تحولات اخیر در منطقه و حملات ارتش پاکستان به خاک افغانستان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا پاکستان در تصمیمات خود مستقل عمل می‌کند یا نقش پیاده‌کننده یک بازی بزرگ‌ قدرت‌های جهانی را ایفا می‌کند؟ رژیم نظامی پاکستان شفاخانه دوهزار بستر تداوی معتادین امید در کابل را بمباران کرد که بر اثر آن بیش از ۴۰۰ تن به شهادت رسیدند و بیش از ۲۵۰ تن از معتادین زخمی شدند. جای تعجب این است که برخلاف تمام جهان، تنها اسرائیل این حمله پاکستان را توجیه کرد. این همسویی در حالی آشکار می‌شود که در کمپاین‌ها و کنفرانس‌های انتخاباتی دونالد ترامپ، از عاصم منیر بارها به عنوان یک «جنگجوی برجسته و دوست نزدیک» یاد می‌شود. این نزدیکی نشان می‌دهد که میان نهادهای استخباراتی پاکستان، اسرائیل و آمریکا روابط مثلثی فوق‌العاده‌ای شکل گرفته است که هدف آن پیشبرد بازی‌های استراتژیک جدید در منطقه است.

نشانه‌های اولیه این معاملات پنهانی میان پاکستان و آمریکا از طریق حملات منظم به نهادهای ملکی و صحی افغانستان آشکار شد. در این اواخر، بر خلاف گذشته، یک دگرگونی ناگهانی در سیاست پاکستان به وقوع پیوست و گام‌های عملیاتی آشکاری را برای تضعیف افغانستان برداشت. این گام‌ها یک تلاش منظم برای از بین بردن زیرساخت‌های افغانستان است. هدف این حملات در بخش‌های مختلف کشور این است که افغانستان را از هر جهت چنان فلج کند که نتواند به عنوان یک بازیگر فعال برای ثبات منطقه‌ای باقی بماند.

جنجالی‌ترین و افشاگرانه‌ترین بخش این سناریو به تازگی آشکار شده است؛ اداره استخباراتی اسرائیل «موساد» به شکلی خارق‌العاده در بحث مربوط به شفاخانه‌ معتادین در کابل مداخله کرده است. در حالی که اسرائیل در حال حاضر در یک جنگ پیچیده و سنگین با ایران درگیر است، اما حمایت موساد از حملات پاکستان و خواندن محل هدف قرار گرفته به جای «شفاخانه»، «دیپوی اسلحه»، نشان می‌دهد که این یک رویداد تصادفی نیست. اینکه موساد برای تأیید ادعاهای استخباراتی پاکستان وارد میدان می‌شود، ثابت می‌کند که منافع واشنگتن، تل‌ابیب و اسلام‌آباد در هدف قرار دادن کابل به یک نقطه وصل می‌شوند.

پوشش تبلیغاتی عملیات اخیر توسط مقامات پاکستانی و حامیان بین‌المللی آنها، که شامل هدف قرار دادن اهداف ملکی در کابل می‌شد، یک تلاش ناموفق برای پنهان کردن حقیقت است. وزیر اطلاعات پاکستان ادعا کرده است که آنها مراکز تروریست‌ها (!) را هدف قرار داده‌اند، اما توجیه همزمان این حملات توسط موساد شهادت می‌دهد که در پشت پرده یک اتاق عملیات مشترک میان سی‌آی‌اِی، موساد و رژیم نظامی وجود دارد. این تلاش‌ها که می‌خواهند مراکز صحی را به عنوان ذخیره‌گاه‌های اسلحه معرفی کنند، دقیقاً همان تاکتیکی است که اسرائیل برای ویران کردن شفاخانه‌ها در غزه به کار می‌برد و اکنون این تجربه به دست پاکستان در افغانستان تکرار می‌شود.

جنگ کنونی پاکستان تنها نزاع بر سر خط فرضی دیورند نیست، بلکه یک پروژه مشترک آمریکا و اسرائیل است که می‌خواهند نهادهای صحی، اقتصادی و به طور کلی ملکی افغانستان را از درون تضعیف کنند و بقایای غنایم آمریکا را از بین ببرند. این پیوند مثلثی میان رژیم نظامی، موساد و واشنگتن/سی‌آی‌اِی نشان می‌دهد که پاکستان یک بار دیگر به عنوان یک کشور اجیر برای بی‌ثبات کردن منطقه به کار گرفته شده است. ملت افغانستان و جامعه بین‌المللی باید درک کنند که در پشت این حملات، اجرای طرحی قرار دارد که می‌خواهد استقلال و رشد اساسی افغانستان را از بین ببرد و فصل جدیدی از نفاق را میان کشورهای منطقه بگشاید.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version