در نیمه‎های شب ۲۱ فبروری، رژیم نظامی پاکستان بر چندین منطقه از ولایت‌های پکتیکا و ننگرهار حملات هوایی انجام داد و بار دیگر چهره جنایت‌کارانه خود را آشکار ساخت؛ چهره‌ای که تمامی اصول حسن هم‌جواری را زیر پا نهاده و به جای نیکی، بدی را پیشه کرده است. در نتیجه این حملات، زنان، کودکان و سالمندان به‌ گونه‌ای بسیار بی‌رحمانه شهید و زخمی شدند؛ افراد ملکی‌ای که نه با هیچ گروه نظامی پیوندی داشتند و نه در جنگ نقشی ایفا کرده بودند. افزون بر رسانه‌های معتبر، سازمان‌های بین‌المللی نیز تأیید کرده‌اند که این حملات جان افراد ملکی را گرفته است.

با این حال، شماری از افراد وابسته به «جبهه مقاومت» و اعضای این حرکت موسوم، حتی از خون مسلمانان بی‌گناه نیز بهره‌برداری سیاسی کردند و با صراحت و بی‌پروایی، افزون بر ستایش این حملات، در پی توجیه این اقدامات نامشروع و جنایت‌کارانه شدند. رژیم نظامی پاکستان و آدرس‌های استخباراتی ـ تبلیغاتی وابسته به آن در شبکات اجتماعی ادعا کردند که گویا این حملات به‌ گونه هدفمند بر پناهگاه‌ها و مراکز آموزشی مخالفان مسلح آنان اجرا شده است و حتی فهرست‌های جعلی منتشر کردند که در آن ادعا شده بود اعضای «تی‌تی‌پی» را هدف قرار گرفتند. اما واقعیت این بود که افراد ملکی بی‌گناه و یک مسجد بمباران شده‌اند و همه دیدند که قربانیان، نه افراد مسلح، بلکه مردم عادی بوده‌اند.

در چنین رویدادهایی انتظار می‌رود همه افغان‌ها به‌ طور متحد در برابر حملات رژیم نظامی موضع مخالف نشان دهند، آن را محکوم نمایند و در حد توان برای دفاع از کشور گام بردارند؛ اما اعضای جبهه مقاومت برخلاف این انتظار، از همان رژیمی حمایت کردند که مرتکب جنایتی آشکار شده است. این هم‌سویی و دفاع جبهه مقاومت از عملکرد نادرست پاکستان، اطلاعاتی را تأیید کرد که مدتی پیش منتشر شده بود؛ در آن اطلاعات آمده بود که اعضای جبهه مقاومت از ایران به پاکستان می‌روند و زمینه اقامت آنان در آن کشور فراهم گردیده است.

واقعیت این است که مردم افغانستان از چنین جریان‌های سیاسی وطن‌فروش متنفر و به‌ ستوه آمده‌اند. آنان خواهان زندگی در سایه یک نظام باثبات و امن، آینده‌ای روشن و رفاه پایدار اند و نمی‌خواهند وسیله کمپاین‌های استخباراتی جریان‌هایی قرار گیرند که از همین رهگذر، جایگاه خویش را در آغوش اسلام‌آباد و اردوی آن کشور تضمین می‌کنند. اعضا و هواداران جبهه مقاومت باید از خود بپرسند که برای دستیابی به کدام هدف سیاسی، ریختن خون افراد بی‌گناه را به‌ وسیله بم‌های اردوی پاکستان روا می‌دانند، از آن ستایش و دفاع می‌کنند و آن را به سود مردم افغانستان تلقی می‌نمایند؟

موضع‌گیری اعضای جبهه مقاومت نشان داد که آنان خون مردم را در برابر منافع کوتاه‌مدت سیاسی، پیوندهای کهنه و مخالفت کورکورانه با حکومت افغانستان معامله کرده‌اند. هر آن کسی‎که به دلیل رقابت سیاسی، حمله یک نیروی نظامی خارجی بر خاک افغانستان را توجیه کند، در حقیقت بنیادهای اخلاقی موضع خود را فرو می‌پاشد، چهره واقعی خویش را برای مردم آشکار می‌سازد و برگ ننگین دیگری بر کارنامه خود می‌افزاید.

اعضای جبهه مقاومت باید درک کنند که هیاهوی گذرای جنگ تبلیغاتی، که به تحریک بیگانگان راه‌اندازی می‌شود، نمی‌تواند بار مسؤولیت تاریخی را کاهش دهد. فردا همین افراد در برابر مواضع‌شان مورد سوال قرار خواهند گرفت که چرا از بمباران مسجد اظهار خرسندی کردند؟ چرا بر خون کودکان و سالمندان معامله نمودید و به سود رژیم نظامی تحلیل سیاسی نوشتید؟ مردم حافظه دارند و حافظه مردم نه شعارها، بلکه مواضع را ثبت می‌کند. این گروه‌ها برای کسب امتیاز سیاسی، حقیقت را تحریف کردند و همین تحریف موجب سقوط اعتبار آنان گردید.

افغانستان از دوران بازی‌های استخباراتی خسته شده است. نه اجندای شرق و نه غرب، نه شمال و نه جنوب، هیچ‌یک نمی‌تواند درد این سرزمین را درمان کند. هر جریان سیاسی که در سایه قدرت خارجی موقعیت خود را تقویت می‌کند، باید بداند که این سایه پایدار نیست؛ اما نفرت و بی‌اعتمادی مردم می‌تواند برای مدت طولانی باقی بماند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version