مقدمه
دهلیز واخان یا کریدور واخان، منطقه‌ای استراتژیک در ولایت بدخشان، در شمال‌شرق افغانستان، می‌باشد که نقطهٔ اتصال سه رشته‌کوه بزرگ (پامیر، هندوکش و قراقم) است. دهلیز واخان افغانستان را به‌گونهٔ مستقیم با چین وصل می‌کند. این منطقه در طول تاریخ هدف کاروان‌های تجارتی، روابط دوستانه، حکومت‌ها و در کنار آن بازی‌های بزرگ استخباراتی بوده است. واخان به نام بام دنیا نیز یاد می‌شود. در این اواخر، از سوی حکومت افغانستان، یک سرک به طول ۱۲۱ کیلومتر از منطقهٔ بروغیل بدخشان تا مرز چین ساخته و به بهره‌برداری سپرده شد که در مسیر آن ۴ پل بزرگ، ۶۶ پلچک و حدود ۳ هزار و ۱۰۰ متر دیوار استنادی ساخته شده است.

ساختار جغرافیایی و طبیعت
دهلیز واخان یک بستر دره‌ای کم‌ارتفاع و دراز است که حدود ۳۵۰ کیلومتر طول و از ۱۲ تا ۶۵ کیلومتر عرض دارد. این منطقه در شمال با تاجیکستان (منطقهٔ گورنو-بدخشان)، در جنوب با کشمیر تحت ادارهٔ پاکستان و مناطق گلگت-بلتستان، و از شرق با چین (ولایت سین‌کیانگ) هم‌مرز است. دهلیز واخان تاجیکستان و پاکستان را از هم جدا کرده است.

واخان به‌طور متوسط از سطح بحر میان ۳۰۰۰ تا ۴۵۰۰ متر ارتفاع دارد و در برخی قله‌های بلند، این ارتفاع به ۷۰۰۰ متر می‌رسد؛ از همین‌رو آب‌وهوا و هوای آن بسیار سرد است. زمستان آن ۶ تا ۸ ماه دوام می‌کند و امکانات بودوباش و زندگی روزمره در آن محدود می‌باشد. رودخانه‌هایی مانند دریای واخان و دریای پامیر که از یخچال‌های پامیر و مرزهای چین سرچشمه می‌گیرند، در قلعه‌پنج به هم می‌پیوندند و سرچشمهٔ اصلی دریای آمو را تشکیل می‌دهند. جهیل چقمقتین و مناطق دیگر آن از زیبایی طبیعی چشم‌گیری برخوردارند.

ارزش تاریخی واخان
جغرافیای واخان از زمان‌های قدیم به‌عنوان راه بزرگ رفت‌وآمد مردم و تجارت استفاده شده است. در دورهٔ باستان، واخان یکی از شریان‌های حساس راه تاریخی ابریشم بود که چین را با باختر، پارس و امپراتوری روم وصل می‌کرد. جهانگردان مشهوری مانند «یوان چوانگ» چینابی در قرن هفتم و «مارکو پولو» جهانگرد ایتالیایی در قرن سیزدهم از این راه عبور کرده‌اند و در سفرنامه‌های خود از مردم واخان، اقلیم، کوه‌های بلند، پیچ‌وخم‌ها و گوسفندان محلی با شاخ‌های بزرگ یاد کرده‌اند.

در قرن هجدهم، نمایندگان احمدشاه بابا، بنیان‌گذار افغانستان معاصر، از راه واخان به چین سفر می‌کردند. پس از آن، در قرن نوزدهم، رقابت میان بریتانیا (هند بریتانوی) و روسیه بر سر کنترول آسیا نیز سرنوشت واخان را تعیین کرد. در سال‌های ۱۸۹۳ و ۱۸۹۵، در دورهٔ امیر عبدالرحمن خان و بر بنیاد توافقات مربوط به خط دیورند و خطوط پامیر، بریتانیا و روسیه تصمیم گرفتند که واخان به‌عنوان یک منطقهٔ بی‌طرف/حایله، بخشی از خاک افغانستان باقی بماند تا مرزهای مستقیم استعمار روسیه و هند بریتانوی با هم وصل نشوند و از ایجاد انگیزهٔ فوری برای جنگ جهانی سوم جلوگیری شود.

