در مقطع حساس کنونی افغانستان، مواضع گروه‌ها و افراد مخالف حکومت افغانستان، که به جای استحکام نظام، در انتظار پروژه‌های آمریکایی و اروپایی در کشورهای بیگانه به دنبال تغییر هستند، نشان‌دهندۀ اسارت فکری آن‌هاست. این گروه‌ها که در دو دهۀ گذشته در سایۀ دالرهای خارجی و اشغال، قدرت را تجربه کردند، امروز برای جبران ناکامی سیاسی خود، بار دیگر بر اساس اشارۀ بیگانگان، مواضع بیگانه‌محور اتخاذ می‌کنند. اینکه آن‌ها به بهانۀ حملات هوایی پاکستان و مداخلات دیگر حلقه‌های خارجی، از یک مداخلۀ خارجی دیگر استقبال می‌کنند، نشان می‌دهد که برای آن‌ها حاکمیت ملی نه به عنوان یک هدف عملی، بلکه تنها به عنوان یک اصطلاح پوچ ارزش دارد.

آن‌ها که بر سقوط جمهوریت و تکرار توافقات بی‌اعتبار تأکید می‌کنند، در حقیقت به بی‌کفایتی گذشته خود اعتراف می‌نمایند. این مخالفان که زمانی با حمایت مالی و نظامی نیروهای خارجی در ارگ و قصرها نشسته بودند، هیچ پرسشی در مورد قانون و ارادۀ مردم نداشتند، اما امروز تحت شعار دروغین «حکومت مردمی» یا به اصطلاح دموکرات‌ها «حکومت برآمده از رأی»، در تلاشند تا منافع باداران خود را حفظ کنند. فعالیت‌های سیاسی آن‌ها که با چند نشست در تالارهای کشورهای اروپایی گرم شده و امید به دستیابی به قدرت را در آن‌ها بیدار می‌کند، با واقعیت‌های افغانستان هیچ همخوانی ندارد و تنها برای استفادۀ کسانی است که می‌خواهند با اتکا به بیگانگان در توهم قدرت زندگی کنند.

در حالی که افغانستان با تجاوزات پروژه‌ای همسایه روبروست، مخالفان حکومت بر وحدت در صفوف خود تأکید می‌کنند تا وحدت در میان مخالفان با تجاوز همسایه و بازی‌های استخباراتی خارجی همآهنگ شود و از این طریق آن‌ها نیز به اهداف خود برسند. سخنان آن‌ها در نوشته‌ها و اظهاراتشان در مورد فشار و زور نشان می‌دهد که این گروه‌ها کاملاً از حمایت مردمی بی‌بهره‌اند و تنها در انتظار فشار نظامی خارجی و بازی‌های استخباراتی نشسته‌اند. این مواضع مخالفان را می‌توان خیانتی بزرگ به صلح و ثبات کشور و مرحلۀ جدیدی از اقدامات ضد ملی دانست.

این ادعاها که گویا متحد شدن مخالفان در برابر حکومت افغانستان راه پیروزی آن‌هاست، تصوری خیالی و احمقانه است که به دلیل عدم محاسبۀ تاریخ عبرت‌آموز بیست سال گذشته مطرح شده است. این گروه‌ها که زمانی در قدرت بودند، به دلیل اختلافات درونی و رقابت‌های فساد، فرصت ادامۀ رژیم جمهوریت را از دست دادند، پس چگونه امروز می‌توانند با ایجاد ائتلاف فراگیر و با حمایت بیگانگان حکومت افغانستان را به چالش بکشند!؟ تندی اظهارات آن‌ها نه برای پیشرفت کشور، بلکه به عنوان تلاشی ذلیلانه برای بازپس‌گیری شکوه و مقام از دست‌رفته‌شان قابل مشاهده است.

آن‌ها که به بهانۀ دفاع از ناموس افغان‌ها فریادهای نمایشی سر می‌دهند، در حقیقت کسانی هستند که در زمان حاکمیت حکومت خود در برابر هرگونه تجاوز متجاوزان خارجی سکوت اختیار کرده بودند. شرم‌آور است که امروز همین افراد از نام مردم به عنوان ابزاری استفاده می‌کنند تا راه را برای مداخلۀ باداران خارجی خود در افغانستان هموار سازند. این تلاش‌های سیاسی آن‌ها نه برای منافع اسلامی و ملی، بلکه برای رفع ناخشنودی باداران سیاسی خود و حفظ منافع شخصی‌شان است که مردم نیز به خوبی آن را شناخته‌اند.

این‌گونه فعالیت‌های پروژه‌ای مخالفان نظام را می‌توان یک گام شرم‌آور دیگر در خلاف ارادۀ مردم افغانستان دانست. وقتی که در میان مخالفان یک گروه در انتظار فشار بیگانگان و گروه دیگر در انتظار فعال شدن مجدد پایگاه‌های خارجی نشسته است، این اثبات می‌کند که در قاموس آن‌ها اصطلاح استقلال هیچ جایگاهی ندارد. مردم دیگر نمی‌خواهند قربانی قدرت و هوس این گروه‌های پراکنده شوند که بر اساس اشارۀ بیگانگان به پیش برده می‌شوند، بلکه مردم خواستار یک افغانستان آزاد از خطوط پروژه‌های خارجی و متمرکز بر منافع اسلامی و ملی خود هستند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version