این روزها داستان جفری اپستین و جزیرۀ شیطانی‌اش، همچنان مهمانی‌های حیوان‌صفتانه‌اش با حضور سران کشورهای غربی و صاحبان شرکت‌های بزرگ جهانی، در صدر اخبار رسانه‌های جهان قرار گرفته و پردۀ حقایق کنار زده شده است.

آنچه در این خبر شنیع در محل توجه همگانی قرار دارد، نمایی واضح و غیرقابل‌انکار از فروپاشی نظام اخلاقیِ مدعیان حقوق بشر است؛ کسانی که همواره در ظاهر و در قاب دوربین‌ها از حقوق انسان‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان، با صدای بلند دفاع می‌کنند و سنگ آن را به سینه می‌زنند، اما آنچه در پس پرده و در خفا رخ می‌دهد و خود مرتکب می‌شوند، جهانیان را شوکه و مبهوت ساخته است. این اتفاق نه یک رویداد ساده و قابل اغماض، بلکه نشان‌دهندۀ کنه حیوان‌وارگی انسان غربی و نمایش‌گر روح درندۀ اوست؛ روحی که به هیچ اصل و اساسی پایبند نیست.

هرچند چند سال از قتل مشکوک و مرموز جفری اپستین در زندان می‌گذرد؛ کسی که به همین اتهام‌ها به چنگال قانون گرفتار آمده بود، اما در روزهای اخیر میلیون‌ها فایل مستند از جزیرۀ شیطانی او، با حضور چهره‌های مختلف جهانی، در رسانه‌ها وایرال و همگانی شده است؛ اسناد و مدارکی که وجدان انسان‌های بیدار را خدشه‌دار ساخته و احساسات‌شان را جریحه‌دار نموده است. هر انسانی، فارغ از کیش و آیین، نسبت به این قضیه واکنش نشان داده و آن را به‌شدت تقبیح کرده است.

با وجود این، جالب آن‌جاست که مخالفان فراری و مدهوشان عالم غرب، با وجود تمام اسناد و مدارک تأییدکنندۀ این فساد شنیع و غیراخلاقی، همچنان بر گرایش غرب‌گرایانۀ خویش اصرار می‌ورزند و آنچه را سران درندۀ جهان غرب با نهایت بی‌پروایی و بی‌شرمی مرتکب شده‌اند ـ که هیچ کلمه‌ای یارای بیان آن را ندارد ـ می‌کوشند به اسلام و مسلمانان نسبت دهند یا به‌صورت خاموشانه پرده‌پوشی کنند. حتی بسی خوشحال می‌شوند که ای‌کاش چنین اعمال ننگینی را فردی مسلمان انجام می‌داد یا در کشوری اسلامی رخ می‌داد تا برای‌شان دستاویزی فراهم می‌شد و با آن می‌توانستند رگ گردن‌شان را باد کنند و سخنان تند و تیز علیه مسلمانان و حکومت اسلامی بر زبان آورند.

هرچند خداوند آنان را در این مورد ناکام و سرافکنده ساخته است، اما باز هم عده‌ای دست از جنون حیوانی و دیوانگی خودخواسته برنمی‌دارند و می‌کوشند این قضیه را نیز به‌نحوی با دامن اسلام و مسلمانان گره بزنند. آدم تا چه حد می‌تواند پست و خوار باشد که نداند از کجا می‌خورد و به کجا ضربه می‌زند. در رویدادی که در سطح جهانی تقبیح شده و همگان می‌دانند عاملان و گردانندگان آن چه کسانی بوده‌اند، با وجود این، مخالفان فراری می‌کوشند از میان ویرانه‌های فرو‌ریختۀ آن، برای خودشان قصرِ دلیل و برهان بسازند.

به‌طور مثال، حلیم فدایی گفته است: «نکتۀ مثبت جامعۀ غربی این است که منافقت نمی‌کند. اگر پردۀ منافقت از جامعۀ ما برداشته شود، بسیاری رکورد اپستین را خواهند شکست.» همچنان وحید فقیری ریشخندانه گفته است: «توبه! اگر جفری اپستین مسلمان می‌بود!»

این افراد که با آب و نان اربابان غربی و فاسد خودشان پرورش یافته‌اند، هرگز در مخیلۀ‌شان نمی‌گنجد ـ یا نمی‌خواهند بگنجد ـ که منبع بخش بزرگی از مفاسد اخلاقی در جهان، همان اربابان و رهبران خودشان هستند. یا شاید می‌دانند، اما نمی‌خواهند بدانند؛ از همین رو می‌کوشند برای کشورهای غربی سفیدنمایی کنند و در ظاهر چنین جلوه دهند که این کشورها در عرصۀ اخلاق و تمدن پیشتاز اند، برعکس کشورهای اسلامی که گویا هنوز به یک‌صدم آن هم نرسیده‌اند.

اما وقتی به دنیای واقعیت بازمی‌گردیم و ترازوی عدالت و انصاف را میان می‌گذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که این کشورهای غربی و کفری اند که بویی از عزت و کرامت انسانی و پاسداری از اخلاق و تمدن نبرده‌اند و میان آنچه در ظاهر نشان می‌دهند و می‌گویند با آنچه در خفا انجام می‌دهند و مرتکب می‌شوند، کیلومترها فاصله وجود دارد.

در مقابل، اسلام دینی جامع و فراگیر است و تمام فرامین آن با سرچشمۀ وحیانی، پاسدار هویت اخلاقی و انسانی بشر می‌باشد و از هر آنچه فطرت سلیم از آن بیزار است، منع کرده و راه‌هایش را مسدود نموده است. جوامع غربی که امروز در حال افول بوده و از بسیاری ارزش‌های اخلاقی تهی شده‌اند، تنها راه بازگشت به عزت و سعادت را می‌توانند در دامان اسلام جست‌وجو کنند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version