با آن‌که راه رفت‌وآمد به واخان خراب بود، اما در طول تاریخ از سوی باشندگان کشورهای آسیای شرقی، جنوبی و مرکزی به‌عنوان مسیر تجارتی استفاده می‌شد. بخش شمالی واخان، که اقوام واخی، قرغیزی و پامیری در آن سکونت دارند، به نام پامیر نیز یاد می‌شود. این منطقه از زیبایی طبیعی خاصی برخوردار است و باشندگان آن به‌تازگی از امکانات ابتدایی زندگی بهره‌مند شده‌اند. منطقهٔ یادشده در سال ۲۰۱۴ میلادی از سوی حکومت وقت، به‌عنوان دومین پارک ملی افغانستان اعلام شد.

از نگاه تجارت و اتصال منطقه‌ای، این دهلیز در طول تاریخ برای کشورهای منطقه و جهان اهمیت اقتصادی و سیاسی ویژه‌ای داشته و دارد. دهلیز واخان نقطهٔ استراتژیک اتصال چهار کشور است؛ نقطه‌ای که هر چهار کشور به آن چشم دوخته‌اند.

ساختار اجتماعی، قومی و فرهنگی
شمار افغان‌های ساکن واخان به حدود ۱۸ هزار نفر می‌رسد. آنان ساختار فرهنگی ویژه و جداگانه‌ای برای بودوباش و زندگی دارند. قبیله واخی به زبان واخی صحبت می‌کند، کوچ‌نشینان قرغیزی به زبان قرغیزی سخن می‌گویند و پامیری‌ها نیز به زبان پامیری صحبت می‌کنند. آنان با زبان‌های دری، پشتو، شغنی، اشکاشمی و زبان‌های دیگر نیز آشنایی دارند و به برخی از این زبان‌ها سخن می‌گویند. آنان اقلیم سخت و زندگی پر از چالش دارند و مالدار و کوچ‌نشین هستند. به‌دلیل سرمای بسیار شدید، کمبود اکسیجن، نبود مراکز آموزشی و صحی و دورماندن از توجه حکومت‌های وقت، میزان مرگ‌ومیر مادران و کودکان در این منطقه بلند است.

بخشی از آنان پیرو مذهب سنی و برخی دیگر پیرو مذهب اسماعیلی هستند؛ به همین دلیل بنیاد آغاخان از مدت‌ها پیش در این منطقه فعالیت می‌کند. تجارت مردم واخان از طریق مبادلهٔ کالا به کالا انجام می‌شود و آنان طی چند دههٔ گذشته از تحولات دور و بی‌خبر مانده بودند؛ تذکرهٔ تابعیت نداشتند و از خدمات ابتدایی عامه محروم بودند. اما در پنج سال اخیر، با رسیدن حکومت جدید افغانستان به قدرت، توجه خاصی به واخان صورت گرفته است. هیأت‌های بلندپایه به آن‌جا رفته، مشکلات مردم را شنیده و پس از ارزیابی‌ها، در بخش‌های صحت، آموزش، پروژه‌های انکشافی، امنیت، اقتصاد و خدمات عامه اقدامات زیادی در این مناطق انجام داده‌اند.

واخان در میان رقابت‌ها
موقعیت جیوپولیتیک واخان از لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای کشورهای منطقه مهم و ارزشمند است. این دهلیز حساس‌ترین نقطهٔ اتصال میان آسیای شرقی، جنوبی و مرکزی از نگاه حیات و قدرت می‌باشد. امروزه هر قدرت منطقه‌ای تلاش می‌کند این مکان حساس را یا زیر کنترول خود بیاورد و یا آن را از نزدیک زیر نظر داشته باشد.

اهمیت استراتژیک واخان برای چین بیش از هر کشور دیگر است؛ زیرا دهلیز واخان به‌گونهٔ مستقیم با ولایت سین‌کیانگ چین مرز دارد. بیجینگ در گذشته نگران ورود برخی گروه‌های غیرمسؤل از این راه بود، اما این نگرانی به‌تدریج در حال از میان رفتن است. از سوی دیگر، چین از طریق طرح «یک کمربند و یک راه» به دنبال مسیرهای کوتاه ترانزیتی برای دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی و جنوبی است؛ بنابراین واخان یکی از مسیرهای بزرگ برای ایجاد یک اتصال اقتصادی به شمار می‌رود.

