میدان بازی‌های سیاست آن‌قدر گسترده و وسیع است که انسان نمی‌تواند محدودهٔ آن را مشخص کند یا حد و مرزی نهایی برایش تعیین نماید.

وقتی این سیاستِ چندرنگ وارد کارزار مبارزه، مقابله و مواجهه شود و از آن علیه کشورهای دیگر استفاده گردد، این بازی رنگ دیگری به خود می‌گیرد و چهارچوب و محدوده‌اش بزرگ‌تر و وسیع‌تر می‌شود. در این بازی سیاسی و میدان جنگ سیاست، ترفندها و حیله‌های بسیاری کاربرد پیدا می‌کند و هیچ‌گونه اخلاق و منش اسلامی و اجتماعی در آن لحاظ نمی‌شود.

برای همگان هویداست که همجواری پاکستان هرگز با حُسن و خوبی همراه نبوده است. این کشور همیشه به دنبال تأمین منافع یک‌طرفه برای خودش از افغانستان بوده و تا زمانی که از تأمین این منافع مطمئن بوده است، چهرهٔ دوستانه و متبسمانه به خود گرفته است. اما هرگاه منافع خویش را در شرف سقوط و نابودی دیده است، بلافاصله دسیسه و حیله‌گری خود را وارد عرصهٔ تعاملات و روابط فیمابین نموده است.

از زمانی که افغانستان دارای حاکمیت اسلامی شده و پرچم اسلام و حکومت اسلامی بر بلندای قامت این کشور به اهتزاز درآمده است، این کشور زخم‌دیده طعم خوش استقلال و آزادی واقعی را چشیده و معنا و مفهوم آزاد بودن را تجسم کرده است.

این آزادگی و استقلال واقعی همان رویای خیسی است که پاکستان از آن واهمه دارد و تمام دسیسه‌ها و خواب‌های پنهانی‌اش را علیه افغانستان به چالش می‌کشد و به درهٔ سقوط می‌کشاند.

امروزه، اگر مشاهده کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که پاکستان در همین مدت اندک، برای چندین بار به حریم افغانستان تجاوز مسلحانه نموده و ملت شریف افغانستان را به خاک و خون کشیده است. این کشور و همسایهٔ نااهل به همین مقدار نیز اکتفا ننموده است، بلکه هرازگاهی با به‌کارگیری انسان‌ها و عوامل خودفروخته تلاش می‌کند افغانستان را از داخل تخریب کند و عرصهٔ ناامنی را در آن گسترش دهد.

بر همین مبنا، هر از چند گاهی جبهات و گروهک‌هایی با عناوین و نشانه‌های متفاوت عرض اندام می‌کنند و در قاب رسانه‌ها ظهور می‌نمایند. این گروهک‌ها با اهداف و آرمان‌های نادرست و از پیش تعیین‌شده از سوی کشورهای دیگر می‌خواهند خاک پاک و آرام وطن را ناآرام نمایند.

هرچند شکی نیست که جغرافیای افغانستان، زیر حاکمیت نظام اسلامی، از امنیت فوق‌العاده و سراسری برخوردار است و هرگز ظهور و ادعای چنین جبهه‌ها و گروهک‌های پوشالی و تبلیغاتی نمی‌تواند آن را به چالش بکشد.

ولی سخن این‌جاست که آیا واقعاً این جبهه‌ها و گروهک‌ها از داخل تأمین می‌شوند یا خط و نشان آن‌ها از بیرون تعیین می‌شود؟ بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که فرمانده و خط‌دهندهٔ چنین جبهاتی دارای حمایت بی‌حد و حصر و فوق‌العاده‌ای است که طبعاً از سوی کشوری یا جهتی قدرتمند تأمین می‌شود؛ کشوری که محدودیت مالی برایش وجود ندارد.

از سوی دیگر، با آنچه این جبهه‌ها و گروهک‌ها از خود در رسانه‌ها به نمایش می‌گذارند و سخنان و ادعاهایی که مطرح می‌کنند، چنین برداشت می‌شود که آن‌ها جز مهره‌های سوخته و سربازان پیادهٔ میدان نیستند که برای تحقق اهداف پلید و پنهانی کشورهای دیگر فعالیت می‌کنند.

این سخن و این برداشت، چیزی است که در ورای هر گروهک و جبهه‌ای نهفته است و بر دیدگان هر انسان اندیشمند به وضوح آشکار می‌شود و دسیسه‌ای بیش نیست.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version