نشست اخیر بروکسل تحول مهمی را در معادلهٔ سیاست خارجی افغانستان آشکار ساخت؛ تحولی که دیگر نادیده گرفتن آن ممکن نیست. اتحادیهٔ اروپا با هیأت رسمی حکومت افغانستان بر سر میز گفت‌وگوی مستقیم نشست و دربارهٔ راه‌های گسترش روابط و پیگیری موضوعات مشترک، گفت‌وگو و تبادل نظر کرد. این اقدام بار دیگر ثابت ساخت که مسئلهٔ افغانستان بدون حضور حکومت افغانستان قابل حل نیست.

این نشست تنها یک دیدار دیپلوماتیک نبود، بلکه پیام سیاسی روشنی نیز در خود داشت. افغانستان بخشی اثرگذار از معادلات بین‌المللی است و حضور حکومت افغانستان اکنون به واقعیتی مبدل شده که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه از محاسبات جهانی کنار گذاشت. حضور هیأت رسمی حکومت افغانستان در قلب اروپا، این واقعیت را بیش از پیش روشن ساخت که هرچند مخالفان تلاش کنند با توسل به احساسات، تبلیغات و فشارهای سیاسی مانع این روند شوند، اما سیاست بین‌المللی مسیر خود را نه بر بنیاد شعارها، بلکه بر پایهٔ واقعیت‌ها تعیین می‌کند.

هرگاه حکومت بتواند زمینهٔ گفت‌وگوی مستقیم با اروپا را فراهم سازد، این صرفاً یک دیدار دیپلوماتیک نیست، بلکه نشانه‌ای از حضور سیاسی، ثبات اداری و توانایی آن در پیشبرد گفت‌وگوها نیز به شمار می‌رود. در مقابل، واکنش چهره‌های طرده شده‎ی جمهوریت پیشین و دشمنان ملت افغانستان، بیش از هر چیز بازتابی از نگرانی، نارضایتی و ضعف سیاسی آنان بود. در پسِ زبان نرم نگرانی‌های آنان، دغدغهٔ اصلی این بود که چنین تعاملی میان حکومت افغانستان و اروپا، روایت پنج‌سالهٔ آنان را که افغانستان را منزوی و دور از تعامل با جهان می‌خواند، با چالش روبه‌رو می‌سازد.

نشست بروکسل در عمل نشان داد که تبلیغات مخالفان تأثیر نداشت. راهبرد چند سال اخیر آنان ناکام ماند؛ زیرا بخش بزرگی از انرژی خود را صرف شعارها، نشست‌ها، اعلامیه‌ها و تبلیغات پی‌هم کردند، اما نتوانستند روند تعامل بین‌المللی افغانستان را متوقف سازند. برعکس، پذیرفتن گفت‌وگو با نمایندگان حکومت افغانستان از سوی اروپا، به‌ روشنی نشان می‌دهد که سیاست بین‌المللی تابع فشارهای احساسی نیست. هرگاه حکومتی از ظرفیت عملی برای ادارهٔ امور کشور برخوردار باشد، جامعهٔ جهانی بر بنیاد نیاز با آن گفت‌وگو و تعامل می‌کند. این امر برای حکومت افغانستان یک امتیاز سیاسی و برای مخالفان، شکست دیگری در محاسبه به شمار می‌رود.

یکی دیگر از فواید مهم این تعامل برای حکومت افغانستان، آن است که موضوع افغانستان را بار دیگر از حاشیه به مرکز تصمیم‌گیری بازگرداند. بر بنیاد گزارش‌ها، محور گفت‌وگوهای این دیدار بر خدمات قونسلی و ایجاد زمینهٔ تماس منظم با شهروندان افغانستان متمرکز بود و برای جانب اروپایی، این نشست راهکاری برای رسیدگی به نیازهای اداری و عملی محسوب می‌شد. هرگاه حکومتی بتواند برای رسیدگی به امور اتباع خود، فعالیت قونسلگری‌ها و تنظیم روابط، مسیر مستقیم ایجاد کند، این در حقیقت نشانهٔ اقتدار و حضور نیرومند آن است.

واکنش‌های تند مخالفان نیز در پرتو همین واقعیت، کم‌رنگ جلوه می‌کند. انتقادهای شماری از سازمان‌ها و برخی چهره‌های اروپایی، بیشتر از منظر ارزش‌های مورد نظر آنان مطرح شده است؛ اما از محتوای اظهارات آنان به‌روشنی برمی‌آید که علت اصلی مخالفت‌شان با حضور فعال حکومت افغانستان، اضطراب سیاسی است. آنان می‌دانند که هر نشست مستقیم، هر ویزه و هر گام رسمی، روایت چندین‌سالهٔ آنان را با چالش روبه‌رو می‌سازد.

پس از نشست بروکسل، واکنش‌های حلیم فدایی، نصیراحمد فایق، شکریه بارکزی و شماری از سیاست‌مداران اروپایی، در واقع اعترافی به تأثیر سیاسی تعامل حکومت افغانستان است. اگر این دیدار بی‌اهمیت و بی‌اثر می‌بود، چنین اعتراض‌ها، اعلامیه‌ها و ابراز نگرانی‌های پی‌هم مطرح نمی‌شد. آنان می‌کوشند این تعامل را با عنوان مشروعیت‌بخشی و عادی‌سازی تعبیر کنند، اما از این سؤال اساسی می‌گذرند که حل مشکلات مربوط به مهاجران افغانستان، خدمات قونسلی، مسائل امنیتی و سایر موضوعات مشترک، بدون تعامل مستقیم امکان‌پذیر نیست.

تا اکنون مخالفان حکومت افغانستان نه بدیل عملی ارائه کرده‌اند و نه طرحی را پیشکش نموده‌اند که بتواند نیازهای افغانستان را در عرصهٔ روابط بین‌المللی برآورده سازد. از همین‌رو، مواضع آنان در این زمینه بیانگر یک راهبرد عملی نیست، بلکه بازتاب‌دهندهٔ نارضایتی آنان از واقعیت سیاسی‌ای است که حکومت افغانستان از رهگذر تعامل پدید آورده است.

مخالفان حکومت افغانستان اکنون با یک چالش اساسی روبه‌رو هستند؛ نه بدیلی در اختیار دارند که بتوانند جامعهٔ جهانی را به آن قناعت دهند و نه نقشهٔ عملی‌ای که روند روابط خارجی افغانستان را دگرگون سازد. این تعامل نشان داد که سیاست بین‌المللی دیگر به‌ جای روایت‌های تبلیغاتی و ادعاهای بی‌پایه، بر تعامل عملی، ادارهٔ مؤثر و مسئولیت‌ استوار است.

تعامل اخیر میان اروپا و افغانستان، گامی مثبت، نیرومند و معنادار در سیاست خارجی افغانستان بود. این تعامل نشان داد که حکومت افغانستان توانایی برقراری روابط با مراکز مهم جهان را دارد. حضور سیاسی افغانستان همچنان مهم است و روایت تبلیغاتی درازمدت مخالفان نیز در برابر واقعیت، توان ایستادگی ندارد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version