آنانی که با صلح، ثبات و رفاه دشمنی دارند و همچون لکهای سیاه در تاریخ این کشور حک شدهاند، از سالها بدینسو افغانستان را در اندوه فرو بردهاند و برای بیگانگان کار کردهاند، اینها هرگز حاضر نشدهاند با هیچ حکومتی کنار بیایند. چه در دوران پادشاهی، چه در زمان مجاهدین، طالبان، جمهوریت یا حکومت سرپرست، همیشه در یک نقطهی مشترک گرد هم آمدهاند: دشمنی همیشگی با یک افغانستان مستقل و امن.
افغانستان همواره میدان آزمون سیاستمداران و مقامات قبلی بوده و گذشتهی آنها در حافظهی مردم نقش بسته است. گروههایی که امروز با امنیت مخالفت میکنند، دشمنیشان تازه نیست، بلکه ادامهی همان گذشتهی تاریک و تباهکنندهی آنهاست. این افراد هیچگاه اجازه ندادهاند که کشور پیشرفت کند، زیرا همواره منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادهاند و بقای این منافع در سایهی ناامنی فقط تضمین میشود. جنگسالارانی که از طریق جنگ نیابتی به قدرت رسیده بودند، هرگز خواهان صلح نیستند، زیرا صلح یعنی پایان یافتن قدرت و ثروت آنها.
مخالفان حکومت سرپرست با وجود گذشتهی سیاه، در دوران جمهوریت نیز به فساد، تعصب و انحصار قدرت دامن زده بودند. آن دوره یکی از فاسدترین دورههای تاریخ افغانستان بود که در آن میلیاردها دالر کمکهای جهانی به جیب افراد خاصی سرازیر شد. افرادی که امروز با شعار عدالت و شمولیت، امنیت کشور را تهدید میکنند، اگر واقعاً به این اصول باور داشتند، در زمان حاکمیت خود آنها را اجرا میکردند. در دوران تسلط این گروهها، افغانستان یکی از ناامنترین کشورهای جهان بود، در فساد اداری رتبهی اول را داشت و به مناطق، اقوام و گروههای شخصی تقسیم شده بود. اما همین افراد امروز با نامهای متفاوت تلاش دارند امنیت موجود را به چالش بکشند.
دلایل متعددی وجود دارد که بر اساس آن مخالفان حکومت سرپرست امنیت را برهم میزنند، اما مهمترین آن، کنار رفتن جنگسالاران از قدرت است. افرادی که در دوران جمهوری نفوذ داشتند، درآمدهای گمرکی را براساس روابط شخصی بین خود تقسیم میکردند، قراردادهای دولتی به سطح وزارت خانه ها را با رشوه میفروختند و وزرا و والیان در فساد، تعصب و رشوه غرق بودند. بخش عمدهی کمکهای بینالمللی به جای اینکه برای توسعهی کشور هزینه شود، به جیب مقامهای حکومتی و شرکتهای شخصی سرازیر شد.
قاچاق تجهیزات لوژستیکی پولیس و اردو، سرقت مهمات، سوخت و دیگر امکانات، از جمله فسادهای گستردهای بود که در آن دوران جریان داشت. زمینهای دولتی و شخصی توسط زورمندان و جنرالان غصب میشد، و جنگسالاران زندانهای خصوصی داشتند که در آن مخالفان و حتی غیرنظامیان را پس از بازداشت شکنجه میکردند و برخی را بدون هیچگونه محاکمهای به قتل میرساندند. این اقدامات، نقش بزرگی در تداوم جنگ و افزایش ناامنی در کشور داشت.
اکنون که مقامات و سیاستمداران پیشین از کشور گریختهاند، روشهای ایجاد ناامنی نیز تغییر کرده است. حالا مانند گروههای نیابتی، جوانان را با پول خریده و تشویق میکنند که در میان مردم عام انفجارات انجام دهند. هرچند که این روش آنها تاکنون نتیجهای نداشته، اما همچنان با این اقدامات تلاش دارند افکار عمومی را مخدوش کرده و کشور را ناامن جلوه دهند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.