عمران آغا جان اچکزی به عنوان چاپلوسترین فرد به فوج پاکستان تصور میشود، او ظلمهایی بیش از حد را در حق پشتونها مرتکب شده است، به نقل از رسانههای پاکستانی اخیراً در کت اسلام آباد در یک پرونده گرفتار شده است، گفته میشود که ۶۲۰ دختران پاکستانی را به چین فروخته است. در رابطه با سخنان اخیر جان اچکزی به موارد زیر اشاره میکنم: کشورهای استعمارگر همیشه سعی میکنند بهترین بردگان مطیع را از میان ملتهای مستعمره انتخاب کنند، در نخست بر آنها خوب کار میشود، مورد حمایت خوبی قرار میگیرند، قدرت بالایی به آنها داده میشود، ملت و فرهنگ واحد توسط آنها پارچه پارچه میشود و در نهایت برای اینکه اسرار را فاش نکنند، با مرگ ذلت کشته میشوند. خط فرضی دیورند خنجر فرو رفته در سینه پشتونهاست که زخم آن هر روز تازهتر میشود، پشتونهای دو طرف خط به هیچ وجه از هم جدا نمیشوند، جهت سرکوب ساختن و از بین بردن روابط خوب این پشتونها همیشه یک برده و خائن انتخاب میشود تا بین ملت واحد اختلافات ایجاد کند و با یکدیگر درگیرشان نماید. اگر شما توجه کرده باشید این درگیری همیشه بیشتر در طرف بلوچستان است، زیرا اکثریت پشتونهای اچکزی در دو طرف خط مستقر هستند. جان اچکزی منحیث برده ویژه برای این کشمکشها، اختلافات و برهم زدن روابط برگزیده شده و تا هنوز در مسئولیت سپردهشدهاش خوب درخشیده است، از برده مذکور تا این لحظه خوب استفاده شده است اما ریسمان گردنش کنده شده است! از پرونده جدید جان اچکزی در اسلام آباد مشخص است که او بیشتر به نفع فوج نیست، برای اینکه اسرار را فاش نکند ممکن است او را به زندان بیاندازند و سپس به شکلی مرموز کشته شود، حتی ممکن است جایگزین او خیلی وقت انتخاب شده باشد. وقتی ثبات سیاسی و اقتصادی در کشوری رو به کاهش میرود، رهبری واحد، قدرت مرکزی و حکومت قوی وجود نداشته باشد صلاحیتها و مسئولیتها کاملاً خلط میشوند، تداخل وظیفوی به میان میآید و هر فردی موقف و موضع کشور را مطابق با منافع شخصی و اهداف سپرده شدهاش بیان میدارد. در هر کشوری هر وزارتخانهای مسئولیت خود را انجام میدهد، مثلاً وزارت امور خارجه روابط دیپلماتیک خارجی کشور، تفاهم نامهها و … را پیش میبرد، جان اچکزی زمانی وزیر اطلاعات ایالت بلوچستان بود اما همیشه مصروف امور سیاسی است از این جا مشخص میشود که نظم داخلی کشور پاکستان به طور کامل در حال از بین رفتن است زیرا چنین فردی که قبلاً مسئول اطلاعات و فرهنگ یک ایالت بوده و در حال حاضر فردی غیرمسئول است، موضع رسمی کشور را اعلام میکند. هر فرد نه ارزش پاسخ دارد و نه گفتار او بر صف مقدس امارت اسلامی افغانستان، اقتدار مرکزی منظم، فرماندهی واحد، اطاعت قوی و موقف واحد تاثیر میگذارد. ضربالمثلی در زبان عربی است که میگوید: “الکلاب تنبح و القافلة تسير” سگها پارس میکنند و کاروان مسیرش را میپیماید.