حکومت پاکستان در تلاش است تا با انجام اقدامات نمایشی و حاشیهای، توجه مردم و جهان را از بحرانهای بیسابقهای شامل کشمکشهای فزاینده، بیثباتی سیاسی، وضعیت امنیتی متشنج، اقتصاد فروپاشیده، سیستم طبقاتی اجتماعی، فساد گسترده اخلاقی و اداری، و فاصله روزافزون میان حکومت و مردم که این کشور را فرا گرفته است، منحرف کند. این اقدامات نمایشی با هدف فریب مردم پاکستان و اقوام محروم و مظلوم در این کشور صورت میگیرد تا شاید جایگاه از دسترفته داخلی، منطقهای و جهانی پاکستان را تا حدودی بازگرداند یا کنترل کند.
حکومت پاکستان که تحت سلطه ارتش ظالم و سازمان استخبارات آن است، بهجای پرداختن به ریشههای مشکلات و حل واقعی آنها، به اقدامات سطحی و ظاهری روی آورده است و به نظر میرسد که این حکومت هنوز به حل اساسی مشکلات خود با مردم متعهد نیست و تنها تلاش دارد تا برای مدت کوتاهی خشم و نفرت مردم مظلوم، آسیبدیده و خسته را کاهش دهد و توجه آنها را موقتاً منحرف کند.
ظلم، وحشیگری، جنایت، قتل، شکنجه و سیاستهای نادرست حکومت، ارتش و سازمان استخبارات پاکستان باعث شد این کشور یکبار تجزیه شود. در نتیجه این سیاستها، ساکنان پاکستان شرقی (بنگلادش کنونی) مجبور شدند برای رهایی از جنایتهای ارتش ظالم پاکستان به دشمن دیرینه خود، یعنی هند پناه ببرند و از آن کمک بخواهند. و اینطور شد که باشندگان پاکستان شرقی پس از جنگی سخت با این ارتش جنایتکار به آزادی دست یابند و برای خود کشوری مستقل با نام بنگلادیش ایجاد کردند.
اما ارتش ظالم پاکستان بهجای عبرت گرفتن از این واقعه، همان سیاستهای نادرست و جنایات خود را ادامه داد. تنها تفاوت این است که اینبار حاکمان پنجابی که بر ارتش، حکومت، استخبارات و منابع این کشور تسلط دارند، ظلم خود را بر اقوام بزرگ ساکن این جغرافیا، از جمله پشتونها، سندیها، بلوچها و کشمیریها متمرکز کردهاند. آنها جوانان این اقوام را میکشند، خانههایشان را بمباران میکنند، بزرگانشان را با بهانههای مختلف میربایند یا میکشند، آنها را از امکانات اولیه زندگی محروم کرده، منابع طبیعی مناطقشان را غارت میکنند و زندگی عادی را برای این مردم تلخ کردهاند.
پولهایی که از این روشهای ناعادلانه به دست میآید، صرف زندگی لوکس تعداد کمی از فرماندهان نظامی ظالم، سیاستمداران فاسد و قومگرایان و مذهبیون میشود که در دوبی، آمریکا، اروپا و دیگر کشورها کاخهای باشکوه ساختهاند و زندگی پرعیشونوشی برای خانوادههایشان فراهم کردهاند و هزینههای بالای زندگی آنها در غرب، با خون بلوچها، پشتونها و دیگر اقوام محروم تأمین میشود.
این بیعدالتیها، جنایات و خشونتها اکنون پاکستان را در آستانه تجزیه بر چند قسمت قرار داده است، این کشور از رقابت با رقیباش بازمانده، جایگاه خود را از دست داده، در قرض غرق شده و منزوی شده است. مبارزات اقوام محروم، از جمله پشتونها، بلوچهای کشتهشده و تحت ظلم، کشمیریها و سندیها برای رهایی از ظلم حکومت و ارتش ظالم پاکستان شدت گرفته است.چ و چنین به نظر میرسد که این بار پاکستان نهتنها دو تکه، بلکه چهار یا پنج تکه شود. این احتمال زمانی به یقین تبدیل شد که ارتش و حکومت فاسد، ظالم و جنایتکار پاکستان با چشمان باز همه این وقایع را مشاهده کردند، اما بهجای حل واقعی مشکلات و آشتی با مردم، همچنان به بازیهای نمایشی و اقدامات سطحی مشغول شدند.