بعد از فروپاشی جمهوریت، با این‌که احزاب موجود در افغانستان به‌خاطر سوءسابقه و عدم مفیدبودن‌شان برای مردم افغانستان منحل شدند، اما در بیرون از افغانستان، جنگ‌سالاران بدنام و دیگر فراریان هر روز احزاب و شوراهای جدید تحت نام‌های پرزرق و برق اما پوشالی ایجاد نمودند.

شورای مقاومت یکی از همین شوراها بود که بعد از فروپاشی جمهوریت به هدف متحدنمودن مخالفین حکومت جدید ایجاد شد، اما نه‌تنها اختلافات را کاهش نداد، بلکه هر روز بیش از قبل دایره اعضای آن نیز تنگ‌تر می‌شود.

این شورا همان‌طور که از نام آن پیداست، با شعار «نجات افغانستان» اعلام حضور نمود، اما معلوم نیست منظور این افراد از نجات افغانستان چیست؟! به راستی افغانستان را از چه چیزی می‌خواهند نجات دهند؟ از استقلالی که بعد از بیست سال اشغال مهیا شده یا از امنیتی که بعد از سال‌های طولانی در این سرزمین به‌دست آمده؟ یا شاید می‌خواهند افغانستان و مردم رنج‌دیده آن را از شب‌وروزهای آرامی که سپری می‌کنند نجات دهند و دوباره به همان شب‌های تاریک و تلخ زمان جمهوریت بازگردانند؟

اما همان‌طور که برای همه هویداست، دامنه فعالیت این شورا نیز همانند دیگر احزاب رنگارنگ فراریان، جز در حد نشست‌های آنلاین و صدور بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها نیست. بر همین اساس، هرگاه اتفاقی می‌افتد، به‌دلیل این‌که خود را به یاد محدود فریب‌خوردگان خود بیاورند و اعلام حضور نمایند، اقدام به نشر اعلامیه‌هایی با کلماتی بزرگ اما پوشالی می‌نمایند.

در آخرین مورد، این شورا در واکنش به اعتراضات مردمی در ایران واکنش نشان داده و برای دولت و ملت ایران خط‌مشی تعیین نموده است. در میان سطرهای این اعلامیه، آن‌چه بیش از همه چشم مخاطب را به خود جلب می‌کند، بخشی است که در آن گفته شده: «ملت افغانستان مداخله‌های خارجی را تجربه کرده؛ این مداخلات نه ثبات می‌آورد و نه آرامش، بلکه بحران را عمیق‌تر می‌کند.»

حال سوال این است که چرا افغانستان به صحنه مداخله‌های خارجی بدل شد؟ آیا جز این است که همین افراد و همنوعان‌شان در کشورهای دیگر گلو پاره نمودند و از قدرت‌های بیگانه خواستند تا به افغانستان لشکرکشی نمایند؟ مگر احمدشاه مسعود نبود که در پارلمان اروپا تنها به خاطر تأمین منافع خود و چند بدنام دیگر، افغانستان را ماوای تروریست خواند و جهان را هشدار می‌داد که اگر به افغانستان حمله نکنید، پشیمان می‌شوید؟

بله! همین افراد بودند که از ابتدای اشغال افغانستان تا آخرین روز آن، دوشادوش بیگانگان ایستادند و نه به مقدسات خود احترامی قائل شدند و نه هم از جان مردم خود گذشتند. در کنار آن، هرکدام‌شان نیز برای تأمین منافع خود در خدمت یکی از کشورهای بیگانه قرار گرفته بود؛ یکی از شرق دستور می‌گرفت و دیگری از غرب.

اگر مردم افغانستان طعم تلخ مداخله‌های خارجی را چشیدند، به‌خاطر وجود چنین وطن‌فروشانی بود و بس؛ مداخله‌هایی که سال‌ها مردم این سرزمین را با انواع مشکلات و چالش‌های فراوان درگیر نمود؛ از ناامنی و فساد گرفته تا دزدی، قتل، چور و چپاول، مواردی که در بیشترین آن‌ها باز هم رد پای همین افراد به چشم می‌خورد، زیرا منافع‌شان از چنین راه‌هایی تأمین می‌شد.

بدون شک همان‌طور که تمام دنیا می‌داند، مسئولیت تمام رنج‌ها و مصیبت‌های به‌وجود آمده در عهد قدرت‌طلبی این جنگ‌سالاران به دوش خود این افراد است، نه کس دیگر. اما این‌که چرا هنوز هم از پذیرش مسئولیت خطاهای‌شان سر باز می‌زنند، باید گفت که اگر چنین نکنند، در آن زمان حتی همین افراد اندکی که هنوز هم در اطراف‌شان می‌چرخند نیز ترک‌شان نموده و زودتر از آن‌چه فکرش را بکنند، به زباله‌دان تاریخ خواهند پیوست.

چطور از چنین افرادی انتظار داشته باشیم که مسئولیت کارهای اشتباه خود در قبال مردم افغانستان را بپذیرند، حال‌آن‌که هنوز هم شب و روز در تلاش‌اند تا در خدمت بیگانگان قرار گرفته و زیر سایه آن‌ها به این کشور بازگردند و بار دیگر شور و شادی این ملت را به خون دل بدل کنند.

اما اکنون بازگشت به افغانستان را حتی در رویاهای تاریک خود نیز نخواهند دید، چه رسد به حقیقت؛ زیرا مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگری چهره واقعی این افراد را شناخته‌اند و حتی از شنیدن نام‌های‌شان نیز نفرت دارند، چه رسد به بازگشت‌شان به این کشور.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version