در تاریخ معاصر افغانستان، برخی چهرهها نه صرفاً بهخاطر مواضع سیاسی امروز، بلکه به دلیل کارنامهٔ ننگینی که در میدان جنگ از خود برجای گذاشتهاند، نیازمند بررسی و استیضاحاند. سمیع سادات، فرمانده پیشین نیروهای امنیتی جمهوریت سرنگونشده، از همین دسته است.
سادات، بعد از خلع سلاحشدن و فرار از کشور، در دیار آوارگی و سرگردانی، برای اینکه باز از سودای سیاست نان بخورد، دست به تأسیس و رهبری «جبهه متحد افغانستان» زد و خود را در قامت یکی از مخالفان مسلح و سیاسی نظام کنونی افغانستان معرفی کرد؛ چنانچه خود او در گفتوگویی با روزنامهٔ والاستریت ژورنال به این نکته تصریح کرده است.
اما مسئلهٔ سمیع سادات تنها «مخالف نظام اسلامی بودن» نیست؛ مسئلهٔ مهمتر، شیوهٔ جنگی و کارنامهای است که دربارهٔ دورهٔ فرماندهی او در ولایت هلمند گزارش شده است. گزارش مفصل نیویورکر در سپتامبر ۲۰۲۱، بر اساس گفتوگو با مردم قریه، شاهدان محلی، یک پیلوت نیروی امنیتی افغانستان و یک مقام سازمان بینالمللی، از حملات هوایی نیروهای تحت فرمان سادات به مناطق غیرنظامی در هلمند سخن گفته است. در یکی از موارد، شاهدان از کشتهشدن دهها غیرنظامی در اطراف یک پایگاه متروکه و در مورد دیگری، از حمله به بازار گرشک بالای غیرنظامیان خبر دادهاند.
موضوع دیگر، اتهاماتی است که دربارهٔ نگاه شخصی و انتقامجویانهٔ سادات نسبت به طالبان مطرح شده است. عبیدالله بهیر، که در حوزهٔ عدالت انتقالی، صلح و منازعات افغانستان در پوهنتون امریکایی افغانستان تدریس کرده است، از منتقدانی بوده که دربارهٔ رفتار و نگرش سادات سخن گفته است. به گفتهٔ بهیر، سادات در هلمند آگاهانه مرتکب جنایت جنگی شده و حتی از سوزاندن اجساد طرف مقابل(طالبان) خودداری نکرده است.
سادات که امروز خود را مدافع مردم افغانستان معرفی میکند، در سالهای جنگ جمهوریت، خود بخشی از ساختار جنگی مورد حمایت گستردهٔ ایالات متحده و ناتو بود و اینک نیز خودش جبههای برای جنگ در افغانستان ایجاد کرده است. پرسش ملت افغانستان این است: اگر راهحل گذشته جنگ بود و نتیجهٔ آن نیز فروپاشی، خونریزی و آوارگی شد، چرا باید نسخهٔ دیگری از همان تجربه را دوباره بر سر مردم آزمایش کرد؟
مسئله زمانی حساستر میشود که سادات در سالهای اخیر بهصورت آشکار وارد فضای سیاسی و امنیتی مرتبط با پاکستان شده است. در جولای ۲۰۲۶، رسانههای پاکستانی و روزنامههای «Pakistan Today» و «Express Tribune» اظهارات او را دربارهٔ حمایت حکومت کنونی افغانستان از گروههای ضدپاکستانی و نقش هند در تأمین مالی آنان برجسته کردند.
اینجا یک نکتهٔ سیاسی مهم وجود دارد: وقتی یک مخالف افغان در رسانههای کشور رقیبِ افغانستان، برای اثبات روایت امنیتی همان کشور سخن میگوید، باید از او پرسید که منافع ملی افغانستان را چگونه با این موضعگیریها جمع میکند؟
این مسئله از آن جهت قابل تأمل است که سادات خود پیشتر پاکستان را به حمایت از امارت اسلامی متهم میکرد؛ اما اکنون همان سادات با استدلالهایی ظاهر میشود که بخشی از روایت امنیتی اسلامآباد دربارهٔ افغانستان را تقویت میکند.
پیام روشن این ماجرا برای ملت افغانستان این است: افغانستان دیگر تحمل جنگهای نیابتی و فرماندهان آزمودهشده در جنگ را ندارد؛ افغانستان به سیاستمدارانی که در داخل کشور مشغول خدمت هستند خوشنود است و اینک بیش از هر وقت دیگر آزاد و مستقل است. این وطن زمانی بیشتر آباد مییابد که افغانها اجازه ندهند هیچ قدرت خارجی، هیچ جبهه و هیچ فرماندهی، افغانستان را دوباره به میدان جنگ تبدیل کند.
دفاع در مقابله با خرابی وطن، یعنی دفاع از استقلال تصمیمگیری افغانستان و حرمت خون هر افغان؛ نه تعویض یک جنگ نیابتی با جنگ نیابتی دیگر.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
