در طول تاریخ، مزدورانی که با نیروهای بیگانه علیه ملت خود همکاری کردهاند، نه تنها باعث تقویت دشمنان ملتهای خود شدهاند، بلکه آسیبهای جبرانناپذیری به جامعه وارد کردهاند.
در افغانستان، پس از شکست نظامی آمریکا و همپیمانانش، مزدوران جنگ فکری و رسانهای غرب به یک جبهه دشمن مکار و کذاب علیه ملت افغان تبدیل شدهاند. این افراد که زمانی در خدمت اهداف نظامی غرب بودند، اکنون با همان شدت در میدان جنگ فکری علیه ارزشهای اسلامی و ملی افغانها توطئه میبندند.
این جنگسالاران و ایادی غرب در هر نوع وحشت و بربریتی که اشغالگران میآفریدند، نقش راهنما و پیشمرگ را ایفا میکردند. در واقع، این اجیران دستان خونین غربیها را به سمت قلوب ملت مسلمان و مظلوم بیگناه افغان هدایت میکردند، بدون هیچگونه شرم و حیایی از انسانیت، افغانیت و اسلامیت.
به لطف و نصرت الهی، پس از ۲۰ سال تاریکی و ظلمت، تلاش و مجاهدتهای مجاهدین افغان نتیجه داد؛ دشمنان و ایادی مزدورشان ذلیلانه تن به شکست دادند و صبح پیروزی امارت اسلامی در افغانستان طلوع کرد.
پس از شکست اشغالگران، آمریکا مزدورهای خود را به کشورهای خارجی منتقل کرد تا مرحله دوم غلامی و مزدوری را توسط این افراد مجهولالهویت ادامه دهد. این مرحله شامل جنگ فکری، تبلیغات رسانهای و تلاش برای اغوا و انحراف افکار ملت مسلمان نسبت به امارت اسلامی بود.
هدف این توطئهها ایجاد تفرقه و اختلاف میان ملتهای مسلمان است. در واقع، غرب به خوبی میداند که نیروی فکری یک جامعه مسلمان، ستون اساسی آن برای مقابله در برابر استعمار فکری و نظامی اشغالگران است.
دشمنان افغانستان گاهی به بهانه تفاوت زبان فارسی و پشتو، گاهی شمال و جنوب، و گاهی به بهانه طرز حکومتداری اسلامی به امارت اسلامی حمله میکنند. تلاش آنها این است که ریشه وحدت اسلامی افغانها را بزنند، اما هرگز نخواهند توانست؛ زیرا رگ رگ این ملت عجین و آمیخته با فرامین اسلامی است.
اما آنچه که بیش از پیش ما را شاکر و سپاسگزار ذات منان میسازد، این است که ملت افغان به بلوغ سیاسی و فهم عمیق رسیده و توانسته است به خوبی تفاوت بین دوست و دشمن را تشخیص دهد. این ملت میداند که چه کسانی (مزدوران غرب) با ظاهر نیک، اما با قلبی همچون گرگ، وارد جامعه شده بودند.
همان کسانی که در زمان اشغال آله دست یهود و نصارا بودند، امروز با ماسکهای جدیدی از «قومگرایی» و «زبان» ظاهر میشوند، در حالی که قلبهایشان همچنان با دشمنان اسلام و افغانها گره خورده است.
روی چنین دشمنانی که در طول ۲۰ سال مرتکب جنایات شنیع شدهاند، سیاه است و این اعمال خائنانهشان که از طریق رسانهها انجام میگیرد، آنها را بیش از پیش نزد ملت افغان منفور و بدنام کرده است.
کسانی که خوی غلامی در سرشتشان نهفته و با رگ و خونشان عجین شده است، هیچگاه نمیتوانند از آن دست بکشند. شاید مسیرشان تغییر کند، اما هدفشان همچنان ادامهی بردگی و خدمت به دشمن است.
امروز، سرنوشت پیشمرگهای آمریکا گواه این حقیقت است؛ بعد از شکست نظامی و فیزیکی در افغانستان، آنها اکنون به جنگ فکری و مجازی روی آوردهاند. در واقع، این تغییر میدان نبرد از فیزیکی به فکری تنها نشانه ضعف و ترس آنها از قدرت واقعی امارت اسلامی است.
نوکرانی که به مدت ۲۰ سال در میدانهای جنگ نظامی به دشمنان ملت خدمت میکردند، اکنون در فضای مجازی و جنگ فکری میکوشند تا نام پرافتخار افغانها را به بهای پول و دلار به دستورات اربابان خود مخدوش کنند.
از هیچ تلاشی برای ایجاد تصویر نادرست و بیپایه از مجاهدین دریغ نمیکنند؛ اما این تلاشهای مذبوحانه هیچگاه موفق نخواهد شد. ملت افغان آگاه است و این را به خوبی درک کرده که حقیقت همواره پیروز است، هرچند باطل با لباسهای متنوع و عناوین زیبا به میدان آید.
آنچه این مزدوران غربی به عنوان “موفقیت” جلوه میدهند، در حقیقت جفای نابخشودنی در حق ملت، اسلام و آیندگان این سرزمین است. خیانتی که تاریخ آن را به یاد خواهد سپرد و چهره منفور و خودفروخته اجیران را به آیندگان به عنوان درسی عبرت بازگو خواهد کرد.
پس به این جنگسالاران و اجیران غرب میگویم که دست از زندگی غلامی بکشید. شرف و عزت خود را بیش از این به بهای اندک پول نفروشید. از ملت عذرخواهی کنید و زندگی آرام و آزاد پس از دوران غلامی را تجربه کنید. فراموش نکنید که هیچ پولی نمیتواند شرف انسانی را برگرداند و هیچ قدرتی نمیتواند حقیقت را از بین ببرد. اسلام، مسلمان واقعی و ملت افغان همچنان استوار، پیروز و قامت بلند باقی خواهند ماند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.