تاجیکستان از نگاه جغرافیایی کشوری محصور در خشکه است و امیدوار است اگر دهلیز واخان در آینده از یک رقابت جیوپولیتیکی به یک پل تجارتی تبدیل شود، این کشور نیز بتواند نخست به پاکستان و سپس از راه آب‌های گرم به کشورهای عربی و سایر جهان مسیر کوتاهی پیدا کند. اما این کار به زیان افغانستان است که از راه واخان به‌گونهٔ مستقیم با پاکستان وصل شود.

در مقابل، هند و پاکستان نیز به‌گونهٔ جدی متوجه واخان هستند. برای هند، این منطقه در مجموع کوتاه‌ترین دروازه برای اتصال حتمی و گسترش روابط با افغانستان و آسیای مرکزی، بدون عبور از پاکستان است؛ دروازه‌ای که نخست می‌تواند آن را با چین و سپس به‌صورت مستقیم با افغانستان وصل کند. به همین دلیل، هند واخان را بدیلی برای مسیر پاکستان می‌داند.

پاکستان از سوی دیگر نگران است که فعال‌شدن مسیر واخان با چین یا حضور هر رقیب دیگر در این منطقه، بنادر شمالی و مسیرهای ترانزیتی پاکستان را متأثر سازد. این امر ضربه‌ای همیشگی به اقتصاد پاکستان وارد می‌کند که جبران آن برایش ممکن نخواهد بود؛ زیرا کوتاه‌ترین راه به آسیای مرکزی را از دست می‌دهد. از همین‌رو پاکستان بیش از دیگران زیان می‌بیند و نمی‌گذارد واخان در اختیار افغانستان باشد، بلکه تلاش می‌کند این دهلیز استراتژیک را تصرف کند.

چرا تصرف واخان؟
ـ(CPEC) یک پروژهٔ بزرگ اقتصادی میان چین و پاکستان است که پاکستان تا اکنون تا اندازه‌ای از آن بهره برده است؛ اما این پروژه در مسیر خود از مناطقی می‌گذرد که در حال حاضر یا کاملاً زیر کنترول رژیم نظامی نیستند و یا خطوط جنگی می‌باشند. پروژه‌های بزرگ اقتصادی معمولاً به امنیت نیاز دارند، در حالی‌که پاکستان از چند سال به این‌سو پیوسته امنیت خود را از دست می‌دهد، با چالش‌های امنیتی، کشمکش‌های سیاسی و مشکلات مالی روبه‌رو است و این مشکلات روزبه‌روز بیشتر می‌شوند.

به همین دلیل چین در تطبیق پروژهٔ (CPEC) مردد شده است. اگر (CPEC) در پاکستان ناکام شود، افغانستان بدیل مناسب و نزدیک این پروژه خواهد بود. از راه واخان، (CPEC) به افغانستان منتقل خواهد شد و سپس چین از مسیرهای ارزان با ایران، کشورهای آسیایی و در نهایت با سایر جهان وصل خواهد شد. اگر چنین شود، این امر به معنای بی‌روح‌ساختن اقتصاد نیمه‌جان پاکستان خواهد بود. اما اگر واخان نیز زیر تصرف پاکستان درآید و انقطاع زمینی میان چین و افغانستان ایجاد شود، این امکان از میان خواهد رفت. افزون بر این، واخان برای چین راهی ارزشمند برای اتصال مستقیم به منابع طبیعی افغانستان و آسیای مرکزی و نیز برای پروژهٔ «یک کمربند و یک راه» (BRI) است.

از سوی دیگر، پاکستان از سال‌ها پیش بر همهٔ حکومت‌های وقت افغانستان از راه‌های گوناگون فشار وارد کرده است تا دست‌کم پاکستان و تاجیکستان از طریق واخان به‌صورت مستقیم با هم وصل شوند. میان چترال تحت کنترول رژیم نظامی و تاجیکستان تنها ۱۶ کیلومتر فاصله وجود دارد. اگر پاکستان در این فاصله با تاجیکستان وصل شود، به بازارهای مهم و بزرگ جهان راه خواهد یافت و از همین مسیر برق مورد نیاز خود را از تاجیکستان دریافت خواهد کرد. این کار برای افغانستان هیچ سودی ندارد و منفعت آن به کشورهای دیگر می‌رسد.

