تاریخ افغانستان بارها یک حقیقت را با صدای بلند فریاد زده است: هیچ قدرت خارجی و هیچ جریان وابسته‌ای نتوانسته است با تکیه بر بیگانه، اراده این ملت را در هم بشکند. این سرزمین، اگرچه بارها آماج تجاوز و توطئه قرار گرفته، اما همواره میان فرزند وفادار و مزدور بیگانه تفاوت قائل شده است. هرکس برای عزت این خاک ایستاده، در حافظه مردم جای گرفته و هرکس دست یاری به دشمنان این ملت دراز کرده، با ننگ و رسوایی از صحنه تاریخ کنار زده شده است.

در دوران اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی، گروهی از انسان‌های قدرت‌طلب و معامله‌گر، به امید حفظ مقام و امتیاز، در کنار ارتش اشغالگر قرار گرفتند. آنان گمان می‌کردند که با تکیه بر تانک و تفنگ بیگانه، می‌توانند سرنوشت یک ملت را تغییر دهند؛ اما سرانجام، چیزی جز شکست، نفرت عمومی و ثبت نام‌شان در فهرست خائنان تاریخ نصیب‌شان نشد.

پس از آنان نیز، در دوره اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی به رهبری ناتو، چهره‌هایی پیدا شدند که بقای سیاسی خود را در سایه حمایت اشغالگران جست‌وجو کردند. آنان نیز پس از بیست سال، صحنه را در حالی ترک کردند که نه‌تنها هیچ جایگاه مردمی برای‌شان باقی نمانده بود، بلکه در نگاه مردم، به‌عنوان انسان‌های خائن، معامله‌گر، خودخواه و جاه‌طلب شناخته می‌شدند.

با وجود این همه تجربه، هنوز هم عده‌ای حاضر نیستند از گذشته عبرت بگیرند. امروز برخی از جبهات و اشخاص مخالف، پس از ناکامی در داخل کشور، بار دیگر چشم امید به بیرون از مرزها دوخته‌اند و تلاش می‌کنند با تکیه بر حمایت قدرت‌های خارجی و دشمنان افغانستان، این کشور را ناامن سازند.

آنچه این روزها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، آشکارشدن ارتباطات رسمی و غیررسمی برخی از این جریان‌ها با پاکستان است؛ موضوعی که دیگر تنها در حد گمانه‌زنی باقی نمانده و بارها در رسانه‌ها و تحلیل‌های سیاسی مطرح شده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره حضور عناصر داعش و گروه‌های مسلح در مناطق نزدیک خط فرضی دیورند و تلاش آن‌ها برای ناامن‌سازی برخی ولایت‌های شمال‌شرق، از جمله بدخشان، از مسیر چترال نیز منتشر شده است.

آنچه بیش از هر چیز قابل تأمل است، این است که برخی از این جریان‌ها تلاش می‌کنند با افزایش تعداد جبهات، انتشار پی‌درپی کلیپ‌های تبلیغاتی و بزرگ‌نمایی عملیات‌های ناکام، موجودیت خود را در افغانستان به‌عنوان گروهی قدرتمند به نمایش بگذارند. اما اگر واقعیت‌های میدانی از نزدیک بررسی شود، روشن می‌شود که این همه تبلیغات رسانه‌ای، صرف تلاشی برای جلب توجه، حفظ روحیه هواداران و ارسال پیام به حامیان بیرونی‌شان است، نه خطری که امنیت افغانستان یا جغرافیای آن را تهدید کند. با این حال، بزرگ‌ترین چیزی که از این هیاهوهای ساختگی برای مردم آشکار شد، شناخت چهره‌های واقعی غلامان و اجیران ISI پاکستان بود؛ کسانی که سال‌ها نقاب وطن‌دوستی بر چهره داشتند، اما اکنون با حمایت دشمن دیرینه افغانستان، از چترال پاکستان برای ناامن‌سازی وارد افغانستان شده‌اند.

کسانی که سال‌ها دیگران را به وابستگی با پاکستان متهم می‌کردند و از این آدرس می‌خواستند نفرت عمومی مردم را علیه مخالفان خود برانگیزند، امروز خود از زیر چتر آن سر برآورده‌اند و برای تأمین منافع باداران خود، اعلان مبارزه می‌کنند.

اما نباید فراموش کرد که تاریخ این سرزمین، گورستان آرزوهای کسانی است که خواستند با پشتوانه بیگانگان بر مردم افغانستان حکومت کنند. این حقیقتی است که تاریخ دیروز گواه آن بوده، امروز نیز آن را تأیید می‌کند و فردا نیز تغییر نخواهد کرد.

آنانی که امروز به امید رضایت حامیان خارجی، امنیت و آرامش کشور خود را هدف قرار می‌دهند، باید بدانند که آزادگان این سرزمین به هیچ خائنی اجازه نخواهند داد برنامه‌های بیگانگان تحقق یابد و خواب‌ها و خیال‌های شوم‌شان به واقعیت بپیوندد.

تجربه تاریخ افغانستان نشان داده است که هر جریانی که منافع قدرت‌های خارجی را بر منافع مردم خود ترجیح داده، سرانجام نه به هدف سیاسی خود رسیده و نه جایگاهی در میان ملت یافته است. تنها چیزی که نصیب حال‌شان گردیده، ذلت و رسوایی بوده است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version