اخیراً روند سبز وابسته به امرالله صالح ادعا کرده است که با وجود مسدود بودن مسیرهای تجاری با پاکستان، عدم مواجهه مردم افغانستان با قحطی، نتیجه «کار صادقانه و بنیادی (!)» رژیم گذشته کابل است؛ مردم بیشتر قرضدار تلاش‌های صادقانه و بنیادی رژیم جمهوریت هستند. اما در همین پاراگراف دوباره گفته می‌شود که بیشترین آسیب از بسته شدن مسیرهای تجاری با پاکستان، به مردم ناتوان، اطرافی و شهری وارد می‌شود.

در این پاراگراف تناقض آشکاری وجود دارد؛ در ابتدا می‌گوید که با وجود مسدود بودن مسیرهای تجاری پاکستان، مردم افغانستان از خطر قحطی در امان هستند و این نتیجه تلاش‌های رژیم گذشته است، اما بلافاصله دوباره می‌گوید که همین مسدود شدن به مردم ناتوان، اطرافی و شهری آسیب می‌رساند. این دو سخن به طور مستقیم در تضاد با یکدیگرند، زیرا اگر مردم در امان باشند، چگونه آسیب دیدن آنها ممکن است؟! از این تناقض معلوم می‌شود که این آدرس تبلیغاتی تنها عقده خود را خالی می‌کند، با مسائل بد برخورد می‌کند و در عین حال از حقایق فرار می‌کند.

در پاراگراف دیگری می‌گوید که مردم روستایی افغانستان بازار جایگزین برای محصولات کشاورزی خود ندارند و پاکستان بزرگترین بازار میوه‌های فصلی و سبزیجات افغانستان بود. اگر افغان‌ها بازار جایگزین دیگری ندارند و روند سبز مردم را دعوت می‌کند که خود را مدیون تلاش‌های جمهوریت بدانند، این چه منطقی است؟ در اینجا کسی ادعای جریان سیاسی دارد که حتی به تسلسل منطقی سخنان خود واقف نیست و در برابر مردم چنین تجاهل عارفانه‌ای را در پیش می‌گیرد که گویا مردم از نادودی‌های جمهوریت کاملاً بی‌خبرند. در طول بیست سال اشغال و در سایه آن اداره‌های تشکیل شده (جمهوریت سرنگون‌شده)، هیچ‌کس، از رئیس‌جمهور گرفته تا اجیر، نمی‌توانست چنین موضع قاطع و تعیین‌کننده‌ای در برابر پاکستان اتخاذ کند.

اما اکنون افغان‌ها عملاً تجربه‌ای را از سر می‌گذرانند. در این قطع رابطه، اراده مردم وجود دارد، بازارها، مبادلات و تمامی امور زندگی به طور عادی پیش می‌رود. مردم افغانستان شاهد حاکمیت جمهوریت سرنگون‌شده هستند که هرگاه دروازه تورخم بسته می‌شد، هیچ‌کس نمی‌توانست نیازهای اساسی زندگی را برآورده کند، حتی تظاهرات شروع می‌شد، شعارهایی علیه رژیم داده می‌شد و خواهان بازگشایی دروازه بودند، اما اکنون هر فرد از مردم چنین سیاستی را در برابر پاکستان ستایش و استقبال می‌کند.

برعکس، این اولین بار در تاریخ اقتصادی افغانستان است که مردم پاکستان خواهان بازگشایی دروازه‌ها هستند و حکومت آنها نیز تلاش‌های مستقیم و غیرمستقیم مختلفی را انجام می‌دهد تا دلایل یا راه‌هایی ایجاد شود که از طریق آن دولت افغانستان را به بازگشایی متقاعد کند.

میزان خسارات وارده به پاکستان به بی‌سابقه‌ترین شکل به اوج خود رسیده است؛ میوه‌ها و سبزیجات آنها به رودخانه‌ها ریخته شد، از محصولات زمین به جای فایده، گزارش‌های خسارت داده می‌شود. از سوی دیگر، افغان‌ها با تلاش‌های دولت کنونی افغانستان، راه‌ها و بازارهای جایگزین پیدا کرده‌اند، اکنون هیچ مشکلی در مورد صادرات و واردات ندارند، تمام مسیرها به جز پاکستان باز است و مشکلات مردم از این طریق حل شده است.

در مسئله بندر کراچی، پاکستان تلاش می‌کند تا از طریق تجار افغان به دولت افغانستان فشار وارد کند تا نشان دهد که این کار دولت افغانستان است که کالاهای تجاری شما مسدود مانده است و تلاش می‌کند تا از این طریق اداره‌های پاکستان از سرزنش و مقصر شناخته شدن رهایی یابند. امرالله صالح جنگ فکری پاکستان را پیش می‌برد. در نظر او بازتاب سیاست رژیم پاکستانی موجود است.

بندر کراچی قبل از هر چیز یک موضوع اقتصادی و تخنیکی است. ذهن مردم نباید قربانی عقده‌ها، ناکامی‌های سیاسی و تحلیل‌های یک‌جانبه شود. تحلیل سالم آن است که واقعیت‌ها را جداگانه، علت‌ها را دقیق و نتایج را بی‌طرفانه بررسی کند، نه اینکه مواضع شخصی به نام درد مردمی ارائه شود.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version