به گفتهٔ کریم خُرم، رئیس پیشین دفتر حامد کرزی، پاکستان با اصرار و تأکید از کرزی می‌خواست اجازه دهد واخان را قطع کند و برای تجارت راهی به تاجیکستان بسازد. در سال ۲۰۱۴، نواز شریف، صدراعظم پاکستان، با رئیس‌جمهور تاجیکستان دربارهٔ ساخت تونل از چترال به تاجیکستان صحبت کرده بود تا سپس تاجیکستان به همین شکل با گوادر وصل شود.

رژیم نظامی با وجود استفاده از همهٔ این گزینه‌ها و ابزارهای فشار، موفق نشد این دهلیز را زیر کنترول خود بیاورد. با حاکمیت حکومت جدید افغانستان، پاکستان به‌تدریج چهرهٔ پنهان دشمنی خود با افغانستان را آشکار کرد؛ زیرا همهٔ توقعاتی که داشت، برخلاف انتظارش تحقق یافت.

پاکستان همان‌گونه که در زمان رژیم جمهوری در معاملهٔ کشیدن سیم خاردار در خط فرضی دیورند موفق شد، قصد داشت در واخان نیز از خط عبور کند و مناطق بیشتری را تصرف نماید. باشندگان واخان از تحولات و اقدامات سیاسی بی‌خبر بودند. پاکستان با استفاده از همین فرصت، حدود ماه آگست سال ۲۰۲۱، تأسیسات و نشانه‌های مرزی را در ۴۰۰ متر داخل خاک افغانستان در واخان ایجاد کرد؛ اما نیروهای دفاعی حکومت جدید افغانستان این نشانه‌ها را تشخیص داده، تخریب کردند و مانع تجاوز رژیم نظامی شدند.

جنگ روانی برای واخان
در جهان امروز، بسیاری از نظام‌ها برای اقدامات حساس و بزرگ خود، نخست موضوع مورد نظر را در رسانه‌ها مطرح می‌کنند، واکنش‌ها را می‌سنجند و واکنش مردم خود، دوستان و طرف مقابل را مطالعه و تحلیل می‌نمایند؛ سپس بر اساس آن به ذهنیت‌سازی می‌پردازند. ذهنیت‌سازی بخش کلیدی عملیات روانی یا جنگ روانی است. اگر چنین کاری صورت نگیرد، در برابر اقدامات بزرگ کشورهایی مانند پاکستان چالش‌هایی به وجود می‌آید. رژیم نظامی پاکستان نیز برای سنجش واکنش همهٔ طرف‌ها دربارهٔ واخان و ایجاد ذهنیت لازم، مسئلهٔ تصرف این دهلیز را در رسانه‌ها مطرح کرد.

در مرحلهٔ بعد، به رسانه‌های وابستهٔ خود دستور داد تا مردم و تحلیل‌گران را در این زمینه به نفع رژیم نظامی به سخن وادارند. رسانه‌ها و تحلیل‌گران سیاسی پوشالی، بارها این موضوع را مطرح می‌کردند که دهلیز واخان باید تصرف شود، این دهلیز برای پاکستان مهم است، بلکه بخشی از پاکستان بوده و افغانستان آن را از پاکستان جدا کرده است. آنان برای ذهنیت‌سازی در میان مردم پاکستان، اظهارات بی‌اساس و بحث‌های احساساتی مشابهی را مطرح کردند تا اگر روزی چنین اقدامی انجام می‌دهند، از حمایت مردمی(!) برخوردار باشد.

در گام بعدی، رژیم نظامی از طریق دستگاه‌های مستقیم تبلیغاتی خود نیز به تبلیغاتی دامن زد که گویا واخان را تصرف خواهد کرد. اما وزیر دفاع افغانستان در پاسخ به این تبلیغات چنین گفت: واخان برای افغانستان حیثیت سر را دارد؛ تا زمانی که سرها بر بدن ماست، این سر افغانستان محفوظ خواهد بود.

