نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودت‌کنندگان رژیم جمهوری سرنگون‌شده که خود بخشی از حلقه‌های عالی اجرایی و سیاسی رژیم بیست ساله جمهوری بوده است، دموکراسی را یگانه راه خروج از بحران کنونی افغانستان می‌داند. این موضع در حالی مطرح شده است که او ارزیابی از تطبیق بیست ساله دموکراسی را کنار گذاشته و اکنون تلاش می‌کند با همان نسخه کهنه، دوباره مردم را قانع کند که گویا این راه‌حل تمام بحران‌ها و معضلات افغانستان است.

در افغانستان، دموکراسی برای بیست سال نه تنها به عنوان یک وعده نظری، بلکه به عنوان یک تجربه از سوی اشغالگران و مقامات داخلی آزمایش شد. این تجربه در سایه جنگ، حضور خارجی، میلیاردها دالر، انتخابات، قانون اساسی، پارلمان و صدها نهاد مدنی سپری شد، اما نتیجه آن نه عدالت بود، نه تعادل قدرت، نه رفاه عمومی و نه هم راه‌حل قابل اعتماد برای تمامی بحران‌ها. به همین دلیل، این ادعا که یگانه راه خروج از بحران «دموکراسی بی‌قید و شرط» است، اساساً با واقعیت تاریخی و عملی افغانستان در تضاد قرار دارد.

دموکراسی، آنگونه که در افغانستان عملی شد، از خطوط انسانی و اخلاقی دور بود. انتخابات نه نماینده اراده مردم، بلکه نمایشی از زور، پول، معاملات قومی و مصلحت‌های خارجی بود. قدرت به جای توازن، بین چند شبکه سیاسی محدود دست به دست می‌شد، عدالت انتخابی بود و قانون برای زورمندان نرم، اما برای مردم عادی سختگیرانه تطبیق می‌گردید. اگر دموکراسی یک چارچوب است، این چارچوب در افغانستان ماشین تولید فساد، بی‌عدالتی و نابرابری اجتماعی ثابت شد، نه وسیله‌ای برای حل بحران‌هایی که زاده جنایات جنگ‌سالاران بودند.

این مدافعان دموکراسی اغلب مشکل را تحت عنوان «تطبیق ناقص» توجیه می‌کنند، اما این توجیه خود نوعی فرار از مسئولیت است؛ زیرا بیست سال قدرت، منابع گسترده و حمایت بی‌سابقه بین‌المللی نه نقص، بلکه فرصتی کامل بود که همین مقامات دموکراسی‌خواه اختیار استفاده از آن را داشتند. مشکل اصلی این بود که دموکراسی در افغانستان نه بر اساس واقعیت اجتماعی، حافظه تاریخی و نیازهای انسانی، بلکه به عنوان یک فرمول وارداتی، به زور تطبیق شد.

این یک حقیقت است که حکومت جدید افغانستان با تطبیق خالص شریعت، دموکراسی غربی را اساساً رد می‌کند، زیرا دموکراسی را نسخه‌ای بیگانه می‌داند. اما مقصر دانستن این حکومت در سقوط سیاسی افغانستان، از واقعیت دور است. آن جریان‌های سیاسی که خود را مدافعان دموکراسی می‌دانند، در دوران قدرت نتوانستند بحران‌ها را حل کنند. ساختارهای درونی، رهبران، تصمیمات و رفتارهای سیاسی آن‌ها مملو از قدرت‌طلبی، انحصار و خودمحوری بود؛ همین تضاد باعث شد که مردم نه تنها اعتماد خود را به دموکراسی، بلکه به کل ساختار سیاسی رژیم جمهوری از دست بدهند.

ریشه بی‌اعتمادی عمومی امروز نه در حکومت جدید افغانستان، بلکه در آن رژیم بیست ساله است که به نام رأی مردم، عزت، امنیت و آینده مردم را معامله کرد. دموکراسی در حاکمیت جمهوری به مکانیسم تقسیم قدرت بین اشراف سیاسی و اعضای شرکت سهامی تبدیل شده بود. به همین دلیل، بحث آینده افغانستان باید نه از شعارها، بلکه از محاسبه‌ای صادقانه آغاز شود؛ در غیر این صورت، دموکراسی یا سایر فرمول‌های بیگانه تنها زمینه را برای یک ناکامی دیگر فراهم خواهد کرد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version