گروه‌هایی که خود را زیر نام‌های دروغین «مقاومت» و «آزادی» پنهان کرده‌اند، سال‌هاست به مردم افغانستان وعده‌ی صبح روشن می‌دهند، اما در عمل همیشه عامل خونریزی، خیانت و شب‌های تاریک بوده‌اند؛ هر اعلامیه‌ی جدید آن‌ها تلاشی ناکام برای پنهان کردن شکست‌های گذشته و وعده‌های دروغین است.

کشته شدن اکرام‌الدین سریع، تصویر عریان و آشکار از چهره‌ی اصلی همین جبهه‌ی خیالی است؛ کسی که شعار مبارزه علیه حکومت افغانستان و مردم غیور افغانستان را سر می‌داد، در حقیقت قربانی اختلافات داخلی، عقده‌های شخصی و بازی‌های استخباراتی خود شد. واقعه‌ی کشته شدن سریع نشان می‌دهد که این گروه مجازی نه تنها دیدگاه سیاسی ندارد، بلکه نمی‌تواند بقای اعضای مهم خود را نیز تضمین کند.

واقعه‌ی قتل سریع نشان می‌دهد که این گروه حتی در تأمین تدابیر امنیتی داخلی خود نیز ناکام مانده است. این وضعیت به مردم پیام می‌دهد که اگر فرضاً آن‌ها فردا به قدرت برسند (که خود این یک خیال است)، چگونه امنیت تمام کشور را تأمین خواهند کرد!؟

سخنان احساساتی احمد مسعود، که مملو از تهدیدها و جملات مبهم است، سخنان یک رهبر سیاسی مسئول نیست، بلکه فریادهای یک فرد عادی شکست‌خورده است. کسی که از «صبح روشن» سخن می‌گوید، جملات احساساتی، تهدیدها و وعده‌های مبهم نمی‌دهد؛ سخنان احمد مسعود دلالت بر این دارد که او دیگر هیچ پاسخ منطقی برای هوادارانش ندارد و اکنون می‌خواهد تقصیر ناکامی‌های خود را بر گردن دیگران بیندازد.

گروه مقاومت اگر واقعاً آنقدر قدرت دارد که ادعا می‌کند، پس چرا رهبرانش در داخل کشور حضور ندارند و در کشورهای خارجی با خانواده‌های خود زندگی آرام را سپری می‌کنند؟ معلوم است که این گروه ادعاهای خیالی می‌کند. افراد منتسب به این گروه اغلب قربانی رقابت‌های شخصی، نفوذ استخباراتی و منازعات مالی می‌شوند، اما منافع آن به احمد مسعود و حلقه‌ی خاص او می‌رسد.

شعار «صبح روشن» که این گروه اغلب از آن استفاده می‌کند، تنها یک بازی زبانی برای برانگیختن احساسات مردم است. واقعیت عملی این است که هر ادعای جدید آن‌ها با شکست جدید، اختلاف جدید و وعده‌های دروغین جدید همراه است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version