توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
حزبالتحریر، یکی از گروههای است که ادعای تلاش در راه قیام خلافت اسلامی دارد اما در عین حال، برنامههای کاری و در عمل افراد این حزب، جهاد هیچ جایگاه ندارد و همیشه در تمام اکناف عالَم بعد از کامیابی مجاهدین، اینها صدای مخالفت خود را علیه مجاهدین بلند کرده و تبلیغات منفی علیه آنها راه میاندازد.
امروز حکومت اسلامی افغانستان با این مشکل و معضل از طرف افراد این خلافتخواهان خیالی مواجه است؛ پس ضرور است به بررسی ادعاهای حزبالتحریر و تناقضات موجود در رویکردهای آن پرداخته شود.
۱. ادعای خلافت جهانی: حزبالتحریر مدعی است که هدف نهایی آن برپایی خلافت اسلامی جهانی است؛ این ادعا در ظاهر میتواند جذاب به نظر برسد، اما در عمل، این گروه هیچگونه تلاشی برای مقابله با دشمنان اسلام و اجرای جهاد نکرده است.
جهاد، که از اصول اساسی اسلام است، در تمام تاریخ اسلام به اساس آیات قرآن عظیمالشان و احادیث نبوی به عنوان راهی برای دفاع از مسلمانان و گسترش عدالت بیان کرده شده است؛ حزبالتحریر با نادیده گرفتن این اصل بزرگ، نشان داده است که ادعاهایش بی اساس و بیبنیاد و فقط آلهای برای فریب و گردون چرخش جوانان، بسوی این فلک فریبنده است.
۲. تناقض در ادعای اتحاد: یکی از شعارهای اصلی حزبالتحریر اتحاد مسلمانان برای برپایی خلافت اسلامی است؛ اما این حزب با مخالفتهای مکرر خود با مجاهدین جهان اسلام، از جمله مخالفت با مجاهدین افغانستان و ادلب سوریه که در خط مقدم مبارزه با دشمنان اسلام قرار دارند، نشان داده که این حزب، در واقع ساخته و پرداخته شده برای ایجاد اختلاف و تفرقه میان صفوف متحد مسلمانها است و بس!
این تناقض بزرگ در گفتار و رفتار حزبالتحریر، در قبال مجاهدین جهان اسلام، باعث شده که ادعای اتحاد آنها چیزی جز یک شعار توخالی و فریبنده نباشد.
۳. عدم تعامل با مجاهدین: حزبالتحریر نه تنها از جهاد خودداری میکند، بلکه علیه گروههای مجاهدین در سراسر جهان، که با فداکاری در راه دفاع از اسلام مبارزه میکنند، دسیسه میسازد و تبلیغات منفی میکند.
این موضعگیریها نشاندهندهی تضاد آشکار در بینش و عملکرد این حزب است؛ اگر حزبالتحریر واقعاً به دنبال برپایی خلافت اسلامی میبود، چرا در برابر کسانی که در این راه مقدس خون، جان، مال و فرزند خود را تقدیم نموده، ایستاد میشود و با آنها مخالفت میکند؟
پس میتوان گفت که حزبالتحریر با ادعای خلافت، خود را مثل یک قهرمان میبیند، اما وقتی نوبت عمل میرسد، فقط در دنیای مجازی پرسه میزند؛ مدعیاند که جهاد را در قلبهای مسلمانان بیدار میکنند، اما خودشان از یک جلسه سخنرانی هم فراتر نمیروند.
جالب اینجاست که در حالی که بر لزوم وحدت مسلمانان تأکید میکنند، با موضعگیریهای خود تنها به تفرقه میان مسلمانها دامن میزنند؛ در واقع، بیشتر شبیه یک گروه تئاتر هستند که در صحنهی خیال پردازی، طرحهای بزرگ میریزند، اما در واقعیت حتی یک کار کوچک هم انجام نمیدهند؛ از نظر آنها، فکر کردن به خلافت مهمتر از تلاش برای تحقق آن است؛ لذا به جای جهاد، به دنبال فالوئرهای بیشتر در شبکههای اجتماعی و حرفهای خیالیاند.
به همین اساس، حزبالتحریر با ادعاهای بزرگی مانند برپایی خلافت جهانی و اتحاد مسلمانان، اما بدون جهاد و تبلیغات منفی علیه مجاهدین جهان اسلام، خود را به عنوان یک حزب منفور، بیعمل و دستنشانده نشان داده است.
این حزب با شعارهای توخالی و فریبنده، نه تنها به تحقق اهداف اسلامی کمکی نکرده است بلکه باعث افزایش اختلافات و تفرقه در بین مسلمانان شده است بنابراین، ضروری است که مسلمانان با دقت بیشتری به ادعاها و عملکردهای متناقض این حزب مخرب بنگرند و از هرگونه دست دادن با این حزب خودداری کنند.