جنرال سمیع‌ سادات را شاید بیشتر مردم افغانستان بعد از مصاحبه تاریخی‌اش با یکی از شبکه‌ها شناختند؛ مصاحبه‌ای که در ماه اپریل سال ۲۰۲۲ منتشر شد و در آن سمیع‌ سادات ادعا نمود که آماده بازگشت به افغانستان است و حتی برای بازگشت خود زمان تعیین کرد و گفت: «بعد از عید به افغانستان باز می‌گردیم!»

سمیع سادات با بیان این جمله، ذره اعتمادی که نزد برخی از فراریان داشت را نیز از دست داد. وی بعدها نیز حرف از بازگشت به افغانستان زد، اما این‌بار با این تفاوت که زمان دقیقی تعیین نکرد، تا مبادا همانند دفعه قبل، پیش عالم و آدم رسوا شود.

شعارهای انتخاباتی ترامپ نیز نقش مهمی را در امیدوار ساختن افرادی مانند سادات ایفا کرد؛ شعارهایی که بیشتر از مردم آمریکا و حتی خود ترامپ به آن‌ها باورمند بودند و همین امر باعث شد تا رویای بازگشت به افغانستان، آن‌هم زیر پروبال آمریکا را در سر بپرورانند.

این رویای شیرین سادات اما سرانجام به حقیقت تلخ بدل شد و جایگاه خود را همچون مهره‌ای سوخته یافت، نه چیزی بیشتر. جریانی که باعث شد وی در پیام تبریکی به مناسبت سال جدید میلادی حقیقت را به زبان آورده و اظهار نماید که همکاران «باداران» مان، از جمله آمریکا، به ما پشت کردند.

در حقیقت، آمریکا در سال ۲۰۲۵ به سادات و امثال او پشت نکرد، بلکه از همان سرآغاز فروپاشی جمهوریت، این چهره‌های بدنام چیزی بیشتر از یک مهره سوخته نبودند. اما پذیرفتن این حقیقت برای سادات و امثال وی به قدری سخت بود که چشمانشان را بر واقعیت جاری بسته و دل خود را بر شعارهای پوشالی این و آن شاد می‌کردند.

قبل از این‌که بپردازیم به چرایی پشت کردن آمریکا به این چهره‌ها، لازم است تا به چند ادعای سادات در پیام تبریکی‌اش جملاتی هرچند کوتاه بنویسیم تا حقیقت و تهمت و افترا در میان سخنان این فرد برای همه هویدا شود.

در ابتدای این موارد، سادات می‌گوید که سال ۲۰۲۵ برای ما افغان‌ها سال وحشتناکی بود. در پاسخ به این ادعا باید گفت بله، بدون شک سال ۲۰۲۵ سال وحشتناکی بود برای افغان‌ها، اما کدام افغان‌ها؟ آن‌ها که در کشورشان حضور دارند و در کنار حکومت‌شان شانه به شانه در مسیر آبادانی سرزمین‌شان تلاش می‌کنند، یا آن‌هایی‌که از افغانیت تنها نام آن را حمل می‌کنند و نه‌تنها در زمان جمهوریت مشغول وطن‌فروشی و فساد بودند، بلکه اکنون که از سوی همین ملت رانده شده‌اند نیز آرام ننشسته و در پی برهم‌زدن امنیت مردم رنج‌دیده این دیار هستند؟

۲۰۲۵ سال وحشتناکی بود برای این افراد، چراکه در این سال حکومت افغانستان از سوی یکی از ابرقدرت‌های دنیا، یعنی روسیه، به رسمیت شناخته شد. در همین سال نه‌تنها سیاست بلکه اقتصاد افغانستان نیز رشد چشمگیری داشت و همین امر باعث ناراحتی وطن‌فروشان فراری گردید.

