعالیت‌های سیاسی خویش قرار داده‌اند. با این وصف، چگونه چنین افرادی می‌توانند حق تصمیم‎گیری در مورد سرزمین و مرزهای افغان‌ها داشته باشند؟ بر بنیاد اصل مالکیت، هر فرد یا گروهی که یک هویت را انکار کند، از لحاظ اخلاقی و حقوقی نیز صلاحیت اظهارنظر در خصوص حدود جغرافیایی همان هویت را ندارند.

ستایش رهبر اردوی پاکستان از سوی چهره‌هایی مانند محقق و سپس پذیرفتن خط دیورند، بیانگر نوعی معامله آشکار سیاسی و چاپلوسی است. محقق با شکستن انزوای سیاسی خویش و جلب توجه قدرت‌های منطقه، در مسائل حساس کشور موضعی پاکستان‌محور اتخاذ کرده. چنین اظهاراتی از سوی مخالفان، در راستای تأمین اهداف استخباراتی و نظامی پاکستان صورت می‌گیرد.

موضوع خط دیورند، یک قضیه تاریخی، حقوقی و ملی است که حل‌وفصل آن تنها در اجماع گسترده مردم افغانستان و تصمیم جمعی آنان است. هیچ فرد، گروه یا حزبی حق ندارد به‌ خاطر اهداف کوتاه‌مدت سیاسی یا اثبات وفاداری به بیگانگان، بر سرنوشت یک ملت معامله نماید. اظهارات اخیر محقق نشان داد که مخالفان تا چه اندازه از افغانستان نفرت دارند و برای تقویت این خصومت، در کنار دشمنان کشور قرار می‌گیرند.

چنین مواضع غیرمسؤولانه از سوی محمد محقق، بیانگر اراده ملت افغانستان نبوده و در ترازوی تاریخ نیز هیچ‌گونه وزنی ندارد. پاسداری از تمامیت ارضی افغانستان، مسؤولیت کسانی است که به معنای واقعی خود را وارثان این سرزمین می‌دانند. افرادی که برای خوشحالی جنرالان بیگانه بر خاک خود معامله می‌کنند، باید بدانند که این‌گونه چاپلوسی سیاسی هرگز واقعیت تاریخی دیورند را دگرگون نخواهد ساخت، بلکه تنها کارنامه سیاسی خود آنان را تیره‌تر خواهد نمود.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version