برخی از مقامات رژیم جمهوریت سرنگون‌شده هنوز هم تلاش می‌کنند مسئولیت شکست تاریخی خود را به گردن دیگران بیندازند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. اظهارات اخیر حلیم فدایی، والی پیشین خوست، که حکومت‌های دموکراتیک منطقه را برای افغانستان فرصت‌های راهبردی می‌داند و نظام‌های کشورهای همسایه را ریشه‌ی مشکلات می‌خواند، ادامه‌ی همین فرار تخیلی است. چنین اظهاراتی بیشتر از آنکه تلاشی برای توضیح واقعیت باشد، کوششی برای تبرئه خود است.

بی‌شک، بسیاری از کشورهای منطقه نظام‌های دموکراتیک ندارند، اما این تنها بخشی از مشکل است، نه تمام واقعیتی که مخالفین با نشان دادن آن از مسئولیت تاریخی خود فرار کنند. پرسش اصلی این است که چرا نظامی که بیست سال تحت نام دموکراسی قدرت داشت، نتوانست مردم خود را قانع کند، دولت خود را حفظ کند و رژیم را از سقوط نجات دهد؟ سقوط جمهوریت نتیجه مستقیم نظام‌های همسایه نبود، بلکه حاصل منطقی فساد داخلی، بی‌کفایتی، انحصارطلبی شخصی و اقدامات خلاف اراده مردم بود.

جمهوریت تحت رهبری اشرف غنی به جای نهادها بر اشخاص استوار بود، تصمیمات توسط یک حلقه محدود و مثلث سه‌گانه گرفته می‌شد، انتقاد دشمنی تلقی می‌شد و منافع ملی قربانی حساب‌های شخصی شده بودند. در چنین شرایطی نه ارتش اراده دفاع داشت، نه نهادها توان مقاومت داشتند و نه مردم انگیزه‌ای برای نجات رژیم. این‌ها واقعیت‌هایی هستند که امروز مقامات پیشین از یادآوری و حتی از آن‌ها فرار می‌کنند.

کشورهای منطقه منافع خود را دنبال می‌کنند؛ این اکنون به یک اصل تغییرناپذیر سیاست تبدیل شده است. اما تنها کشورهایی قربانی دخالت دیگران می‌شوند که از درون ضعیف باشند. یک نظام مشروع، پاسخگو و مردم‌محور می‌تواند با هر نوع فشار منطقه‌ای مقابله کند. جمهوریت این ویژگی‌ها را نداشت، به همین دلیل با وجود بیست سال حاکمیت، حمایت خارجی و قدرت، سقوط کرد.

مشکل فدایی و همکاران سیاسی او این است که هنوز خود را در مقام تحلیل و راهنمایی می‌بینند، در حالی که مردم از آن‌ها انتظار پاسخ دارند، نه تکرار همان فرار همیشگی را که آن‌ها طی بیش از چهار سال گذشته تکرار کرده‌اند. اگر دموکراسی ارزش واقعی داشت، چرا مقامات جمهوریت سرنگون‌شده مردم را تنها گذاشتند؟ چرا مقامات بلندپایه پیش از فروپاشی نظام فرار کردند؟ این پرسش‌ها به نظام‌های منطقه ارتباط ندارد، بلکه به رهبران و مسئولان جمهوریت برمی‌گردد و متوجه آن‌هاست.

تا زمانی که مقامات جمهوریت سرنگون‌شده شکست خود را آشکارا نپذیرند و به مردم حساب ندهند، انتقاد از همسایگان و رژیم‌های منطقه را تنها می‌توان نوع دیگری از خودفریبی دانست. افغانستان به مقامات متعهد و نظام مسئول نیاز داشت، که الحمدلله این نیاز برآورده شده است؛ اکنون دیگر نیازی به شعارهای تخیلی که در آن‌ها فرار از مسئولیت نهفته است، وجود ندارد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version