در ادامهٔ قسمت‌های قبلِ کارنامهٔ ننگین عبدالرشید دوستم، می‌رسیم به قسمتِ آخر این سلسله؛ سلسله‌ای که شاید اکنون پایان یابد، اما به رشتهٔ تحریر درآوردن صفحات تاریک زندگی دوستم نه در یک سلسله مقالات، بلکه در کتاب‌های چندجلدی نیز امکان‌پذیر نیست.

دوستم همانند جنگ‌سالاران دیگر توانست با شعارهای قومی و دامن‌زدن به تعصبات، خود را چهره‌ای مطرح برای باداران غربی‌اش معرفی نماید و در نتیجه از مزیت‌های آن بهره ببرد؛ از جمله معافیت از تمام جرم‌ها و جنایاتی که مرتکب شده است.

بله! دوستم علی‌رغم ارتکاب شنیع‌ترین اعمال، نه‌تنها هیچ‌گاه محاکمه نشد، بلکه در سال‌های آخر رژیم فرسودهٔ جمهوریت لقب مارشال کشور را نیز تصاحب نمود؛ مارشالی بی‌سواد که حتی در یکی از سخنرانی‌های خود، اشغالگران آمریکاییِ کشته‌شده در افغانستان را شهید نامید!

سرکوب رقبای سیاسی یکی از شاخصه‌های جداناپذیر جنگ‌سالاران بدنام جمهوریت است؛ افرادی که برای تأمین جایگاه‌شان خون‌های بی‌شماری از هم‌ردیفان خود را ریختند و حتی از نزدیک‌ترین هم‌کیشان‌شان نیز نگذشتند. شخصِ دوستم نیز کارنامه‌ای طولانی در این راستا دارد.

در کنار احمد ایشچی، اکبر بای یکی دیگر از قربانیان این سرکوب بود. وی در حالی‌که مدت زیادی متحد بزرگ دوستم به‌شمار می‌رفت، پس از افشاگری دربارهٔ قتل‌های هدفمند دوستم، در سال ۲۰۰۸ بر اثر یورش ۵۰ تن از مزدوران دوستم به خانه‌اش گرفتار شد و به همراه پسرش چند شبانه‌روز در اسارت و شکنجهٔ ملیشه‌های دوستم به‌سر برد.

این جنایات و قانون‌شکنی‌های دوستم و دیگر همقطارانش ادامه داشت تا این‌که سرانجام رژیم فاسد جمهوریت فروپاشید و مردم افغانستان از اسارت این چهره‌های بدنام رهایی یافته و تحت حاکمیت جدید، زندگی با عزت و آبرومندی را آغاز کردند.

افرادی مانند دوستم که سابقهٔ تاریک‌شان مملو از ظلم و خیانت بود، اگرچه در روزهای نخستِ فروپاشی رژیم جمهوریت حرف از مقاومت زده و می‌خواستند از قصرهای مجلل و ملکیت‌های به‌دست‌آمده از خون مردم محافظت کنند، اما با خالی شدن پشت‌شان از حمایت مردمی و ایستادن ملت علیه‌شان، دیری نگذشت که علی‌رغم شعارهای پوشالی‌شان پا به فرار گذاشته و افغانستان را ترک کردند.

از آن روز به بعد، عبدالرشید دوستم در تبعید ناخواسته به‌سر برده و هر از گاهی در نشست‌ها و گردهمایی‌های مخالفین حکومت افغانستان حاضر می‌شود و در کنار یک‌دیگر از رویای دست‌نیافتنیِ بازگشت به افغانستان و پهن نمودن دوبارهٔ سفرهٔ چور و چپاول‌شان در افغانستان سخن می‌گویند.

در نتیجه می‌توان گفت که کارنامهٔ ننگین عبدالرشید دوستم نه‌تنها بازتاب زندگی یک جنگ‌سالار، بلکه نشان‌دهندهٔ فساد، زورگویی و خیانت به ملت افغانستان است؛ خیانتی که هیچ‌گاه از ذهن مردم این دیار پاک نخواهد شد.

او که همانند دیگر جنگ‌سالاران زمانی با تکیه بر شعارهای قومی و حمایت بی‌چون‌وچرای قدرت‌های خارجی، خود را چهره‌ای تأثیرگذار معرفی می‌کرد، امروز جز خاطره‌ای تلخ و عبرت‌آموز از خون و ستم چیزی برایش باقی نمانده است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version