از ابتدای فروپاشی جمهوریت و فرار جنگ‌سالاران و رهبران احزاب پوشالی از این کشور، بیش از چهار سال می‌گذرد؛ چهار سالی که مردم افغانستان بعد از مدت‌ها، به دور از این چهره‌های بدنام نفسی آرام کشیده و زندگی راحتی را تجربه می‌نمایند.

در تمام این مدت، بزرگ‌ترین چالش رهبران این احزاب بدنام در بیرون از افغانستان را می‌توان اختلافات درونی آن‌ها دانست؛ اختلافاتی تمام‌نشدنی که پیشینهٔ آن نه به فروپاشی جمهوریت، بلکه به زمان اشغال بیست‌ساله و حتی قبل از آن، به دورهٔ جنگ‌های خانمان‌سوز داخلی برمی‌گردد.

رهبران این احزاب از همان آغاز فروپاشی جمهوریت تاکنون اقدامات بسیاری برای متحدشدن با یک‌دیگر روی دست گرفتند، اما همان‌طور که انتظار می‌رفت، هیچ‌یک از این اقدامات کارساز نبود. در این میان، ایجاد ائتلاف‌های گوناگون تحت نام‌های مختلف را می‌توان یکی از همین اقدامات شکست‌خورده دانست.

در تازه‌ترین مورد، حال آن‌که بسیاری از قدرت‌هایی که یک زمان حامی‌شان بودند، آن‌ها را طرد نموده‌اند، تعدادی از این چهره‌های بدنام بار دیگر گردهم آمده و ائتلافی جدید تحت نام «ائتلاف هماهنگی احزاب سیاسی افغانستان» تشکیل داده‌اند.

بدون شک، این چهره‌های تکراری که در چهار سال گذشته جز چند نشست آنلاین و نشر و پخش پروپاگاندا در پلتفرم‌های مجازی چیزی در کارنامهٔ ننگین خود ندارند، اکنون تنها هدف‌شان از ایجاد ائتلافی جدید، تلاشی ناکام برای مطرح‌شدن در رسانه‌ها است.

اعضای این ائتلاف جدید نیز همان چهره‌های تکراری گذشته‌اند؛ اگرچه این‌بار هم تعدادی از چهره‌های مطرحِ مخالف حکومت افغانستان از یک‌جاشدن با این افراد سرباز زده‌اند؛ مانند: رحمت‌الله نبیل، امرالله صالح، یاسین ضیاء، لطیف پدرام و صلاح‌الدین ربانی. این موضوع ادامه‌داشتن اختلافات عمیق میان این چهره‌ها را تایید می‌کند.

بیشتر مواد و اهداف مطرح‌شده برای این ائتلاف پوشالی نیز همان تکرار گذشته است، مگر در چند مورد. از جمله این‌که رهبران خودخوانده‌ای که در ائتلاف‌های قبلی خواهان فروپاشی حکومت فعلی افغانستان بودند، این‌بار در بیانیهٔ جدید نه سقوط حکومت، بلکه مشارکت در آن را مطالبه کرده‌اند.

ناگفته نماند همین تغییر موضع سبب شده است که بسیاری از کارشناسان امور، خواست این افراد برای مشارکت در حکومت جدید افغانستان را نشانه‌ای از ضعف آشکار و ناتوانی آنان تلقی کنند؛ ضعفی غیرقابل‌انکار که پس از طردشدن از سوی کشورهای دیگر، به‌وضوح در میان آنان دیده می‌شود.

ائتلاف جدید علی‌رغم آن‌که با نامی تازه ظاهر شده و هدف از ایجاد آن را دفاع از مردم و غمخواری آنان معرفی می‌کنند، عملاً به تجمعی از همان خون‌خواران سیاسی بدل شده است؛ چهره‌هایی که در طول دو دهه، نه عزت و سربلندی، بلکه ذلت، ویرانی، فساد و ناامنی را نصیب مردم ساخته بودند.

این افراد در حالی چنین شعارهای فریبنده‌ای سر می‌دهند و از حق‌خواهی برای مردم افغانستان سخن می‌گویند که در اصل، هدف‌شان چیزی جز بازگشت به صحنهٔ قدرت، نشستن بر سفرهٔ چور و چپاول بیت‌المال و ادامهٔ همان چرخهٔ معامله‌گری، سهم‌خواهی و مکیدن خون مردم نیست.

اما تجربهٔ تاریخی مردم افغانستان نشان داده است که از چنین جریان‌هایی نه اصلاحی برمی‌آید و نه صداقتی. آنان تنها زمانی به یاد مردم و منافع ملی می‌افتند که پایه‌های حمایت خارجی‌شان سست شود و راه بازگشت‌شان به قدرت بسته گردد.

جالب این‌جاست که این ائتلاف تازه‌تأسیس در بیانیهٔ خود با لحنی طلبکارانه از شورای امنیت سازمان ملل متحد، کشورهای منطقه و جامعهٔ جهانی خواستار حمایت شده است؛ در حالی که در چهار سال گذشته نه این نهادها و نه حامیان پیشین‌شان کوچک‌ترین اعتنایی به آنان نکرده و حتی نامی از این چهره‌ها در عرصهٔ سیاسی برده نشده است؛ همانند مهره‌هایی سوخته که دیگر دور انداخته شده‌اند.

ناگفته نماند که این رفتار دوگانه به‌روشنی نشان می‌دهد که این افراد همچنان امید خود را نه بر مردم افغانستان، بلکه بر حمایت بیرونی استوار ساخته‌اند؛ عادتی که ریشه در تاریخ و سرشت سیاسی‌شان دارد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version