جنگ، در هر مقیاسی، آسیب‌های جدی به همراه دارد و وضعیت عادی کشور و ملت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شکی نیست که نخستین ضربهٔ جنگ بر پیکرهٔ اقتصاد کشور وارد می‌شود و به‌تبع آن، وضعیت معیشتی مردم با چالش مواجه می‌گردد و گرانی به‌وجود می‌آید.

پاکستان با آغاز جنگ خودخواهانه علیه افغانستان، از یک‌سو خود را در منطقه بدنام ساخت و از سوی دیگر، روابط میان دو کشور را بیش از پیش به مخاطره انداخت؛ جنگی که نه به سود هر دو کشور است و نه پاکستان می‌تواند از طریق آن به خواسته‌های نامشروع و خیالی‌اش دست یابد.

یکی از آسیب‌های جدی جنگ در پاکستان، گرانی مفرط اقلام ضروری، مانند مواد خوراکی، نوشیدنی و حتی مواد مصرفی چون تیل، نفت و گاز است. این موارد از نیازهای روزمره و اساسی زندگی مردم به‌شمار می‌روند که در صورت گرانی یا کمبود آن‌ها در بازار، چرخ زندگی با کندی مواجه خواهد شد.

همچنین پاکستان، پیش از آغاز تجاوز هوایی و ناکام خود علیه تمامیت ارضی افغانستان، از سوی نیروهای مخالف دولت خود نیز مورد حمله و درگیری قرار داشت و امنیت، ثبات اقتصادی و حتی ثبات ملی آن، در مسیر سقوط تدریجی و خاموش قرار گرفته بود. اکنون با افزودن نبردهای بزدلانه‌اش علیه افغانستان به فهرست درگیری‌های ممتد و متعدد داخلی، و نیز با قرار گرفتن سایر قضایای مرتبط با منطقه و همسایگان در محور توجه، این کشور بیش از پیش دچار فروپاشی فرسایشی و تدریجی شده و این نگرانی‌ها به‌گونه ملموس در قالب گرانی‌ها خود را نشان داده است.

در یکی از همین موارد، دولت پاکستان برگزاری بازی‌های کریکت را، که در این کشور طرفداران بسیار دارد و ورزش ملی آن به‌شمار می‌رود، به بهانهٔ گرانی سوخت و ضعف اقتصاد در دوران جنگ، تنها به دو ایالت لاهور و کراچی محدود ساخته است. اما جالب این‌جاست که مریم نواز، وزیر اعلی پنجاب، و محسن نقوی، وزیر داخله کشور، تحت تدابیر شدید امنیتی در استدیوم حضور یافته و به تماشای بازی نشسته‌اند.

این رویداد بیانگر سه نکته مهم است:
۱. وضعیت امنیتی پاکستان به‌شدت بی‌ثبات شده و امکان برگزاری مسابقات و مراسم‌های دسته‌جمعی ملی و غیره، با خطر جدی امنیتی روبه‌رو است و دولت پاکستان در این زمینه نمی‌تواند ریسک کند.

۲. برگزاری محدود مسابقات بدون حضور تماشاگران مردمی، به بهانهٔ گرانی و سقوط اقتصادی، یکی از پیامدهای آشکار دوران جنگ در پاکستان است؛ وضعیتی که به‌زودی اقتصاد این کشور را با فلج جدی مواجه خواهد ساخت.

۳. با وجود این، حضور شخصی وزیران در مسابقاتی که برای مردم ممنوع اعلام شده، نشان‌دهنده خودکامگی سران دولت است؛ کسانی که حتی در اوج آشوب جنگ و درگیری نیز از دنبال‌کردن خواسته‌های شخصی خود دست برنمی‌دارند.

با کنار هم قرار دادن تمام این واقعیت‌ها، می‌توان به این نتیجه رسید که دولت پاکستان به فکر ملت خود نیست و سران این دولت، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز، بیشتر به عیش‌ونوش و منافع شخصی خود می‌اندیشند. آن‌ها درِ سرگرمی را، که برای بسیاری از مردم تنها دل‌خوشی محسوب می‌شود، به روی ملت می‌بندند؛ اما برای خودشان، با هزینه‌های سنگین امنیتی، باز نگه می‌دارند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version