پیام اخیر نوروزی آصف زرداری، رئیس‌جمهور رژیم نظامی پاکستان، و استقبال گرم جبهه مقاومت از آن، نشان‌ دهنده آغاز یک نمایش سیاسی خطرناک است که در پوشش فرهنگی، زمینه‌ساز معاملات تازه‌ای درباره آینده افغانستان می‌باشد. هرچند در ظاهر این سخنان بیشتر بر ستایش نوروز متمرکز است، اما در واقعیت، یک تاکتیک استخباراتی برای به گروگان گرفتن احساسات مرم عام به شمار می‌رود. ستایش جبهه مقاومت و استقبال گرم از پیام رهبر آن رژیمی که طی چندین دهه، زهر جنگ و دسیسه را در رگ‌ رگ کشور ما تزریق کرده است؛ نه تنها بیانگر ناپختگی سیاسی است، بلکه بر قرابت و پیوند عمیق و پنهان آنان با بیگانگان نیز مهر تائید می‎زند.

این هم‌سویی ناگهانی میان دو طرف، در حقیقت مرحله دوم یک «توطئه مشترک» را بازتاب می‌دهد. تاریخ بارها ثابت کرده است که هرگاه پاکستان به‌ گونه‌ای نمایشی بر وضعیت افغان‌ها اشک ریخته، در پسِ آن برای فراهم‌سازی زمینه اجرای دسیسه‌های خود تلاش کرده است. در شرایط کنونی که گروه مقاومت از اظهارات زرداری و سایر مقامات رژیم نظامی تمجید می‌کند، در واقع در پی آن است که به حملات رژیم نظامی پاکستان مشروعیت ببخشد و آن‌ها را توجیه کند؛ حملاتی که در این‎سوی خط فرضی دیورند، قربانیان آن عمدتاً غیرنظامیان هستند.

در پیام زرداری، نکوهش حکومت افغانستان و یادآوری رنج‌های مردم افغان(!) از سر دلسوزی واقعی نبوده، بلکه در چارچوب یک تاکتیک ساختگیِ همدردی می‎باشد تا خود را حامی مردم افغانستان جلوه دهد. در این بازی، گروه مقاومت نیز به‌ عنوان ابزاری مؤثر (پروپاگندای) رژیم نظامی به کار گرفته می‎شود. آنان می‌خواهند با استفاده از پیوندهای سیاسی، مذهبی، فرهنگی… دستان آغشته به خون پاکستان را پاک جلوه دهند؛ دستانی که به خون هزاران افغان آلوده است. همچنین تلاش می‌شود تا مردم افغانستان به‌ تدریج با مواضع «پاکستان‌گرا» عادی کنند و تجاوز دشمن به نام دوستی به فروش برسانند.

این روند، یک توطئه از پیش طراحی‌شده است که هدف آن پیوند زدن همه مسائل ملی و تاریخی افغانستان با منافع ژئوپولیتیکی کشورهای همسایه می‌باشد. مردم افغانستان باید آگاه باشند که مسائل ملی داخلی نباید توسط حلقاتی برای تأمین منافع سیاسی یک گروه مورد سوء استفاده قرار گیرد، حلقاتی که در یک دست گل دوستی و در دست دیگر، قباله‎های فروش کشور را گرفته اند. حمایت بی‌قید و شرط گروه مقاومت از مواضع رژیم نظامی، این پیام را به مردم می‌دهند که آنان برای سراب قدرت، حتی حاضرند در آغوش همان اجیرانی بیفتند که به‌ عنوان معماران اصلی تمام بدبختی‌های افغانستان شناخته می‌شوند.

نزدیکی میان رژیم نظامی و گروه مقاومت، نشانه‌ای از معاملات تازه استخباراتی در سطح منطقه است. پاکستان می‎خواهد که برای افغانستان یک «بدیل دست‌نشانده» حفظ کند تا در شرایط حساس، از آن در راستای منافع استراتژیک خود بهره ببرد. جبهه مقاومت اکنون آگاهانه در خط مقدم این پروژه قرار گرفته است. آنان در حالی خود را مجریان اصیل فرهنگ افغانی معرفی می‌کنند که در عمل، شعارهای سیاستی را سر می‌دهند که به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان به چشم توهین نگاه می‎کنند و زمینه را برای نمونه جدید مداخله خارجی فراهم می‌سازد.

مردم افغانستان باید در برابر چنین نمایشات سیاسی، کاملاً هوشیار باشند. باید اجازه ندهیم که مشترکات داخلی ما قربانی دام‌های شبکه‌های استخباراتی بیگانه گردد. سیاست گذشته و کنونی پاکستان در قبال افغانستان هرگز بر پایه صداقت استوار نبوده است. از این‌رو، هر جبهه‌ای که «روشن‌ فکری» پاکستان را می‌ستاید و به مداخلات آن مشروعیت می‌بخشد، باید به‌ عنوان یک تهدید جدی شناخته شود و عملکرد آن خیانتی تاریخی پنداشته شود. نجات افغانستان در وحدت داخلی و بیداری نهفته است، نه در اعتماد به پیام‌هایی که بوی فروش وطن از آن‌ها به مشام می‌رسد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version