توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
احمد مسعود، رهبر بدنام جبهه بغاوت روز سهشنبه ۶ سنبله در جلسهای که موسسه هادسون برگزار کرده بود سخنرانی نمود و در جریان سخناناش کلماتی بهزبان آورد که نهتنها به دور از حقیقت جاری در افغانستان بود، بلکه حتی میتوان این ادعاهای بیمورد را توهین به شعور مخاطباناش تلقی نمود.
وی در میان کلمات شکستهاش مطالبی را بیان نمود که لازم به یادآوریست و نیاز به روشنگری دارد.
احمد مسعود در لابلای سخنرانی خود بیان داشت که مردم افغانستان مشکلات و چالشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی دارند که مسبب این وضعیت حکومت طالبان است.
این جملات در وضعیتی بیان میشود که تمام دنیا بر بهترشدن وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم افغانستان نسبت به بیستسال گذشته در زمان اشغال آمریکا و زیر سایه اجیران داخلیاش شاهد اند و این امر برای هیچکسی پوشیده نیست و انکار آن همانند انکار آفتاب است.
مسعود در ادامه اراجیفاش پای جای پای مأوای پدرش پاکستان گذاشت و ادعایی تکراری اما بیاساس دولتمردان پاکستان را، بهزبان آورد و افغانستان را مسبب ناامنیهای کشورهای همسایه دانست.
ادعایی که هیچگاه از جانب مدعیان آن ثابت نشد و در حد یک افسانه باقی مانده است.
وی در این میان، کمپاین برای متحد جدیداش داعش خراسان را نیز از یاد نبرد و برخلاف وضعیت میدانی اینگروه و کوتاهشدن دست نامبارکاش از پهنای افغانستان، مدعی ارتقای ظرفیت این گروهک منفور شد.
در مورد ترس وی از افزایش مدارس دینی در افغانستان و هشدار دادن دنیای غرب از تاسیس این مراکز، نباید آنرا ملامت نمود، زیرا برای کسیکه تعلیماتاش را در آغوش انگلیسها به پایه اکمال رسانده، امری طبیعیست که از آموزههای دینی در هراس باشد، زیرا همین آموزههاست که تمام زحمات بیستساله اشغالگران و مزدورانشان در بُعد جنگ فکری و تحمیل فرهنگ پوسیدهغرب بر ملت افغانزمین را نقش برآب میسازد.
میگوید در یکسال گذشته صدها عملیات موفق علیه طالبان انجام دادیم، حالآنکه حتی راهاندازی یکی از این عملیات موهوماش را نمیتواند مستند بیان کند و یا حد اقل عکس و یا فیلمی از آن منتشر کند، البته ناگفته نماند که جبهه بغاوت در این مدت فعالیتهای زیادی انجام داده است و ولایات زیادی را نیز گرفته اند، اما نه در فضای حقیقی، بلکه در صفحات فیسبوک و دیگر اکانت های سوشلمیدیا.
در جایی دیگر از سخناناش اصرار به برگزاری انتخابات داشت، تا به زعم وی مردم از این طریق بتوانند حکومت دلخواهشان را به قدرت برسانند.
اما همین فرد با دیگر چهرههای منفور فراری در رأس جمهوریت بیستساله بودند و نهتنها انتخابات نمادین ریاست جمهوری، بلکه حتی دیگر انتخابات نیز دردی از مردم را دوا نکرد و ملت افغانستان خسته و درمانده از این حجم بزرگ فساد و تباهی خواهان حکومتی اسلامی بودند، اما دریغا که هیچگاه صدایشان شنیده نشد و توجهی بهخواستههایشان صورت نگرفت.
در مورد سخن اخیرش که گفت مردم افغانستان همه بهسمت ما آمده اند، باید گفت که شاید این آدم معنای مردم را ندانسته، وگرنه مردمی که در افغانستان زندگی میکنند حتی همانهایی که در زمان اشغال سنگ این افراد را بهسینه میزدند نیز اکنون به ماهیت واقعی این افراد پی برده اند و بهجز چند معاش بگیری که در خفا عمل میکنند انسان دیگری را نخواهی یافت که از این فراریان حمایت کند و یا خواهان برگشت آنها باشد.