پس از آن‌که نیروهای اشغالگر از افغانستان بیرون رانده شدند و حاکمیت به دست فرزندان این سرزمین افتاد، حلقات وابسته و جیره‌خوار آنان نیز ناگزیر راه فرار در پیش گرفتند. این افراد که بقای سیاسی خود را همواره در سایه بیگانگان جست‌وجو کرده‌اند، بار دیگر به دامان قدرت‌های خارجی پناه برده و تلاش دارند با نسخه‌های تحمیلی و معامله‌گرانه، زمینه بازگشت خود به قدرت را فراهم سازند؛ نسخه‌هایی که در ذات خود چیزی جز معامله بر سر ارزش‌های ملی و حاکمیت کشور نیست.

با توجه به تجربه تلخ و پرهزینه بیست‌ساله ایالات متحده و هم‌پیمانانش در افغانستان، این‌بار رویکرد تقابل مستقیم جای خود را به استفاده از ابزارهای نیابتی داده است. در این میان، پاکستان به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی و دارای سابقه طولانی در مداخلات منطقه‌ای، بار دیگر در محور این معادله قرار گرفته است.

نقش این کشور در حمایت، جهت‌دهی و مدیریت برخی جریان‌های مخالف، در چارچوب رقابت‌های ژئوپولیتیکی منطقه، قابل تحلیل است.

مخالفان پراکنده و شکست‌خورده که از نبود پایگاه مردمی و ظرفیت سیاسی رنج می‌برند، اکنون با ارائه «نسخه‌های بیرونی» تلاش دارند ناامنی و بی‌ثباتی را به کشور بازگردانند. این نسخه‌ها عمدتاً در قالب نشست‌های پشت‌پرده، برنامه‌های رسانه‌ای و تحرکات استخباراتی شکل می‌گیرند؛ اما پرسش اساسی این است که این تلاش‌ها تا چه اندازه می‌تواند واقعیت‌های میدانی افغانستان را تغییر دهد؟

واقعیت این است که تکرار نسخه‌های آزموده‌شده گذشته، بدون در نظر گرفتن تحولات اجتماعی و سیاسی کنونی افغانستان، شانس موفقیت چندانی ندارد؛ زیرا گروه‌ها و چهره‌هایی که امروز در بیرون از کشور گرد هم می‌آیند و در کنار پاکستان و امریکا برای بازگشت دوباره‌شان نسخه می‌پیچند، نه‌تنها از انسجام لازم برخوردار نیستند، بلکه با اختلافات عمیق داخلی نیز روبه‌رو اند.

اختلافات میان برخی چهره‌های وابسته به جمهوریت فروپاشیده، از جمله تنش‌های فکری و سیاسی میان افرادی چون میاخیل، فدایی و ننگیال، نشان می‌دهد که حتی در مسیر وابستگی و همکاری با بیرون نیز وحدت نظر وجود ندارد. این شکاف‌ها، ظرفیت عملی آنان را بیش از پیش تضعیف کرده است.

از سوی دیگر، برخی چهره‌های برجسته جمهوریت پیشین نیز نسبت به این‌گونه تلاش‌ها موضع انتقادی اتخاذ کرده‌اند و آن را فاقد مشروعیت ملی دانسته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که حتی در میان مخالفان نظام کنونی نیز اجماع واحدی بر سر «نسخه‌های خارجی» وجود ندارد.

از جانب دیگر، اتحاد و انسجام ملت مجاهد و شکست‌ناپذیر افغانستان در برابر مداخله جیره‌خوران داخلی و قدرت‌های فتنه‌گر منطقه و فرامنطقه، و هر آن‌کسی که در فکر بی‌ثبات‌سازی و ناامن‌سازی افغانستان است، نشان‌دهنده آن است که هر پلان شوم بدخواهان افغانستان در برابر اراده و عزم مردم این کشور ناکام می‌ماند.

بله! می‌توان به‌صراحت گفت که هیچ دسیسه، طرح و نسخه بیرونی، هرچند با حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همراه باشد، توان ایستادگی در برابر واقعیت‌های میدانی افغانستان و عزم استوار ملت آن را ندارد؛ بلکه این‌گونه تلاش‌ها نه‌تنها به نتیجه نخواهد رسید، بلکه سرانجام با مهر شکست و ذلت بر پیشانی طراحان و مجریان آن ثبت خواهد شد و بار دیگر ثابت خواهد ساخت که اراده ملت افغانستان تعیین‌کننده نهایی سرنوشت این سرزمین است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version