حنیف اتمر، یکی از چهره‌های مرموز کابینهٔ جمهوریتِ فروپاشیده و عضو ائتلاف تازه‌تشکیل مخالفان، اخیراً در گفت‌وگو با یک شبکهٔ تلویزیونی بیرون از کشور، سخنانی مبهم و تأمل‌برانگیز دربارهٔ سناریوی اشغال دوباره‎ى افغانستان مطرح کرده است. او در ظاهر چنین وانمود می‌کند که طرفدار یک راه‌حل سیاسی و سازش در افغانستان است و به همین هدف، به ائتلاف مخالفان پیوسته و خود را یکی از مهره‌های کلیدی آن معرفی می‌کند؛ ائتلافی که مدعی است از راه گفت‌وگو و توافق سیاسی در پی بازگشت دوباره به قدرت می‌باشد. با این حال، هم‌زمان هشدار می‌دهد که اگر این جریان از مسیر گفت‌وگو و حل سیاسی به نتیجه نرسد، ممکن است سناریوی سخت‌تر روی دست گرفته شود؛ سناریویی که به گفتهٔ خودش نمی‌خواهد از زبان او گفته شود.

در ادامهٔ این اظهارات، اتمر به‌گونه‌ای آشکار تمایل خود را نسبت به حضور سیاسی، نرم و حتی نظامی امریکا در افغانستان نشان می‌دهد و چنین القا می‌کند که به شکلی پنهان و فریبنده، برای مأموریتی تازه آماده شده است. با در نظر گرفتن کارنامه، پیشینه و بازی‌های سیاسی او، اتمر چهره‌ای پیچیده، استخباراتی و در عین حال بی‌ثبات به نظر می‌رسد.

اتمر در دوران اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی، از حامیان سرسخت قشون سرخ و حامی رژیم‌های وابسته به آنان بود و نقش فعالی در ساختار آن ایفا می‌کرد. پس از آن، در دورهٔ جنگ‌های داخلی، با نهادهایی وظیفه داشت که به‌ گونهٔ مستقیم و غیرمستقیم به آتش جنگ‌های داخلی در افغانستان دامن می‌زدند. در سال‌های آغازین جمهوریتِ فروپاشیده نیز به‌ عنوان وزیر معارف ایفای وظیفه کرد و در آن وقت، تمامی محتویات وابسته به نظام کمونیستی را از نصاب تعلیمی حذف نمود.

زمانی که در حکومت اشرف غنی، به‌ عنوان مشاور شورای امنیت ملی و وزیر امور خارجه کار می‌کرد، در آن مقطع نیز اجنداهای گوناگون، مرموز و ویران‌گر را به پیش می‌برد. اکنون که در بیرون از کشور به‌سر می‌برد و دید که تمام گروه‌ها و حلقات که آشکارا شعار آغاز جنگ را سر می‌دادند، ناکام و ناتوان شده‌اند، مأموریت تازه و پنهان دیگری را آغاز کرده است. از لحن و محتوای سخنانش چنین برمی‌آید که برخی حلقات استخباراتی و احتمالاً کشورهایی با نیت‌های شریرانه از او حمایت می‌کنند. اتمر حتی توانسته است شماری از رقیبان پیشین خود و برخی چهره‌های بدنام و جنگ‌طلب وابسته به ائتلاف شمال را قناعت دهد تا به این ائتلاف نوپا بپیوندند؛ هرچند بعضی از آنان در نیمهٔ راه پشیمان شدند و نسبت به او بدگمان گردیدند.

اتمر با چنین سیاست‌های پیچیده، مرموز و فریب‌ دهنده و با تلاش‌های پنهانی، می‌کوشد زهر را در عسل به مردم افغانستان بدهد؛ امنیت و ثبات موجود را با نیرنگ و مکر تضعیف کند؛ نظام کنونی و نیرومند را در نگاه مردم کم‌جان جلوه دهد و به شکلی حساب‌شده، دوباره زمینهٔ واگذاری مهار امور کشور را به چهره‌های بدنام، آزموده و مرموزی چون خودش فراهم سازد. او می‌خواهد افغانستان را نه از راه جنگ سخت، بلکه از مسیر جنگ نرم به‌ سوی اختلافات داخلی، بی‌ثباتی و حتی جنگ‌های خانگی سوق دهد. اما اتمر باید بداند که مردم افغانستان حافظه دارند و تمام سیاست‌های مکارانهٔ او را به‌ خوبی می‌شناسند.

اتمر و دیگر چهره‌های سیاه و بدنام سیاست افغانستان هرگز از راه فریب، نیرنگ و سیاست‌های مکارانه به اهداف شوم خود نخواهند رسید. شاید خود را بیشتر حلیم کنند و همه‌ چیز را عادی جلوه دهند، اما مردم افغانستان هیچ‌گاه بار دیگر به این چهره‌های آزموده و رسوا اعتماد نمی‎کنند. مردم به تمام بازی‌ها، نیرنگ‌ها و فریب‌های آنان آگاه‌ شدند و همان‌گونه که بسیاری از گروه‌ها، دسته‌ها، حلقات و ائتلاف‌های پیشین فروپاشیدند، این ائتلاف تازه نیز که بر پایهٔ فریب و نیرنگ بنا شده است، سرانجام فرو خواهد ریخت و آرزوهایش را با خود به خاک خواهد سپرد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version