از زمان سقوط رژیم جمهوری، مکررترین وعده از سوی چهره‌های فراری و پیشین، «پایان روزهای دشوار» بوده است. دوستم، محقق، احمد مسعود و شماری دیگر از سیاستمداران سابق، در نشست‌ها و با شعارهای گمراه‌کننده از خارج کشور، این وعده را بارها برای تسکین روانی طرفداران ناامید و بی‌چاره خود و جنگ‌طلبان پروژه‌ای تکرار کرده‌اند. هر زمان که هواداران آن‌ها از حرکات نمادین‌شان انتقاد می‌کنند و از روزگار آشفته خود شکایت می‌نمایند، آن‌ها وعده‌های خیالی توخالی درباره پیشرفت و روزهای خوب می‌دهند که در واقع، پوششی برای ناکامی‌های خودشان است.

پس از حادثه آشوب‌گرانه اخیر در یفتل بدخشان، بار دیگر شماری از مخالفان، شایعات دروغین را گرم کردند که گویا لحظات حوادث جدید در برخی مناطق خاص فرا رسیده است. دوستم نیز مدعی است که اگر از جنگ می‌ترسید، مارشالی نمی‌داشت. اما حافظه مردم آنقدر هم ضعیف نیست؛ مردم با چشمان خود دیدند که در لحظات حساس سقوط رژیم جمهوری، چه کسانی به میدان پشت کردند. از سوی دیگر، لقب مارشالی ماشینی نیز نه از هیچ فداکاری تاریخی، بلکه زاییده معامله سیاسی و جنجال‌های امتیازی در اواخر دوره جمهوری بود و مردم می‌دانند که وقوع حوادث جدید، دروغ بسیار بزرگی است.

القاب و ستایش‌های قهرمانی دروغین دوستم تنها به حاکمیت پوسیده جمهوری محدود نمی‌شد، بلکه اکنون نیز تلاش می‌شود تا از دوستم یک قهرمان کاذب ساخته شود. چند روز پیش احمد مسعود در سخنان خود مدعی شد که اگر رأی‌گیری شفاف صورت گیرد، دوستم از مقامات حکومت فعلی موفق‌تر خواهد بود. این گونه اظهارات نشان می‌دهد که یا آن‌ها از واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی بی‌خبرند و یا هم می‌خواهند با ادعاهای محبوبیت یک معامله‌گر، جنگ‌سالار و قهرمان دروغین، به طرفداران خود امیدهای واهی بدهند.

اگر عملکرد این چهره‌های ناکام تحلیل شود، در پنج سال گذشته هیچ فکر و نظر روشنی جز درخواست اسلحه و کمک‌های مادی از سفارتخانه‌ها و آدرس‌های اطلاعاتی خارجی نداشتند. سیاستمداری که بقای سیاسی و امکان بازگشت به قدرت خود را تنها در حمایت مستقیم بیگانگان می‌بیند، چگونه می‌تواند امید به تغییر را با طرفداران ناامید خود شریک کند؟ عملکرد عملی آن‌ها نشان می‌دهد که هدف اصلی‌شان جلب مجدد توجه به وضعیت فراموش‌شده خودشان است.

برای نسل آگاه و جدید افغانستان، زمان آن فرا رسیده است که ارزیابی عمیقی از امیدهای دروغین پنج ساله مخالفان انجام دهد. چند تن از طرفداران آن‌ها که هنوز هم به هشدارهای آنلاین و شعارهایشان دلخوش‌اند، باید بدانند که این چهره‌های جنگ‌طلب هرگز نمی‌توانند صاحبان سرنوشتی حاکم و مستقل باشند. وعده‌ها و شعارهای «پایان روزهای دشوار» تنها سوءاستفاده از بی‌چارگی و احساسات چند طرفدار است تا تجارت سیاسی خود را در اطراف آن‌ها ادامه دهند.

روایت‌های دروغین، آرزوهای خیالی و شعارهای تبلیغاتی مخالفان، تلاشی برای منحرف کردن توجه از حقایق است. روایت‌های بی‌نتیجه پنج سال گذشته مخالفان ثابت کرد که سخنان این سیاستمداران تنها خودفریبی است. جامعه جنگ‌زده ما دیگر تحمل این وعده‌های تکراری و شعارهای فریبنده را ندارد؛ راه‌حل پایدار افغانستان تنها در درک همه‌جانبه، بصیرت نسل جدید و رد صحیح و منطقی این افکار کاذب نهفته است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version