امرالله صالح در دورهٔ مقاومت اول، از چهره‌های نزدیک و مورد اعتماد احمدشاه مسعود در حوزه‌های سیاسی و استخباراتی به‌ شمار می‌رفت. با آغاز اشغال نظامی امریکا در افغانستان، صالح به‌ تدریج در ساختارهای امنیتی و استخباراتی نظام جمهوریت فروپاشیده به جایگاه‌های بلندتری رسید؛ تا جایی که به مسئولیت‌هایی چون ریاست کشف خارجی امنیت ملی، ریاست عمومی امنیت ملی و در نهایت به معاونیت اول ریاست‌ جمهوری رسید. این صعود سیاسی و امنیتی نه حاصل حمایت حلقات داخلی، بلکه در چوکات برنامه‌‎ی نهادهای استخباراتی «سی‌آی‌ای» و «ام‌آی۶» انجام شد.

در دوران جمهوریت، امرالله صالح خود را رفیق نزدیک امریکا و سایر سازمان‌های استخباراتی غربی معرفی می‎کرد. مواضع و سخنان گذشتهٔ او به‌ روشنی نشان می‌دهد که خود را جزئی از پروژه‌ها و اجنداهای غرب می‌دانست و همیشه بر حفظ نظام جمهوریت، دفاع از آن و ادامهٔ بقای آن تأکید می‌ورزید. صالح با تکرار شعارهای پوشالی وطن‌دوستی می‌کوشید چهره‌ای دلسوز و رهبری ملی از خود به نمایش بگذارد.

پس از فروپاشی رژیم جمهوریت، صالح می‎خواست خود را به‌ عنوان بدیلی در برابر حکومت جدید افغانستان مطرح سازد؛ اما نه‌ تنها از سوی غرب به‌ عنوان جایگزین پذیرفته نشد، بلکه از سوی نهادهای استخباراتی غربی کنار گذاشته شد و دیگر توجهی به او صورت نگرفت. چرا که با وجود سرمایه‌گذاری سنگین غرب در طول بیست سال اشغال، به طور کامل ناکام شد.

مصاحبات و تحلیل‌های امرالله صالح با رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌داد که هنوز در پی آن است تا بار دیگر توجه نهادهای استخباراتی غرب را به خود جلب کند؛ اما واقعیت این است که غرب به حل نهایی قضیه رسیده و حکومت کنونی را به‌ عنوان یک واقعیت حاکم می‎پذیرد. کشورهای غربی اکنون ترجیح می‌دهند از مسیر گفت‌وگوهای سیاسی، به‌ تدریج روابط دیپلوماتیک خود را با حکومت افغانستان احیا کرده و با آن‎ پیش بروند.

در شرایطی که نظم جهانی از ساختار تک‌ قطبی به‌ سوی نظام چندقطبی در حرکت است، امرالله صالح که پیش‌تر خود را همسو با منافع غرب معرفی می‌کرد و در این مسیر حتی اعتبار سیاسی خود را از دست داد، اکنون در پی یافتن بدیل دیگری است. تا که این‌بار خود را با منافع شرق پیوند دهد؛ برای همین کار، به‌ جای رسانه‌های غربی، حضور در رسانه‌های شرقی را در اولویت قرار داده و به رسانه‎های غربی این پیام می‌دهد که انحصار رسانه‌ای شما پایان یافته و افکار عمومی به رسانه‌های شرقی روی آورده است.

این یأس و ناامیدی نشان می‌دهد که مصاحبات و تحلیل‌های پیشین امرالله صالح در رسانه‌های غربی، در چارچوب یک سازوکار استخباراتی به پیش برده می‌شد؛ اما اکنون اهمیت خود را از دست داده است. نهادهای استخباراتی غربی نیز تمایلی ندارند چهره‌هایی را که یک‌بار آزموده و نتیجه نگرفته‌اند، دوباره امتحان کنند. از همین رو، صالح تلاش دارد از دریچهٔ رسانه‌های شرقی، راهی برای برقراری ارتباط رفاقت با نهادهای استخباراتی جدید باز کند.

پس از تثبیت حاکمیت حکومت جدید افغانستان، برای اولین‌بار در جهان شرقی، روسیه نظام کنونی افغانستان را به‌ رسمیت شناخت. ولادیمیر پوتین در مسکو اعتبارنامهٔ سفیر حکومت جدید را پذیرفت و در سخنان خود افغانستان را کشوری مهم برای روسیه و منطقه دانست. چرا که روسیه و دیگر قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای، روابط دیپلوماتیک خود را با حکومت افغانستان به‌گونهٔ قابل توجهی گسترش داده‌اند و امروز کشورهایی چون روسیه، چین، ایران، هند و کشورهای آسیای میانه، محاسبه تازه‌ای در مورد حکومت افغانستان دارند و آن را به‌ عنوان یک واقعیت سیاسی می‎پذیرد.

هدف امرالله صالح از این کار آن است که به هر شکل ممکن، خود را به‌ عنوان بدیل حکومت افغانستان معرفی کند. به همین دلیل، به جای رسانه‌های غربی به رسانه‌های شرقی روی آورده است تا پیشینهٔ سیاسی خود را در تاریخ معاصر حفظ کند و از مرگ سیاسی خود جلوگیری نماید. با این حال‎، نهادهای استخباراتی جهان شرق در شرایط کنونی، به‌ جای حمایت از بدیل‌های حکومتی، سیاست ثبات را در اولویت قرار داده‌اند و نمیخواهند از چهره‌هایی استفاده کنند که توسط غرب پرورش یافته و استفراق شده‌اند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version