عایشه وهاب، عضو افغان‌تبار مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا، در اظهارات اخیر خود بر ضرورت تعامل دیپلماتیک با افغانستان تأکید کرده و هم‌زمان، گروه‌های سیاسی و نظامی‌ای را که خود را زیر عناوینی چون مقاومت، آزادی و نام‌های دیگر معرفی می‌کنند، گروه‌های ناکام و چرخیده بر محور منافع شخصی دانسته است. این اظهارات او با واکنش‌های تند برخی مخالفان روبه‌رو شده است؛ اما محور اصلی بحث تنها اظهارات وهاب نیست، بلکه واقعیتی است که در پنج سال گذشته در پیوند با وضعیت سیاسی افغانستان، روابط بین‌المللی و گروه‌های مخالف شکل گرفته است.

پس از سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱ میلادی، گروه‌های مخالف حکومت کنونی افغانستان تصور می‌کردند که جامعه جهانی در مدت کوتاهی جریان‌های دیگری را در برابر حکومت کنونی تقویت کرده و برای تغییر نظام، حمایت سیاسی و نظامی فراهم خواهد کرد. اما با گذشت زمان، این امید همچنان در حد یک امید باقی ماند و روزبه‌روز بر باد می‎رود. زیرا اختلافات میان گروه‌های مخالف، رقابت بر سر رهبری، منازعات بر سر منابع مالی و نبود یک آجندای واحد، تأثیرگذاری سیاسی آنان را بیش از پیش تضعیف کرده است. ایجاد جبهات مختلف، پراکندگی، انشعاب‌های وقت ناوقت و مواضع متضاد آنان، حتی تا حد جاسوسی علیه یکدیگر و طرح‌ریزی پلان‎های مرگبار به پیش رفت.

از سوی دیگر، قدرت‌های جهانی نیز سیاست‌های خود در قبال افغانستان را به جای احساسات، بر مبنای واقعیت‌ها تنظیم کرده‌اند. غرب، اگرچه تاکنون حکومت کنونی افغانستان را به‌صورت رسمی به رسمیت نشناخته است، اما در عرصه عملی، درهای تعامل، مذاکرات و روابط دیپلماتیک را باز گذاشته است. نیازهای امنیتی، علمی، اقتصادی، بشردوستانه و منطقه‌ای ایجاب می‌کند که تماس مستقیم یا غیرمستقیم با نظام حاکم وجود داشته باشد. بر اساس همین واقعیت‌ها، در نشست‌ها و محافل سیاسی بین‌المللی، با توجه به جایگاه و ماهیت گروه‌های مخالف افغانستان، مسیر دیپلماسی و تعامل با نظام حاکم کنونی، گزینه مناسب‌تر دانسته می‌شود.

اظهارات عایشه وهاب نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. او از فساد، منافع شخصی، بیگانه‌پرستی، تعصبات و تجربه‌های ناکام چهره‌های سیاسی پیشین و جنگ‌سالاران بی‌شرم انتقاد کرد و گفت که مشکلات افغانستان تنها محصول امروز نیست، بلکه سیاست‌های نادرست و فساد جنگ‌سالاران و حاکمان پیشین نیز در ایجاد این مشکلات نقش بزرگی داشته است. این ارزیابی و خواست، تنها دیدگاه شخصی یک سیاستمدار نیست؛ بلکه بازتاب برداشتی است که در محافل بین‌المللی درباره گروه‌های مخالف افغانستان در حال گسترش است.

در پنج سال گذشته، نه مردم افغانستان پشت این جبهه‌ها ایستادند، نه کشورهای منطقه و نه قدرت‌های غربی آنان را به‌ عنوان یک بدیل مؤثر پذیرفتند. زیرا این‌ها همان افرادی هستند که اشغالگران با زور خود در دوره جمهوریت به قدرت رساندند. آنان خودشان بهتر از مردم افغانستان برای غرب شناخته شده‌اند. در زبان پشتو مثلی است که می‌گوید: «وقتی در آخور تو بزرگ شده باشد، دیگر نیازی به دیدن دندان‌هایش نیست.» این جنگ‌سالاران میراثی و بی‌شرم که از عقل به دور هستند، با برگزاری چند نشست نمایشی که در آن عروسک‌هایی را در کنار خود می‌نشانند و با حضور آنلاین و فعالیت‌های رسانه‌ای، تلاش می‌کنند خود را در برابر غرب افرادی آگاه و اصلاح‌شده نشان دهند. اما غرب آنان را از مدت‌ها پیش می‌شناسد.

هنگامی که در بحث‌های بین‌المللی از ضرورت دیپلماسی با حکومت افغانستان و ناکامی گروه‌های مخالف سخن گفته می‌شود، واکنش‌های تند این جنگ‌سالاران بی‌شرم نیز برانگیخته می‌شود؛ زیرا این سخنان بازتاب واقعیتی است که با گذشت زمان هرچه بیشتر آشکار می‌شود. در مجموع، دیدگاه کنونی جامعه جهانی نسبت به قضیه افغانستان، بیشتر بر محور تعامل، واقع‌بینی و دیپلماسی می‌چرخد، نه حمایت از جریان‌های سیاسی و نظامی‌ای که هنوز زیر سایه تجربه‌های گذشته با مشکل مشروعیت و تأثیرگذاری روبه‌رو هستند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version