امرالله صالح، در طول دو دهه گذشته، به عنوان یکی از چهرههای بدنام در نظام جمهوری افغانستان شناخته میشود و هیچگاه شخصیت ثابتی نداشته است، به گونهای که برخی او را «فاحشه سیاسی» نامیدهاند.
سیاستهای صالح بدین صورت بوده که هرگاه منفعتی برای خود مشاهده میکرد، به سمت آن میدوید، در سیرک انتخابات، او گاهی در آغوش عبدالله خود را میانداخت و اشرفغنی و دارودستهاش را توهین و تحقیر میکرد و گاهی نیز در کنار اشرفغنی، به عبدالله و دیگر همراهانش حملهور میشد.
چند روز پیش، امرالله صالح به مناسبت سالگرد کشته شدن داکتر نجیب، در صفحه اکس خود به طرز عجیبی از «خاد» (سازمان اطلاعات رژیم دموکراتیک خلق) دفاع کرد و حقیقت کشتار و سرکوب مخالفان رژیم کمونیستی را انکار نمود.
او با بیان اینکه در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، اکثر خانوادههای مجاهدین در کابل زندگی میکردند، ادعا کرد که سازمان خاد «هیولای آدمکش» نبوده است.
اما در مورد خاد باید گفت که هرگاه نام آن به میان میآید، برای افرادی که در آن زمان زنده بودند و شاهد این جنایات هولناک بودند، جز یادآوری خاطرات تلخ و روزهای تاریک چیزی دیگر به ذهن نمیآید و این خود نشاندهنده قساوت قلب نجیب در آن دوران است.
خاطرات دگراندیشانی که به دلیل عقایدشان یا همسویی با سازمانهای مخفی، توسط خاد شکنجه و زندانی شده بودند، و گزارشهای کمیته حقوق بشر سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی، ابعاد جنایات تکاندهنده خاد را تا حدی روشن میسازد.
داکتر نجیب به عنوان بنیانگذار و رئیس این دستگاه شکنجه و کشتار، از نظر سیاسی، حقوقی و تاریخی از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ بهطور مستقیم و در سالهای بعدی تا سقوط رژیمش بهطور غیرمستقیم مسئول تمام جنایات ضد بشری و جنایات جنگی خاد است.
برای درک حجم جنایات خاد علیه ملت مظلوم افغانستان، کافی است به گزارشی که در اوایل سال ۱۹۸۶ توسط سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان منتشر شده، اشاره کنیم؛ در آن خاد به عنوان «ماشین شکنجه» معرفی شده است.
این گزارش حاکی از آن است که خاد از هفت مرکز بازداشت در کابل نظارت میکرد: ۱. دفتر شماره ۵ خاد، معروف به “خادِ پنج”. ۲. دفتر مرکزی خاد در ششدرک. ۳. ساختمان وزارت داخله. ۴. دفتر بازجویی مرکزی خاد، موسوم به «صدارت». ۵. دفاتر شعبه نظامی خاد، معروف به خادِ نظامی. ۶. خانهٔ احمدشاه خان. ۷. خانهٔ وزیر اکبرخان.
در ادامه این سند، انواع تکنیکهای شکنجه نیز به گزارشگر ویژه ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از: ۱. شکنجه با الکتروشوک. ۲. کندن ناخنها با وارد کردن شوکهای برقی. ۳. کندن ریش برخی زندانیان، به ویژه مردان سالخورده و شخصیتهای مذهبی. ۴. استفاده از سگهای پلیس علیه بازداشتشدگان. ۵. آویزانکردن زندانیان از پاها برای مدت نامحدود.
به گواهی آرماکورا، گزارشگر کمیته حقوق بشر ملل متحد، خاد در کنار زندانها و نظارتخانههای رسمی متعدد در سرتاسر افغانستان، حداقل چهارصد زندان غیررسمی تنها در شهر کابل داشت، که این امر به تنهایی گواهی بر جنایات و مظالمی است که در پشت درهای بسته انجام میشد.
ناگفته نماند که تعداد زندانیان سیاسی خاد تنها در محبس پلچرخی در آن زمان بیش از ۳۰,۰۰۰ نفر بود و سالانه بیش از ۲,۴۰۰ تا ۳,۰۰۰ زندانی توسط مأموران خاد و رهبری زندان پلچرخی از بلاک اول این زندان به پولیگونها منتقل و با قساوت زیاد تیرباران میشدند.
آنچه گفته شد تنها گوشهای از جنایات سازمان خاد در زمان ریاست داکتر نجیب بود و همین قساوت قلب و بیرحمی او نسبت به هموطنانش باعث شد تا نزد اشغالگران به جایگاه و منصبی دست یابد و در سالهای بعد به ریاست کشور منصوب شود.
اکنون، چنین سازمانی که نهتنها ملت رنجدیده افغانستان بلکه حتی چهرههای بدنام فراری نیز به جنایات آن معترفاند و سازمان ملل نیز آن را «دستگاه شکنجه» نامیده، شخصی نظیر امرالله صالح میآید و در حالی که خود سنگ جهاد علیه کمونیستها را به سینه میزند، آن را تبرئه میکند و تمام وقایع رخداده را انکار مینماید.
اما در مورد اینکه چرا صالح چنین اظهارات مضحکی را بیان کرده، باید گفت که ممکن است بهخاطر اختلافات اخیر میان او و دیگر رهبران جبهه بغاوت باشد و از این طریق قصد تغییر جبهه را داشته باشد.
زیرا همین چند روز پیش، محمد محقق، یکی دیگر از رهبران پوشالی جبهه بغاوت، امرالله صالح را «شیطانی مجسم» نامید.
این اظهارات صالح نشاندهنده تضاد در شخصیت و اهداف اوست و به خوبی بیانگر وضعیت پیچیده سیاسی در افغانستان است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.