هر ملت از خود دورههایی را دارد که در آن مواضع واقعی، اهداف و انگیزههای مردم، جریانهای سیاسی و چهرههای اثرگذار به گونهای روشن آشکار میشود. نقض پیهم حریم هوایی افغانستان از سوی پاکستان، کشتار و زخمیساختن افراد ملکی و بمبارانهای وحشیانه، از جمله رویدادهای حساس و سرنوشتسازی است که میزان تعهد هر گروه و هر افغان را به خوبی آشکار میسازد.
پاکستان بارها بر خاک و مردم افغانستان تجاوز کرده است که در نتیجه آن، خسارتهای سنگین جانی و مالی بر افغانهای بیگناه وارد شده است. در چنین شرایطی، مردم افغانستان انتظار دارند که تمامی جریانهای سیاسی و اجتماعی، به جای محاسبات گروهی و ملاحظات سیاسی، عزت، استقلال و منافع علیای کشور را در اولویت قرار ده در واکنش به این حملات، حکومت افغانستان عملیات «ردالظلم» را به عنوان یک اقدام دفاعی و در پاسخ به خونریزی افراد ملکی افغان راهاندازی کرد و نشان داد که نقض حریم هوایی افغانستان و ریختن خون افغانها بدون جواب نخواهد ماند. همچنان اقدامات بعدی نیز در دست اجرا قرار دارد. این اقدام از دید بسیاری از افغانها، دفاع از حاکمیت ملی و پاسخ به خواست مشروع مردم بود؛ اما در سوی دیگر، سکوت گروهها و جریانهای مخالف در برابر حملات پاکستان و موارد متعدد نقض حریم هوایی افغانستان، خشم و نارضایتی مردم را برانگیخته.
سکوت گروههای مخالف در برابر این رویدادها و یا در برخی موارد، موضعگیری آنان بر ضد حکومت افغانستان و اظهارات جانبدارانه به نفع پاکستان، وابستگی و نزدیکی آنان به پاکستان را بیش از پیش آشکار ساخت. آنان حتی زیر عنوان مخالفت سیاسی، عمق روابط و غلامی خود به پاکستان را نیز نمایان کردند. افزون بر آن، نشان دادند که خون افغانها برای آنان ارزشی ندارد و تنها منافع شخصی در جاسوسی به بیگانگان و دشمنیهای سیاسی برایشان اهمیت دارد.
غلامی و روابط نزدیک مخالفان با پاکستان، پیشینهای تاریخی دارد که به دوران احمدشاه مسعود بازمیگردد. در سال ۱۳۷۱ هجری خورشیدی، زمانی که کابل به دست مجاهدین سقوط کرد، حمید گل، رئیس وقت سازمان استخبارات پاکستان (آیاسآی)، از احمدشاه مسعود درخواست اسناد استخباراتی کرد. روزنامه پاکستانی «فرنټیر» در سال ۱۹۹۲ گزارش داد که جنرال حمید گل برای دسترسی به اسناد استخباراتی «خاد» چندین بار به کابل سفر کرده است. در این روزنامه آمده است: «حمید گل اسناد مربوط به خاد در مورد پاکستان را جمعآوری میکند» و همچنان افزوده شده است که «احمدشاه مسعود این اسناد را به جنرال حمید گل سپرد.» از این موضوع، پیشینه روابط مخالفان امروزی با پاکستان را به خوبی آشکار میسازد.
مخالفانی پیرو فکر احمدشاه مسعود زیر سایهی آیاسآی و اردوی پاکستان، رؤیای ویرانی افغانستان را در سر میپرورانند. چند روز پیش از این بمبارانهای پاکستان، مقامهای آیاسآی با رهبران برخی گروههای مخالف حکومت افغانستان، در داخل و خارج از پاکستان، نشستها و دیدارهای گوناگونی برگزار کردند. در این نشستها، آنان تعهدات پیشین خود را برای معامله بر سر افغانستان، ناامنساختن خاک کشور و ریختن خون افغانها بار دیگر تجدید کردند.
سکوت گروههای مخالف در برابر تجاوزها، بمبارانها و کشتار افراد ملکی افغان از سوی پاکستان، یک امر تصادفی نیست؛ بلکه ادامه همان روابط و تعهداتی است که ریشههای آن از سالها پیش تا امروز امتداد یافته است. سکوت برخی از آنان و وفاداری برخی دیگر به پاکستان، در ذهن مردم به عنوان خیانت ثبت خواهد شد.
تنها هدف گروههای مخالف، دستیابی به قدرت جعلی و پول است. برای آنان تفاوتی ندارد که هزاران افغان شهید شوند یا تمام کشور ویران گردد. آنان همواره همین رویکرد سیاسی را دنبال کردهاند؛ رویکردی که بر بنیاد آن، برای تحقق اهداف شوم خود با سرنوشت کشور بازی میکنند.
در مجموع، این روشن است که حلقات اصلی دشمنان افغانستان، در پشت شعارها، وفاداریهای ساختگی و ادعاهای فریبنده، اهداف پنهان خود را دنبال میکنند؛ اما تاریخ در هر مرحله ثابت ساخته است که معامله بر ضد ملت، تکیه بر بیگانگان و جستوجوی قدرت در برابر خون هموطنان، هرگز وطندوستی محسوب نمیشود.
امروز مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگری دریافتهاند که چه کسانی در هنگام درد و رنج کشور خاموش میمانند و در زیر سایه بمبها و پروژههای بیگانگان، حسابهای تجارت سیاسی خود را دنبال میکنند. از همینرو، مسئولیت فرزندان این سرزمین است که در برابر هرگونه بردگی، فتنه و بازیهای استخباراتی، متحد و یکصدا بایستند، از ارزشها و حاکمیت ملی خود دفاع کنند و هرگز اجازه ندهند که سرنوشت افغانستان بار دیگر زیر نام شعارهای فریبنده به دست بیگانگان سپرده شود.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.