چندی قبل، نشستی تحت عنوان «موانع صلح و ثبات در افغانستان» در کشور بریتانیا، شهر لندن، برگزار شد که در آن شماری از چهره‌های سیاسی و وابستگان جریان‌های مختلف حضور داشتند. در این نشست، دیدگاه‌های گوناگونی درباره عوامل بی‌ثباتی و راه‌های تأمین صلح در افغانستان مطرح گردید؛ اما آنچه بیش از همه مورد توجه و واکنش قرار گرفت، سخنان محیی‌الدین مهدی، نویسنده، تحلیل‌گر سیاسی و عضو جبههٔ مقاومت بود.

وی در بخشی از سخنان خود مدعی شد که «پروژهٔ افغانیت به پایان رسیده است» و در جای دیگری نیز هویت افغانی و هویت اسلامی را از عوامل بی‌ثباتی در افغانستان خواند. این اظهارات نه تنها با واکنش گستردهٔ مردم، بلکه با انتقاد شماری از چهره‌های وابسته به نظام جمهوریت پیشین نیز مواجه شد؛ زیرا بسیاری این سخنان را در تعارض با واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان دانستند.

در حقیقت، اگر عوامل صلح و ثبات در افغانستان به دور از تعصب، انگیزه‌های سیاسی و گرایش‌های قومی مورد بررسی قرار گیرد، روشن می‌شود که ریشهٔ اصلی بحران‌های چند دههٔ اخیر را نمی‌توان در افغانیت و اسلامیت جست‌وجو کرد. آنچه همواره زمینهٔ بی‌ثباتی را فراهم ساخته، مداخلات خارجی، وابستگی به قدرت‌های بیگانه، سیاست‌های تفرقه‌افکنانه، دامن زدن به اختلافات قومی و تلاش برای تقابل دادن اقوام و اقشار مختلف جامعه با یکدیگر بوده است.

هویت افغانی، هویت مشترک تمام باشندگان افغانستان است. این هویت نه متعلق به یک قوم خاص، بلکه متعلق به همهٔ شهروندان این سرزمین است؛ هویتی که در اسناد رسمی، روابط بین‌المللی و حافظهٔ تاریخی کشور جایگاه تثبیت‌شده دارد. از همین رو، تلاش برای زیر سؤال بردن افغانیت یا نسبت دادن آن به یک قوم مشخص، ناشی از برداشت نادرست و عدم شناخت از واقعیت‌های افغانستان است؛ امری که همواره زمینهٔ سوءاستفادهٔ دشمنان افغانستان و گسترش شکاف‌های اجتماعی را فراهم ساخته و می‌سازد.

همچنین، اسلامیت یکی از بنیادی‌ترین عناصر هویتی مردم افغانستان به شمار می‌رود. مردم این سرزمین، با وجود تفاوت‌های قومی، زبانی و منطقه‌ای، قرن‌ها در پرتو باورهای اسلامی در کنار یکدیگر زیسته‌اند. اسلام در افغانستان همواره عامل پیوند، همبستگی و همدلی میان اقوام مختلف بوده و نقش مهمی در حفظ وحدت اجتماعی ایفا کرده است. از این‌رو، معرفی اسلامیت به عنوان عامل بی‌ثباتی، نادیده گرفتن بخش مهمی از واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی افغانستان است.

نکتهٔ قابل تأمل آن است که برخی جریان‌ها و چهره‌هایی که خود را مدافع افغانستان، آزادی و منافع مردم معرفی می‌کنند، در عین حال به مخالفت با افغانیت و اسلامیت می‌پردازند. این در حالی است که وطن‌دوستی، بدون پذیرش هویت مشترک و احترام به ارزش‌های مورد قبول اکثریت مردم، نه تنها ممکن نیست، بلکه سؤالاتی را نیز مطرح می‌کند: چگونه می‌توان از دفاع از افغانستان سخن گفت، اما هویت تاریخی مردم افغانستان را زیر سؤال برد؟ و چگونه می‌توان مدعی همگرایی بود، اما مهم‌ترین عناصر وحدت‌بخش جامعه را عامل بحران معرفی کرد؟

واقعیت این است که بی‌ثباتی افغانستان، بیش از هر چیز، محصول نسخه‌های وارداتی، پروژه‌های تحمیلی، رقابت‌های قدرت‌های خارجی و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه‌ای بوده است که توسط حلقات وابسته و مزدوران بیگانگان در میان مردم ترویج شده است. تجربهٔ چند دههٔ گذشته نیز نشان داده است که هرگاه مردم افغانستان حول ارزش‌های مشترک و اسلامی خود متحد شده‌اند، زمینهٔ ثبات و همبستگی بیشتر فراهم گردیده و هرگاه این ارزش‌ها هدف حمله و تضعیف قرار گرفته‌اند، اختلافات و بحران‌ها افزایش یافته است.

بناءً، افغانیت و اسلامیت نه مانع صلح و ثبات، بلکه از مهم‌ترین عوامل وحدت، هم‌پذیری و انسجام اجتماعی در افغانستان به شمار می‌روند. آنچه امروز به عنوان مانع صلح و ثبات باید مورد نقد قرار گیرد، نه هویت واقعی و دینی مردم، بلکه تفکراتی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی تضعیف این دو رکن اساسی هویت افغانستان بوده و هستند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version