اقدامات عملی بزرگ
در سال ۱۴۰۰ هـ.ش، اشغال افغانستان توسط امریکا پایان یافت و امریکا مرکز بزرگ نظارت بر چین، روسیه و آسیای مرکزی را از دست داد؛ اما این مرکزیت به پاکستان منتقل شد و رژیم نظامی با اخلاص کامل و پیشانی گشاده خدمت به امریکا را آغاز کرد. پس از سفرهای عاصم منیر به امریکا، به او مأموریت داده شد بر حکومت افغانستان فشار وارد کند و روابط این حکومت را با چین و روسیه خراب سازد. پاکستان برای اجرای این مأموریت برنامه‌های درازمدت و کوتاه‌مدت تهیه و موارد زیر را عملی کرد:

۱- تبلیغ علیه افغانستان و حکومت افغانستان در همهٔ صحنه‌های بین‌المللی و واردکردن اتهام‌های نادرست، تا حکومت افغانستان نتواند صدای حق خود را در عرصهٔ دیپلماتیک بلند کند. این کار مطابق برنامهٔ آنان همچنان ادامه دارد؛ تا جایی که در آخرین نشست مشورتی فارمت مسکو نیز تلاش کردند حکومت افغانستان در آن شرکت نکند، اما این تلاش نیز مانند تلاش‌های دیگرشان ناکام شد.

۲- فشار مستقیم نظامی؛ در این بخش امریکا بمب در اختیار آنان قرار داد و بمباران مردم ملکی و تأسیسات عام‌المنفعه انجام شد؛ جنایت بشری‌ای که هنوز هم به‌صورت وقفه‌ای تکرار می‌شود.

۳- فشار گروه‌های نیابتی؛ برای تصرف واخان و دیگر مناطق استراتژیک در خط دیورند و اعلام آن‌ها به‌عنوان مناطق بفر زون/منطقهٔ حایل، با گروه‌های موسوم به مقاومت، آزادی و جبهه‌های دیگر تماس برقرار کردند. آنان در تاجیکستان، ترکیه، انگلستان و سپس پاکستان نشست‌های دوجانبه، و در پاکستان با گروه داعش نشست‌های سه‌جانبه برگزار کردند تا مثلثی شوم ایجاد کرده و سپس به اهداف خود برسند. با این کار، از یک‌سو نگرانی سیا از این‌که ایران بتواند نظامیان پیشین افغان را علیه امریکا استفاده کند از میان می‌رفت و از سوی دیگر، جنگ داخلی به‌عنوان ابزار فشار بر حکومت افغانستان آغاز می‌شد. پاکستان این کار را نیز انجام داد؛ داعش و گروه‌های شر و فساد را آموزش داد و سپس آنان را با معاش‌های دالری و نام معادن بدخشان فریب داده، برای جنگ فرستاد؛ اما این توطئه در روزهای نخست و حتی ساعت‌های اول ناکام شد. در روز افتتاح سرک واخان، برای به چالش‌کشیدن امنیت، یک مجاهد امنیتی محلی در ولایت بدخشان هدف انفجار قرار گرفت. چون این حمله به دستور پاکستان انجام شده بود، هر دو گروه داعش و جبههٔ مقاومت مسؤولیت آن را پذیرفتند و هماهنگی موجود میان خود را آشکارتر ساختند.

۴- انجام حمله بر شهروندان چینی در مرز تاجیکستان – افغانستان، با هدف خراب‌کردن روابط چین و تاجیکستان با افغانستان و از میان‌بردن اعتماد موجود؛ اما این تلاش نیز افشا و ناکام شد.

پاکستان شماری از برنامه‌های دیگر را نیز در دست اجرا دارد، اما باید درک کرده باشد که هیچ‌یک از برنامه‌هایش پنهان نمی‌ماند و این طرح‌های تخریبی نیز موفق نخواهد شد.

