در این اواخر، شماری از چهره‌های فراری و شکست‌خوردهٔ جمهوریت، بار دیگر با مطرح‌کردن شعار «اجماع ملی» تلاش دارند برای خود جایگاهی در معادلات سیاسی افغانستان دست‌وپا کنند. این در حالی است که همین افراد، در سال‌های گذشته، نه‌تنها در تأمین وحدت و ثبات کشور ناکام بودند، بلکه بسیاری از آنان پس از سقوط جمهوریت، به‌جای پذیرفتن مسئولیت ناکامی‌های خود، راه خارج از کشور را در پیش گرفتند و از آن‌جا به فعالیت‌های سیاسی ادامه دادند.

احمدالله علیزی، والی اسبق کابل در دورهٔ جمهوریت، اخیراً با اشاره به تنش‌های موجود میان رژیم نظامی پاکستان و حکومت افغانستان گفته است که برای جلوگیری از بی‌ثباتی، حکومت باید تمامی اقشار و جریان‌های سیاسی افغانستان را زیر چتر تفاهم و اجماع ملی گرد هم آورد. اما این سخن تنها دیدگاه یک فرد نیست؛ از اشرف غنی گرفته تا بسیاری از مقام‌های سابق و چهره‌های پایین‌رتبهٔ جمهوریت، بارها همین شعار را تکرار کرده‌اند و از «اجماع ملی» به‌عنوان راه‌حل مشکلات سخن گفته‌اند.

نکتهٔ قابل تأمل این است که علیزی، خود در سپتامبر ۲۰۲۵، در پاکستان و در نشستی به میزبانی یک مؤسسهٔ مورد حمایت آی‌اس‌آی شرکت کرده بود؛ نشستی که شماری از چهره‌های شناخته‌شدهٔ مخالف حکومت افغانستان نیز در آن حضور داشتند. از همین‌رو، طرح شعار اجماع ملی از سوی چنین افرادی، بیش از آن‌که از نگرانی برای سرنوشت کشور ناشی شود، تلاشی برای بازگشت به صحنهٔ سیاسی و کسب سهم در ساختار قدرت به نظر می‌رسد.

در این، هیچ تردیدی وجود ندارد که حکومت افغانستان، از نخستین روزهای روی‌کارآمدن خود، دروازهٔ بازگشت را به روی همهٔ شخصیت‌های سیاسی و مقام‌های پیشین باز گذاشته و بارها از آنان خواسته است به کشور بازگردند. اما بسیاری از کسانی که امروز سخن از اجماع ملی می‌زنند، نه‌تنها به این دعوت پاسخ مثبت نداده‌اند، بلکه در سال‌های گذشته در نشست‌ها و برنامه‌هایی شرکت کرده‌اند که هدف آن، اعمال فشار سیاسی بر افغانستان و ایجاد جبهه‌های مخالف بوده است.

از سوی دیگر، پرسش اساسی این است که خود این خارج‌نشینان تا چه اندازه به اجماع رسیده‌اند؟ کسانی که امروز نسخهٔ اجماع ملی برای افغانستان می‌پیچند، در میان خود حتی بر سر ابتدایی‌ترین مسائل سیاسی نیز اتفاق نظر ندارند. ده‌ها جریان، شورا، ائتلاف و نشست در خارج از کشور برگزار شد، اما هیچ‌یک نتوانستند موضعی واحد و قابل قبول برای همهٔ اعضای خود ایجاد کنند. اختلافات شخصی، رقابت‌های سیاسی و منافع متضاد، آنان را به مجموعه‌ای پراکنده و سردرگم تبدیل کرده است.

افزون بر این، مردم افغانستان هنوز کارنامهٔ جمهوریت را فراموش نکرده‌اند. فساد گسترده، اختلافات داخلی، وابستگی سیاسی و امنیتی به خارجی‌ها و در نهایت خیانت به داشته‌های فرهنگی و اقتصادی مردم، واقعیت‌هایی است که اعتماد عمومی را نسبت به بسیاری از چهره‌های آن دوره از میان برده است. از همین‌رو، هرگاه این افراد با شعارهای جدید وارد میدان می‌شوند، با استقبال گستردهٔ مردمی روبه‌رو نمی‌شوند.

همچنین قابل توجه است که مطرح‌کنندگان شعار اجماع ملی، معمولاً هنگام سخن‌گفتن از مشکلات افغانستان، از نقش پاکستان در بی‌ثبات‌سازی افغانستان، فشارهای خارجی، تحریم‌های غرب و سایر عوامل مؤثر بر وضعیت کشور، اصلاً سخنی به میان نمی‌آورند و به‌جای آن، راه‌حل را در بازگرداندن خود و همفکران‌شان به صحنهٔ سیاسی جست‌وجو می‌کنند. در حالی که اگر هدف، واقعاً دفاع از منافع مشترک مردم باشد، باید دربارهٔ همهٔ عوامل تأثیرگذار بر وضعیت افغانستان، به‌گونه‌ای صادقانه و واقع‌بینانه بحث شود.

بنابراین، آنچه امروز از سوی بخشی از خارج‌نشینان تحت عنوان «اجماع ملی» مطرح می‌شود، بیش از آن‌که یک طرح عملی و مبتنی بر واقعیت‌های موجود باشد، بهانه‌ای برای بازگشت به عرصهٔ سیاست و جبران ناکامی‌های گذشته به نظر می‌رسد. کسانی که نه در گذشته توانستند میان خود اجماع ایجاد کنند و نه امروز از وحدت و انسجام لازم برخوردارند، نمی‌توانند با تکرار این شعار، ناکامی‌های گذشته را از حافظهٔ مردم پاک کنند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version