سرشت انسان‌ها این‌گونه است که هرگاه به چیزی عادت کنند و از منافع آن بهره‌مند شوند، برای‌شان دشوار می‌شود از آن دل بکنند، آن عادت را ترک کنند و به یک‌باره از منافع آن دست بکشند.

در میان تمام این عادت‌ها، داشتن «قدرت» بدترین نوع آن است؛ زیرا هرگاه انسان به آن عادت کند، به‌سختی می‌تواند خودش را از آن جدا کند و نخواهد که دوباره بر کرسی قدرت تکیه بزند.

کسانی که عمری بر اریکهٔ قدرت افغانستان تکیه زده بودند و در برابرشان هیچ‌چیز و هیچ‌کس جرئت نداشت از خودش دفاع کند یا در برابرشان قد علم نماید، اکنون که از آن فرصت‌ها، نعمت‌های ملی و اموال بیت‌المال محروم گشته‌اند، زندگی‌شان زیر و رو شده است و نمی‌دانند چه کار کنند.

وقتی به گذشتهٔ خودشان نگاه می‌کنند و به آن کارنامهٔ سیاه‌شان می‌بالند و نظری به این‌سو نمی‌کنند که در آن فرصت طولانی چقدر در حق ملت خودشان جفا کردند و چقدر خون هم‌میهنان‌شان را قربانی مقاصد و اهداف اشغالگران نمودند و، برعکس، به وضعیت کنونی خودشان می‌نگرند و اینکه نامی جز «مخالف» بر سرشان نهاده نشده است، دچار حسرت و افسوس می‌شوند و دوباره تمنای همان گذشتهٔ سیاه را می‌کنند و حتی اکنون نیز بر سر عقل نیامده‌اند.

برگزاری نشست‌ها، کنفرانس‌ها و جلسات مشورتی برای ایجاد سازوکارهای جدید به‌منظور به دست گرفتن اوضاع فعلی، بقایای همان تفکر و همان عقلانیت گذشتهٔ تاریک و منفور است که هنوز می‌خواهند با این‌سو و آن‌سو کردن و جلب نمودن نظر بیگانگان اشغالگر، بار دیگر بر سر قدرت بیایند و همان ویرانه‌ای را که در افغانستان به وجود آورده بودند، مجدداً ادامه بدهند و استمرار ببخشند.

اما این بار داستان فرق می‌کند و اوضاع مثل سابق نیست که بتوانند تنها با برگزاری یک نشست یا ارایهٔ یک کنفرانس، دوباره اوضاع را در دست بگیرند و همه‌چیز به همان روال سابق برگردد. به همین خاطر است که نشست‌ها، مجالس و کنفرانس‌ها هرگز به نتیجه نمی‌رسند. هرگاه چنین افرادی دور هم نشسته‌اند و خواسته‌اند به توافق و وحدتی برسند، دیده شده است که اوضاع از قبل نیز بدتر شده و مشاجره‌ها و مخالفت‌ها از هر سو به گوش رسیده است.

اینکه چنین افرادی در گذشته توانسته بودند در کنار همدیگر به سازش ادامه بدهند، به این خاطر بود که هر کدام به اندازهٔ خودش دارای حمایت مالی از سوی بیگانگان بود که برایش کفایت می‌کرد و نیازی نبود دست در منافع و مصالح دیگران دراز کند.

اما امروز که دست تمام آن‌ها از آنچه در گذشته داشتند و از آن سوءاستفاده می‌کردند، کوتاه شده است، ناچارند با همدیگر به ستیز برخیزند و با یکدیگر مشاجره کنند تا حداقل آن‌که می‌تواند بالاتر بنشیند، مشخص گردد و از منافع بیشتری بهره‌مند شود و در رسانه‌ها بر سر زبان‌ها بیفتد.

لذا با برملا شدن کارنامهٔ سیاه‌شان در طول این چند سالی که فراری شده‌اند، برای همگان این مطلب مثل روز روشن شد که آنان در گذشته نه‌تنها برای افغانستان و ملت افغانستان خدمتی نکردند و کارنامهٔ ارزشمندی از خودشان به‌جا نگذاشتند، بلکه در تمام این مدت تنها به فکر جمع کردن مال و ثروت برای خودشان و خاندان خودشان بودند و برای روزی که کاخ قدرت‌شان فرو می‌ریزد، آمادگی می‌گرفتند.

امروز همان روزی است که آنان از آن فرار می‌کردند و حتی خوابش را هم نمی‌دیدند؛ ولی حقیقت چیزی جز آن نیست که امروز همگان آن را در برابر دیدگان‌شان می‌بینند و احساس می‌کنند. در این میان، تنها رسوایی و بدنامی است که گریبان آنان را گرفته است.

از این پس، هرقدر تلاش کنند و هرقدر با عناوین و نام‌های مختلف دور میزهای کنفرانس و جلسات وحدت بنشینند، هرگز نمی‌توانند گامی مثبت به پیش بردارند و نظری را به سوی خودشان جلب کنند. به‌ویژه ملت شریف افغانستان از حقیقت آنان آگاه شده است و هرگز بار دیگر به آنان با نظر مثبت نگاه نخواهد کرد و هیچ‌گاه اعتمادی را که آنان از آن سوءاستفاده کردند، دوباره به آنان نخواهد داد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version