اقدامات برای حفاظت از واخان
حکومت افغانستان در برابر فعالیت‌های تخریبی رژیم نظامی پاکستان تنها تماشاچی نیست، بلکه اقدامات امنیتی، سیاسی، دیپلماتیک و گوناگون زیادی انجام داده است تا همهٔ برنامه‌های شوم عملیاتی رژیم نظامی را با مانع و تأخیر روبه‌رو سازد و شر یک همسایهٔ شرور را دفع کند؛ همسایه‌ای که با عینک دشمنی به افغانستان می‌نگرد. برخی از این اقدامات را به‌صورت کوتاه می‌نویسیم:

۱- به فرقهٔ ۲۱۹ عمر ثالث در ولایت بدخشان و لوای سرحدی هشتم در چارچوب آن توجه خاص صورت است. قطعات خاص برای امنیت واخان جابه‌جا شده، توپخانهٔ فعال در آن‌جا وجود دارد و وزیر دفاع، لوی‌درستیز، قوماندانان و دیگر مسؤولان بلندرتبهٔ امنیتی برای نظارت به آن‌جا می‌روند. نیروهای دفاعی مستقر در آن‌جا برای دفع هرگونه شر، آمادهٔ اقدامات سریع هستند.

۲- به مسؤولان وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل و دیگر اداره‌های امارتی وظیفه سپرده شده است که هر از گاهی به واخان بروند، مشکلات باشندگان واخان را بشنوند، وضعیت آنان را ارزیابی کنند، خط و مرزهای سرحدی را نظارت نمایند و امور مربوط را به‌موقع انجام دهند. در بخش‌های آموزش، صحت، زیربناها و عرصه‌های دیگر نیز توجه ویژه‌ای به این منطقه شده است.

۳- برای زنده‌ماندن ارزش تاریخی واخان و این‌که افغانستان امروز نیز مانند گذشته از منافع بزرگ برخوردار شود، سرک ۱۲۱ کیلومتری از بروغیل بدخشان تا نقطهٔ مرزی چین، با هزینهٔ ۳۶۵ میلیون افغانی، به بهره‌برداری سپرده شد.

انتظار می‌رود در آینده این سرک قیرریزی شود و پس از تعیین یک سلسله سیاست‌ها و اصول مشترک با چین، راه گشوده شده و هر دو کشور از آن استفاده کنند. با این کار دیگر نیازی به پاکستان نخواهد بود؛ افغانستان کالاهای مورد نیاز خود را از چین و چین نیز کالاهای مورد نیازش را از افغانستان به دست خواهد آورد.

نتیجه
دهلیز واخان از یک‌سو منطقه‌ای دورافتاده و پر از مشکلات است، اما از سوی دیگر، راه و کلید بزرگ خودکفایی اقتصادی آیندهٔ افغانستان، اتصال تجارتی و ترانزیت منطقه‌ای می‌باشد. حفظ ویژگی‌های فرهنگی و زبانی این منطقه، توجه به مردم محلی در بخش‌های سرک‌سازی، صحت عامه و آموزش، و ایجاد یک پل اقتصادی متوازن با چین، نقش اساسی در تقویت جایگاه جیو-اقتصادی کشور دارد. اگر این راه به‌طور کامل به روی تجارت و ترانزیت موترها گشوده و پخته شود، زمان و هزینهٔ انتقال کالا میان افغانستان و چین به‌گونهٔ بی‌سابقه کاهش خواهد یافت و افغانستان از انحصارها و فشارهای تحمیلی ترانزیتی نجات خواهد یافت.

اگر برای سفر به جهیل‌های روشن و بی‌مانند، طبیعت زیبا و کوه‌های بلند منطقه، ترانسپورت و امکانات ابتدایی فراهم شود، درآمد دولت و باشندگان منطقه از راه توریزم می‌تواند به‌گونهٔ چشم‌گیری افزایش یابد.

به هیچ‌کس نباید اجازه داده شود که دهلیز استراتژیک واخان را با تهدید روبه‌رو سازد. در برابر هر کشور، گروه یا شخصی که تلاش کند این دهلیز را تهدید کند، باید با قاطعیت کامل ایستادگی شود تا تمامیت ارضی حفظ گردد و روند وصل‌ماندن این راه تاریخی با چین ادامه پیدا کند. کشورهای منطقه اگر می‌خواهند از مسیر واخان بهره‌مند شوند، باید سیاست‌هایی را انتخاب کنند که دوستانه بوده و منافع دوجانبه در آن تأمین شده باشد. سیاست زور، فشار و انزوا به سود هیچ‌کس نیست و به همهٔ طرف‌ها زیان می‌رساند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version