عبیده غوری ️بعد از آنکه کشورهای غربی و دولت اجیر (جمهوریت) با تمام ابزارهای جنگی و دبدبه و کبکبهشان در مقابل مردان ظاهرا بدون امکانات اما با قلب و اعتقاد آراسته با زیور ایمان و جهاد، شکست مفتضحانه خوردند و لگام اسبهای طغیانگر و بیبندوبارشان جمع شد، عدهای از غربزدگان بهخاطر امتیازگیری بار دیگر دست بهدامان کشورهای غربی برده و حرف از مقاومت زدند. احمدمسعود، رهبر جبههٔ بغاوتگران، در تازهترین صحبتهایش با یکی از مجلههای بریتانیایی (اسپکتاتور) در روز پنجشنبه ٢٧ ثور ١٤٠٣ مدعی شده است که اگر کشورهای غربی ما را کمک تسلیحاتی کنند ما میتوانیم طالبان را شکست دهیم. خوب است که قبل از پرداختن به این ادعای پوچ، نکتهای را بیان دارم. او ایست: خداوند هرگاه در قرآن کریم داستان و سرگذشت قومی را ذکر میکند، در پایان داستان با تعبیر: «فاعتبروا یا أولی الأبصار» و «فاعتبروا یا أولی الألباب» انسانهای با بصیرت و آگاه را مخاطب قرار میدهد. تاریخ معاصر ما پر است از سرگذشت و فرجام بد انسانهای خائنی که به دین و خاک اسلام خیانت کردند. احمدمسعود باید قبل از اینکه ادعای شکست ا.ا.ا. را با تکیه به کمک کشورهای غربی کند، سیری در تاریخ بیست سال دور جمهوریت داشته باشد و از فرجام تلخ کسانی که دست به دامان کشورهای غربی بردند و خود را ذلیل ساختند، درس عبرت بگیرد. آیا احمد مسعود میتواند به کمک کشورهای غربی، ا.ا.ا. را شکست دهد؟ جهت پاسخ بهاین سؤال بد نیست از ایشان پرسیده شود: آیا سیاستمداران شکستخوردهٔ افغانستان که بیستوسهسال قبل عین معامله را با کشورهای اتحادیهی ناتو در ازای فروختن ایمان، وجدان و خاک اسلام انجام دادند، چیزی جز تاریخ سیاه و چهرههای منفور و مسخشده، نصیبشان شد؟! آیا در دو دههٔ گذشته با وجود حمایت جانی، مالی و تسلیحاتی ٤٢ کشور غربی، توانستند طالبان را نابود کنند و یا شکست دهند!؟ آیا موفق شدند از ارزشهای پوشالی بیستسالهشان که بهخاطر آن، سالانه دوصد هزار قربانی میدادند، پاسبانی کنند!؟ آیا وقتی که ارتش دوصد و پنجاههزار نفری با انواع ابزارهای جنگی در اختیار داشتند، در مقابل طالبی که از امکانات اولیه جنگی برخوردار نبود، دوهفته تاب آوردند؟! با اینحال آیا امروز در مقابل حکومت اسلامی که حمایت همهجانبهٔ مردمی را با خود دارد و از صفر تا صد در جغرافیایی افغانستان حکمرانی میکند و محبتش در قلبها ریشه دوانده و جاخوش کرده است، میتوانند پیروز شوند؟ یقینا که نمیتوانند. فاعتبروا یا أولی الأبصار. گذشته از این موارد، از آقای مسعود باید پرسید: نیروهای شما مگر همونهایی نیستند که دیروز امتحانشان را در میدان نبرد سپری کردند!؟ مگر چند سال قبل پشت همین عالی جنابان با سلاح و ابزار نظامی غربیان گرم نبود؟ ـچنان که حالا نیز استـ در آن روز چه کار کرده توانستید که امروز چنین نشخار میکنید؟! او همچنان از بادرانشان گلایه کرده است که آنها را تنها گذاشته و مورد حمایت قرار ندادهاند. گلایه احمدمسعود از بادارنش بهجاست؛ چون او با کمال و تمام وظیفهٔ بردگیاش را انجام داده و بهخاطر زمینهسازی اشغال دوبارهٔ افغانستان و فروختن دین، وطن و ارزشهای اسلامیاش پاچه بلند زده و بهطرف اهداف غربی نفسزنان دویده است؛ اما با آنهم مورد حمایت آنچنانی قرار نمیگیرد، گلایه دارد. حقیقت آنست که غربیها پیبردند که: احمدمسعود چیزی بالایی از غلامان قبلیشان ندارد؛ آنها که بیست و سهسال قبل، دست به این معامله زده بودند، نتوانستند در مقابل دژ مستحکم غیرت و شجاعت ملت مجاهد افغانستان تاب بیاورند و از نقشههای ترسیمشده و تلاشهای بیستساله بادارانشان محافظت کنند. چه تضمینی وجود دارد اگر بار دیگر دست به چنین معاملهای بزنند و احمدمسعود را حمایت کنند برگه سیاه دیگری در صفحات تاریخ به پایشان ثبت نشود!؟ در پایان چه خوب است که به این فریبخوردگان گفت: امارت اسلامی با تکیه به نصرت خداوند و جوشش غیرت اسلامی بنا و هر خشت آن با آمیزهای از گوشتوخون بدنهای تکهشده جوانان مخلص گذاشته شده و سقف آن با ستون عقیدهٔ اسلامی استوار و مظبوط و محکم گردیده است. اگر فکر میکنید با تندبادهای دموکراسی و غربزدگی میتواتید پایههای آن را سست و ضعیف گردانده و بنای پرغرور آن را متلاشی گردانید، بدانید که خواب است و خیال است و جنون.