سادات در ادامه، حکومت فعلی افغانستان را متهم به قتل نمود؛ اتهامی که با واقعیت جاری در این کشور زمین تا آسمان فاصله دارد. به راستی، سادات از کدام قتل سخن می‌زند؟ چرا در سال ۲۰۲۵ حتی یک گزارش مستند هم در این مورد منتشر نشد؟

بله! در سال ۲۰۲۵ نه‌تنها هیچ قتلی اتفاق نیفتاد، بلکه تأمین امنیت سرتاسری یکی از مواردی بود که از وقوع قتل‌های متعددی جلوگیری کرد! مگر ما یادمان رفته که در زمان این جنرال‌های پلاستیکی بهترین جوانان ما به خاطر یک گوشی موبایل، آن‌هم با قیمتی کم‌تر از ۱۰ هزار افغانی به گلوله بسته می‌شدند؟

اما چون حرف از سوءاستفاده و غارت ثروت‌های افغانستان می‌زند، باید پرسید اگر مفاد استخراج معادن و منابع طبیعی به بیت‌المال این مردم نمی‌رود، پس بودجه سالانه دولت، آن‌هم بدون یک روپیه گدای‌گری از دیگر کشورها چطور تهیه می‌شود؟

حال آن‌که در زمان همین افراد، علی‌رغم میلیاردها پولی که از سوی باداران‌شان به این کشور سرازیر می‌شد، نه‌تنها برای افغانستان مصرف نمی‌گردید، بلکه در کنار آن، معادن و منابع افغانستان نیز به منبعی درآمد برای پر نمودن جیب‌های این افراد تبدیل می‌شد.

در مورد مهاجرین باید گفت که نه‌تنها مردم افغانستان بلکه تمام دنیا شاهد است که حکومت فعلی، علی‌رغم تمام چالش‌های موجود، توانست این معضل بزرگ را به بهترین شکل ممکن کنترل نماید و حتی چالش را به فرصت تبدیل کند، همان‌طور که در گزارش بانک جهانی نیز بازگشت مهاجرین و استفاده از مهارت‌های‌شان به عنوان یکی از دلایل اصلی رشد اقتصاد افغانستان نام برده شده بود. اما در مورد این‌که سادات ادعا می‌کند که حکومت تعدادی از مهاجرین را به قتل رسانده، بدون شک ادعایی است بس مضحک، چراکه هیچ عقل سالمی چنین خزعبلاتی را نمی‌پذیرد.

اما در مورد این‌که چرا به گفته سادات آمریکایی‌ها علیه آن‌ها قرار گرفته‌اند، باید اذعان نمود که جریان حمایت آمریکا و کشورهای غربی از فراریان بدنام، بیشتر به یک قصه پوشالی می‌ماند تا حقیقت میدانی. چرا که این افراد طی بیست‌سال جمهوریت فرصت داشتند تا خود را برای باداران‌شان ثابت نمایند و ثابت هم کردند که جز مهره‌های فاسد و غیرقابل اعتماد چیز دیگری نیستند. و همین امر باعث شد تا خارجی‌ها بدون خبردادن به آن‌ها، پا به فرار گذاشته و پشت‌شان را خالی نمایند.

علت عدم اعتماد دوباره آمریکا به چهره‌هایی مانند سادات نیز برای همه هویداست، چراکه این افراد علی‌رغم این‌که چهار سال تمام در رسانه‌های اجتماعی به‌گونه شبانه‌روزی تبلیغات نمودند و شعار بازگشت به افغانستان را سر دادند، اما در عمل حتی به پیاده‌سازی شعارهایشان نزدیک هم نشدند. چه برسد به عملی کردن آن‌ها!

همین امر، به شمول اختلافات داخلی، نبود انسجام و ناتوانی در ایجاد جبهه‌ای واحد برای مخالفت با حکومت افغانستان، آمریکا و دیگر قدرت‌های منطقه و جهان را قانع ساخت که بهترین عملکرد در مقابل این مهره‌های فرسوده، ترک آن‌ها و رها ساختن‌شان در دنیای توهمات پایان‌ناپذیرشان است و بس.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version