پس از آن‌که افغانستان استقلال سیاسی خود را از دست بازی‌گران سیاسی جهان و لابی‌گران داخلی‌شان دوباره به دست گرفت و چهره‌های وابسته به قدرت‌های بیرونی، همراه با اربابان‌شان، به کشورهای خارجی پناه بردند، برخی از همین چهره‌ها در کنار هیاهوی مبارزات نظامی، به اصطلاح خودشان، به مبارزات مدنی و جلسه‌ها و نشست‌های گفتمانی نیز روی آورده‌اند.

یکی از این نشست‌ها که هر سال برگزار می‌شد، نشستی به نام «ویانا» بوده است؛ اما امسال، برخلاف سال‌های گذشته، این نشست تا هنوز برگزار نشده است. دلیل به تعویق افتادن این نشست، به گفته بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران، عدم مؤثریت آن و نبود نتیجه ملموس در روند مبارزات این جریان‌ها عنوان شده است؛ نشست‌هایی که سال‌ها برگزار شدند، اما دستاوردهای آن‌ها غالباً به چند سخنرانی، اعلامیه و عکس یادگاری محدود ماند.

نزدیک به پنج سال است که مخالفان نظام اسلامی افغانستان در کشورهای بیرونی نشست برگزار می‌کنند و به زعم خود، برای چگونگی مبارزه در برابر نظام اسلامی و تحقق بخشیدن به آرمان‌های دموکراسی، تبادل نظر کرده و خط‌مشی تعیین می‌کنند؛ اما طوری که به نظر می‌رسد، این نشست‌ها نه‌تنها نتوانسته‌اند روزنه روشنی برای مخالفان باز کنند و مسیر مشخصی را فراروی مبارزات آنان ترسیم نمایند، بلکه مسیر آن‌ها را بیشتر از گذشته در هاله‌ای از تاریکی و ابهام قرار داده و در میان برخی چهره‌ها شکاف‌های عمیق‌تری ایجاد کرده‌اند.

به همین دلیل، نشست‌هایی که در گذشته با جوش‌وخروش خاصی برگزار می‌شدند، امسال دیگر آن انگیزه و شور سابق را ندارند. گردهمایی‌های مخالفان بیرون‌مرزی روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شوند و حتی در میان خود آنان نیز پرسش‌هایی درباره نتیجه و دستاورد این نشست‌ها مطرح شده است.

نمونه روشن آن، سلسله نشست‌های موسوم به «ملی مرکه» است که تازه شانزدهمین نشست آن در ایالات متحده برگزار شد؛ اما قابل تأمل این است که انتقاد تنها از بیرون این جریان‌ها نیست، بلکه شماری از خود مهاجرین و اشتراک‌کنندگان نیز از بی‌نتیجه‌بودن این نشست‌ها انتقاد کرده‌اند. این یعنی کسانی که سال‌ها در چنین گردهمایی‌هایی حضور داشته‌اند، اکنون خودشان می‌پرسند که حاصل این همه نشست و گفت‌وگو چه بوده است؟

پس پرسش اساسی این است: چرا نشست‌های بیرون‌مرزی یکی پس از دیگری کم‌رنگ، بی‌اثر و بی‌اعتبار می‌شوند؟

پاسخ را باید فراتر از «ویانا» و «ملی مرکه» جست‌وجو کرد. مشکل، مشکل یک نشست نیست؛ مشکل، یک نسل سیاسی ناکام است؛ نسلی که سال‌ها فرصت حکومت‌داری داشت، اما در نهایت شکست خورد و پس از خروج از افغانستان نیز به جای بازنگری در گذشته، همان نسخه‌های شکست‌خورده را با خود به بیرون برد.

چهره‌ها و مکان‌ها تغییر کرده‌اند، اما افکار همان افکار، شعارها همان شعارها و نسخه‌ها همان نسخه‌های کهنه‌اند. نشست‌ها در هتل‌های خارجی برگزار می‌شوند، اما بدون این‌که جای پای در افغانستان داشته باشند و نشست‌های‌شان با واقعیت‌های افغانستان هم‌خوانی داشته باشد.

از سوی دیگر، اختلافات داخلی، رقابت بر سر رهبری و سهم‌خواهی سیاسی نیز این جریان‌ها را از درون فرسوده کرده است. هر گروه خود را نماینده واقعی افغانستان می‌داند؛ اما در عمل، ائتلاف‌ها یکی پس از دیگری از هم می‌پاشند و نشست‌ها نیز بدون نتیجه مشخص پایان می‌یابند.

اما در مقابل، حکومت افغانستان در داخل کشور، واقعیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان را مستقیماً از نزدیک زیر نظر دارد و برای حل مشکلات و چالش‌های مردمش تلاش می‌ورزد. این تفاوت بزرگی است میان کسی که درباره افغانستان در بیرون سخن می‌گوید و کسی که در داخل افغانستان با مشکلات آن دست‌وپنجه نرم می‌کند.

بنابراین، کم‌رنگ‌شدن نشست‌هایی مانند ویانا و ملی مرکه، یک اتفاق تصادفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسودگی سیاسی، بحران رهبری، فقدان طرح عملی و افکار کهنه در میان بخشی از مخالفان بیرون‌مرزی است.

اگر آنان واقعاً به دنبال آینده افغانستان‌اند، پیش از برگزاری نشست بعدی، باید یک نشست مهم‌تر برگزار کنند؛ نشست با خودشان و از خود بپرسند: چرا بعد از نزدیک به پنج سال نشست و تلاش سیاسی، هنوز نتوانسته‌اند اندک جایگاه مردمی در داخل افغانستان پیدا کنند؟

مشکل را نمی‌توان با تغییر سالن، کشور و عنوان نشست حل کرد؛ وقتی هدف و اندیشه را تجارت‌های سیاسی و خودبینی‌های حلقه‌های خاص شکل بدهد و اهداف و منافع شخصی در پشت شعارهای توخالی و برانگیختن احساسات عصبی پنهان شود، نشست جدید نیز نتیجه جدیدی به بار نمی‌آورد.

امروز افغانستان وارد مرحله‌ای شده است که نسخه‌های سیاسی گذشته دیگر به آسانی قابل فروش نیست. مردم بیش از شعار، به واقعیت‌های داخلی و اهداف و سابقه افراد نگاه می‌کنند.

بنابراین، هر جریان سیاسی که می‌خواهد در آینده افغانستان نقش داشته باشد، باید پیش از هر چیز از گذشته خود درس بگیرد، افکار خود را بازسازی کند و اهداف و برنامه‌های خود را مطابق با واقعیت‌های افغانستان عیار سازد؛ زیرا تجربه‌ها در گذشته ثابت کرده است که هر برنامه‌ای که مطابق با فرهنگ و ارزش‌های مردم مسلمان افغانستان طرح نشود، اگرچه در کشورهای بیرونی و با کمک قدرت‌های خارجی تنظیم گردد، نتیجه‌ای جز شکست و سرافکندگی به بار نمی‌آورد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version