توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
در روزهای پایانی ماه اسد سال ۱۴٠۱، زمانیکه شهر کابل و دیگر ولایات از لوث اشغالگران و مزدورانشان پاک گردید، آخرین بقایای نظام جمهوریت به پنجشیر پناه بردند و با خیالی باطل جبهه بغاوت را به رهبری پسر ناخلف مسعود پایهگذاری نمودند.
جبههای که قرار بود علیه نظام اسلامی ایستادگی نماید و از مقر خود در پنجشیر در دیگر ولایات نیز فعالیتهای تخریبی انجام دهد، اما دیری نگذشت که نیروهای امارتاسلامی وارد پنجشیر شدند و آخرین سنگر بغاوتگران نیز ازهم پاشید.
تاجیکستان اولین پناهگاه سرکرده بغاوتگران بود، طوریکه بعدها دفتری نیز برایشان در نظر گرفته شد، تا فعالیتهای مخربشانرا از آن مرکز ساماندهی کنند.
رویکردی که برخلاف انتظار بغاوتیان، مدت زیادی دوام نیاورد و بعد از گذشت اندکزمانی بدون هیچ دستاوردی خبر مسدودشدن دفترشان بهگوش رسید.
احمد مسعود بعد از ناامیدشدن از جانب تنها کشور حامی خود، حیران و سرگردان درپی متحدی دیگر بود، کشوری که بتواند از چهره شکست خورده و فراریاش قهرمان ملی بسازد و برای فریبخوردگان این جبهه جای پایی در افغانستان باز کند.
از همینرو در نشستهای مختلفی شرکت نمودند، جلسات متعددی را در شهرهای مختلف راهاندازی نمودند، با جبهات دیگر و حتی گروهک خوارج متحد شدند، اما بازهم کاری از پیش نرفت و نتیجهای برایشان درپی نداشت.
این شکستهای پیدرپی باعثشد تا احمدمسعود یکبار برای همیشه چانس خود را بیازماید و قدم در راستای بردگی طاغوت عصر یعنی آمریکا بردارد، امری که برای بغاوتگران دستاورد بزرگی محسوب میشد. اما جلب رضایت آمریکا، کار سادهای نبود و نیاز به برنامهریزی دقیق و پیادهنمودن نقشهای تدریجی داشت، از همینرو فعالیتهای جبهه بغاوت به ترتیب ذیل و به امید رسیدن به حمایت آمریکا آغاز شد: ۱_ قدم نخست را شان رایان، خبرنگار و عضو سابق نیروی دریایی آمریکا برداشت، بگونهای که طبق ادعای رسانهها، وی طوماری تهیه کرد و در آن ۳٠٠ هزار امضاء برای دعوت از مسعود به آمریکا جمعآوری نمود. ۲_ قدم دوم را انستیتوت تحقیقاتی هادسن برداشت، طوریکه با نشر گزارشی از آمریکا خواستار حمایت مالی و نظامی از جبهه بغاوت شد.
۳_ اینبار نیز انستیتوت هادسن پیشقدم شد و در یک نشست مجازی زمینه سخنرانی احمدمسعود را فراهم نمود. ۴_ قدم نهائی و اساسی را مایکل مککال رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندهگان امریکا برداشت و اعلام نمود که در روز دهم سپتامبر سال روان با احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در کانگرس دیدار خواهد کرد. همین اعلامیه کافی بود تا جبههبغاوت نفسی آرام بکشد و بعد از سهسال بیاربابی، خوداش را برای خدمت به باداری جدید آماده سازد.
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه به یکبارهگی تمام امیدها و نقشههای شرارت پیشهگان برهم خورد و مککال از حرفی که زده بود عقب نشینی نمود و دیدارش با احمدمسعود نیز لغو شد.
احمدمسعود بعد از دست رد زدن آمریکا بر خواستههایش به این نتیجه رسید که دیگر نباید از کشورهای بیرونی انتظار همکاری داشته باشد و در سخنرانیاش از طریق ویدیو کنفرانس در مراسمی به مناسبت بیستوسومین سالروز ترور پدرش، احمدشاه مسعود که در ساختمان پارلمان بریتانیا برگزار شده بود، گفت: هر نوع اميد به تغییر از بیرون یک امید واهی است.
این جمله در حالی بیان میشود که تا قبل از آن، تمام تلاش احمد مسعود بر جلب حامی بیرونی متکی بود و تلاشهای بیشماری انجام داد.
جملهای که بیانآن بعد از سهسال حیرانی و سرگردانی پیامی واضح و روشن برای تمام مخالفین نظام اسلامی است و آن اینکه هیچکشور و قدرتی توان نبرد علیه افغانها و خواسته مشروعشان که همانا برپائی حکومت اسلامی عاری از فسادپیشهگان است را در خود نمیبیند و نمیخواهد اشتباه اشغالگران دیروز را مرتکب شود.
واقعیتی که هرچند دیر اما بلاخره احمدمسعود به آن اقرار نمود و پرده از عجز و ناتوانی خویش در مقابل خواسته مشروع ملت مجاهد افغانستان برداشت.