نویسنده: عبدالحی فروتن عملکرد بغاوتگران مرا یاد عربهای دوران جاهلیت انداخت؛ در جاهلیت عربها امتی یکپارچه، متحد و حتی گروهی واحد نبودند بلکه قبایل و گروههای مختلفی را تشکیل می دادند، عرفهای متنوعی در میان آنان حکمفرما بود و تعصب قبیلهای اساس نظام اجتماعی جاهلی بود. اما اسلام به عنوان نوری که تاریکی را از بین میبرد و راهی هموار و مستقیم که به کامیابی ختم میشود، (برخلاف راههای دیگر که انتهای مسیر شان مختوم به بُنبست است) نه تنها قبایل متفرق عرب را یکی کرد بلکه، حقوق تمام انسانها را مساوی دانست و در آن تمام اقوام، نژادها و سخنوران هر زبانی از ارزشی مساوی برخوردار شدند، اسلام یکی را بر دیگری برتری نداد و چنین قاعدهای گذاشت: «يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير. (حجرات: ۱۳). ترجمه: اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفریدهایم و شما را گروهها و قبیلههایى گرداندهایم تا همدیگر را بشناسید، گرامىترین تان در نزد خداوند پرهیزگارترین تان است، بى گمان خداوند دانا و آگاه است.» با کمال تعجب امروزه شاهد بازگشت دوران جاهلیت «حتی بدتر از آن» هستیم؛ زمانى که استعمار غرب نتوانست از طریق تجاوزات و جنگهاى پیاپى که صدها سال به طول انجامید که در تاریخ از آن به جنگهاى صلیبى یاد مىشود، بر کشورهاى اسلامى چیره شود، تجاوز خود را بر دیار اسلام پایان نداد، بلکه با وسایل و شیوههاى نوینى اهداف خود را دنبال نمود. روشی که سرزمین اسلامی را تکهتکه کرد، مسلمانان را «همانند دوران قبل اسلام» از یک امت به هزاران ملت تقسیم نمود و برای هر قبیله، کشوری برگزید و با مرزبندیها، میخهایی بر پیکر مسلمانان کوبید که اگر فورا از بدن بیرون شوند، این پیکر از خونریزی میمیرد و اگر بیرون نشوند به مرور زمان جزوی از بدن خواهند شد و تمام بدن را فاسد خواهند کرد پس راهی جز تداوی باقی نمانده است… توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.