۲۴ اسد، روز پیروزی یک مبارزهی طولانی و ارزشمند بیستساله در کشور است. در این روز، حاکمیت آن ادارهای در افغانستان به پایان رسید که از آغاز تا انجام بر قشون خارجی، بازیهای استخباراتی نیابتی و بودجههای مالی بیگانه متکی بود. یک تجربهی این واقعه بزرگ برای ملت افغان این بود که باور کردن به ساختارهای سیاسی ظاهری، تجهیزات نظامی و وعدههای بیگانه، همیشه انسان را به مرز شکست میکشاند.
واقعیتها همیشه ثابت کرده است حاکمیتهایی که چشمامیدشان به بیگانگان باشد، هرگز بقا نمییابند. تمام اتکای مالی جمهوریت سرنگونشده بر کمکها و اعانههای خارجی استوار بود و توانایی نظامیاش نیز به حمایت مستقیم نیروهای اشغالگر خارجی بستگی داشت. این اتکا سبب شد تا در داخل، یک مدیریت واقعی و خودکفا شکل نگیرد. هر دو رئیسجمهور سمبولیک جمهوریت نمیتوانستند در این زمینه گامی بردارند؛ زیرا خارجیها نمیخواستند افغانستان زیر نظر آنها خودکفا شود و همین امر رؤسای جمهور را واداشت تا با سرافکندگی به تمثیل ریاستجمهوری بپردازند.
هنگامی که آخرین اشغالگران خارجی از بگرام و دیگر پایگاههای نظامی خارج شدند و روند بیرون رفتن آنها آغاز شد، در آن زمان تمام ناتوانیها و درماندگی تشکیلات رژیم جمهوری آشکار گردید. کشورهای غربی میپنداشتند که واحدهای نظامی ساختهشده و سیستمهای اداری بهطور مستقل فعالیت خواهند کرد و از حاکمیت فاسد جمهوریت حفاظت میکنند، اما از هر جایی که خارجیها خارج میشدند، ادارات محلی بلافاصله همان مناطق را از دست میدادند. سرانجام در ۲۴ اسد ثابت شد که مصارف گزاف مالی بیگانگان بر ارگانهای امنیتی و ارقام خیالی، نتوانست یک ادارهی فاسد و از درون پاشیده را از فروپاشی نجات دهد.
بخش عمدهای از علل سقوط جمهوریت این بود که دهها هزار نیروی اجیر و کارمندان دولتی از لحاظ روحی و فکری بیثبات شده بودند و دیگر تعهدی برای کار در این چارچوب نداشتند؛ آنها نمیتوانستند برای حفظ سیستمی خطر را به جان بخرند که فساد، دوری از ملت، مزدوری بیگانگان و منفعتطلبی شخصی، آن را از پا انداخته بود.
از سوی دیگر، آن گروههای مخالفی که در بیرون از کشور مستقر هستند و بهطور مداوم علیه حکومت افغانستان و ثبات موجود شایعهپراکنی میکنند، بقایای همان تجربه ناکام و بیگانهپرور هستند. حضور و تلاشهای نظامی همین مخالفان همیشه به کمکهای خارجی وابسته بوده و به همین دلیل هرگز در بطن و بدنه جامعه محبوبیتی نیافتهاند. این گروهها در سالهای اخیر نیز نتوانستند اعتماد مردم را جلب کنند، زیرا ملت آنها را بهخوبی شناخته است که ابزار جنگهای نیابتی هستند و هرگز برای منافع اسلامی و ملی تلاش نمیکنند.
سرنوشت این گروهها این پیغام را میدهد که زمینهسازی برای جنگهای نیابتی در خاک خود به خاطر منافع استراتژیک کشورهای بیگانه، جز رسوایی و نابودی چیزی در پی ندارد. ملت افغان فجایع و نتایج چنین سیاستهایی را دیده و از همان ابتدا اعتماد خود را نسبت به بازیگران سیاسی که از حمایت خارجیها برخوردار بودند، از دست داد.
۲۴ اسد تنها روز فروپاشی یک رژیم تحمیلی نبود، بلکه روز پایان تجاوز خارجی بر خاک افغان و روز احیای یک نظام اسلامی جدید و مستقل نیز بود. امروز که در سراسر کشور یک حکومت مرکزی، امنیت و ثبات وجود دارد، به این معناست که ملت افغان میتواند در راه دفاع از عقیده و ارزشهای اصیل خود هر مانعی را از میان برداشته و از نظام دلخواه خویش برخوردار گردد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
